خب حالا برام بگید بعد از خوندن این بحث ثقیل علمی(😅)، چه چیزایی به ذهنتون میرسه؟
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_164wy12&btn=ناشناس.مهشکن
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
دیگه لازم نیست توضیح بدم توی ساعتها و روزهای بعد از انفجار، ایزوتوپهای پرتوزا (که بعد از شکافت هست
اکثر فیلمهای آخرالزمانی به این سمت و سو حرکت کرده.
فیلمهایی مثل ۱٠٠،سیلو و... که همه اش با یک محوریت است، کره زمینی که به خاطر بمب اتم دیگر قابل سکونت نیست، موجوداتی که با تغییرات ژنتیکی به صورت عجیب هستند، اشعه هایی که باعث نابودی انسان میشود، هوایی که قابل تنفس نیست و...
توی نظریه های این فیلمها جالبیش اینه که خود آمریکایی ها و... معتقدن ابر قدرتها که مثلا خودشون باشن دنیا را اینجور به نابودی میکشونن.
بیشتر نظریات یهود در این مدل چیزها تاثیرگذار بوده.
اما برای درک عمیق تحقیق خانم شکیبا و دیدگاه نظری غربی ها در این باره، جالبه دیدن این مدل فیلمها.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشتزاده قسمت 80 نگاهش را
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠
📚رمان «قاتل اردیبهشت»
(معمایی، تریلر)
ش. شیردشتزاده
قسمت 81
-یه حادثه گازگرفتگی بوده؛ ولی به آتشنشانی و آگاهی گفتم بررسیش کنن. میگن احتمالا عمدی بوده.
معلوم است که عمدی بود. این را هم خودم زودتر فهمیده بودم. توی گزارش آتشنشانی گفته بودند محسن بابایی با گاز منوکسید کربن مسموم شده. علت؟ مسدود بودن دودکش. وقتی دودکش بسته باشد، کربندیاکسید و بخار آب نمیتوانند خارج شوند. این گازها در محیط پخش میشوند و غلظت اکسیژن در اطراف شعلهی آبگرمکن کم میشود. وقتی اکسیژن کافی به شعله نرسد، احتراق از حالت کامل به ناقص تبدیل میشود. در این حالت بهجای کربندیاکسید، گاز سمی منوکسید کربن تولید میشود. و چون مسیر خروجی بسته است، گازهای داغ و سمی از زیر کلاهک تعدیل آبگرمکن به داخل فضای خانه سرریز میکنند. نکته اینجا بود که توی فصل بهار، تمام در و پنجرهها بسته بود و از طرفی، مسدود شدن دودکش، در خانهی آدمی مثل محسن بابایی که به سایه خودش هم اعتماد نداشت، منطقی نبود. محسن بابایی یک اطلاعاتیِ بالفطره بود. امکان نداشت حواسش به امنیت خانهاش نباشد.
نزدیک بود ضعف کنم؛ ولی هنوز زود بود. جمله بعدی تیر خلاص اصلی بود.
-چیزی که جالبتره اینه که دختر موسویان، همین امروز صبح رفته دم خونهی محسن.
پاهایم شل شد. اگر خانم میانسالی یک سینی خرما تعارفمان نمیکرد، بدون شک غش میکردم و میافتادم روی دست شفیعی. با دست لرزان خرما را برداشتم. صبحانه نخورده بودم و دلم داشت درهم میپیچید. دیگر انرژی لازم برای پنهان کردن واکنشهایم را نداشتم. شفیعی حالم را که دید، خرمایی که برای خودش برداشته بود را هم به من داد.
دوتا خرما را چپاندم توی دهانم و شفیعی مهلت داد قند خرما به بدنم برسد و حالم جا بیاید. وقتی دوتا هستهی خرما را از دهانم درآوردم، شفیعی گفت: خب... داشتی میگفتی.
پرسشگرانه نگاهش کردم.
-دختر موسویان هم یه چیزایی میدونه نه؟
دهانم خشک بود و پوست خرما به دندانهایم چسبیده بود. گفتم: فکر کنم چیزی یادش نمیاد.
در واقع امیدوار بودم چیزی یادش نیاید؛ حتی به قیمت فراموش کردن من.
شفیعی سر تکان داد.
-نه. یا یادش اومده و یا داره میاد. برای همین رفته دم خونه محسن.
سرم گیج رفت.
-بهتر نیست از این قضایا دور نگهش داریم؟
شفیعی خندید؛ شاید به این که چقدر ساده خودم را لو داده بودم.
-اون به هرحال درگیر شده.
توی دلم به خودم فحش دادم. تقصیر من بود که قاطی این ماجراها شده بود. جانش در خطر بود. شفیعی گفت: میدونم براش خطرناکه، ولی کاریش نمیشه کرد. حتی اگه یادش نمیاومد بازم پاش وسط بود.
-چطور؟
ادامه دارد...
⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست.
گروه نویسندگان مهشکن
https://eitaa.com/istadegi
یه بمب کوچولو🤏🙄
ــــــــــــــــــ
نه واقعا. استفاده از بمب اتمی علیه هیچکس عاقلانه نیست؛ حتی علیه آمریکا و اسرائیل. چون حجم تخریب و آلودگی زیستمحیطیای که ایجاد میکنه، به تمام بشریت ضربه میزنه.
یعنی مثلا اگه بمب اتمی داشتیم و روی تلآویو میانداختیم، مردم فلسطین هم آسیب میدیدن و کلا اکوسیستم منطقه آسیب میدید.
برای همینه که امام شهید ساختن بمب اتم رو حرام کردن. چون وسیله درستی برای هدف و آرمان ما نیست.
------------------
افرادی که دورتر هستند بیشتر از موج انفجار و پرتاب قطعات آوار و خرده شیشه آسیب میبینن. اگه توی فضای باز باشن دچار سوختگی تابشی سطحی میشن. اگه اون لحظه به محل انفجار نگاه کرده باشن دچار آسیب به شبکیه و کوری موقت یا دائم میشن. و با توجه به جهت باد، در روزهای آینده ممکنه تحت بارش رادیواکتیو قرار بگیرن که باعث مسمومیت رادیواکتیو میشه و بدون مداخله فوری پزشکی، کشنده ست.