هدایت شده از ~ آمازون ~
داشتم نگاه میکردم تو کانالم تولد کسیو تبریک نگفتم پس نمیتونم تولد سالارو تبریک بگم بالاخره کانال نظم داره الکی نیست که ( ! ) 🥰.
خیابان را هفت سین کرده بودند اما هنوز بوی خون میآمد. هنوز آدمها غم داشتند. پارسال را یادم هست. و سال قبل و سال قبل ترش. هرسال در همین خیابان میروم اما جدا امسال خبری از آن حال و هوای نوروز نبود. نوروز شادی را آورد اما از خاطرمان غم نمیرود. شاید هم غم نیست، صبر است تاسف است ناتوانی است. با همهی اینها من باز هم شادم. نمیخواهم اسیر بند های دیو شوم. سال جدید پررنگتر از هر سالی میآید. شاید هم بهخاطر جوان شدنم است که اینطور حس میکنم. بههرحال باید امید را پیدا کنم. همین گوشهکنار های دلم است. مطمئنم در دل همه هست. امید را دوباره پیدا میکنم.
گوشیم وقتی داره شارژ میشه یه جوری دمای خودش رو بالا میبره کسی ندونه فکر میکنه فندکه در قالب گوشی
هدایت شده از بایگان
قاصدک هان چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی اما اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری، نه ز دیّار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب !
قاصدک
هان … ولی … آخر … ای وای
راستی آیا رفتی با باد ؟
با توام آی کجا رفتی ؟ آی !
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم
خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک
ابر های همه عالم شب و روز
در دلم می گریند