eitaa logo
-ابَر نو اَختران'
169 دنبال‌کننده
922 عکس
182 ویدیو
46 فایل
"ما مرثیه‌خوانِ وطنِ مرده‌ی خویشیم." ‌ 𓇼 ‌ +ناشناس: https://daigo.ir/secret/21298676186 - +سرو: https://eitaa.com/joinchat/3430286851C853d23be30. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/pone_hay_vahshi/15211 می‌شه زمانش زیاد باشه من حالم بهتر بشه؟(🌟)
گریه کنی اگر که آفتاب را ندیده‌ای ستاره‌ها را هم نمی‌بینی. _تاگور
why (the f‌‌‌‌u‌‌‌‌‌‌‌‌‌ck) am i like this?
هدایت شده از صندوقچهٔ نامه.
از کجا پیدایت شد؟ از که نشانی باغ وجود مرا گرفتی؟ شاه‌توت مرا شبانه ربودی و به کاج خودت پیوند زدی، آب روان احساسات مرا از چاه دلم بالا کشیدی و تمامش را به‌پای نهال خودت ریختی، پربار که شد، کم‌لطفی نکردی و شاخه‌ای از آن را در باغ وجود من کاشتی و اسمش را درختِ عشق گذاشتی، تبریک می‌گویم جنابِ باغبان، خبرداری به شاخ و برگ درختت روز به روز اضافه می‌شود؟ فقط نمی‌دانم چرا تنها روی دوش من سنگینی می‌کند، سودای ساختن کلبه‌ای درختی در سر می‌پرورانی یا بی‌خیال درخت عشقت شده‌ای؟ بگو ببینم، فرسنگ‌ها از اینجا دور شده‌ای یا پشت بوته‌ای پنهانی خم شدن مرا به تماشا ایستاده‌ای؟ دیروز بالاخره تبر برداشتم، سنگین بود، اما نه به سنگینی شاخ و برگ آن درخت مزاحمت، می‌خواستم آن را قطع کنم، چشم‌هایم را ببندم و با تمام توان بر کمر درختت بکوبم؛ تبر را بالا بردم، ناگهان، آوای حریری بلبلی نغمه‌خوان، دستانم را لرزاند، تبر از دستم افتاد، مگر هنوز اینجا بلبلی نفس می‌زند؟ به‌خانه برگشتم و بی‌خیال قطع درخت شدم، خستگی را بهانه کردم تا جلوی خودم شرمنده نشوم، مرا با خودم درانداختی؛ در من، منی پنهان شده با خیالی دیگر، یک منِ من، مگس فکرت را از دور سرم می‌راند و منِ دیگرم کودکانه به‌دنبال پروانه‌ی فکرت می‌دود. آن منِ خوش‌خیال، دوباره دیدَت، مثل همیشه از دور، لبخندی نمکی به لب داشتی، به فردی که برای من غریبه بود، محکم دست دادی و برای چند نفری هم به نشانه‌ی عرض ارادت دستت را به‌روی سینه گذاشتی و رد شدی، آن منِ خوش‌خیال را میدانی کجا پیداکردم؟ داشت از مسیر تاریکی که در آن نشانی از تو بود، به خانه برمی‌گشت، چقدر عشق تو جسورش کرده، گوشش را پیچاندم، منِ عاقل مدت‌هاست که خودش را به نخواستن می‌زند، نخواستنِ تو! اما تا تیر خلاص را سمت افکارت می‌گیرد، منِ خوش‌خیال سپرشان می‌شود و او را ناچار به تسلیم می‌کند، مگر مرا از خود گریزی هست؟ چگونه دریچه‌ی قلبم را به‌روی هرچه نشانی از تو دارد، ببندم؟ نمی‌دانم چشم‌هایم را چگونه ادب کنم تا پابه‌پای تو نیایند، کاش نگاهم لال شود و باتو حرف نزند، کاش آن منِ خوش‌خیال بمیرد، هرچه زودتر .. ننه‌سرما.
هدایت شده از ~ آمازون ~
شاید آن روز که نگاهت در نگاهم دوخته شده بود نباید دل را رهسپارِ آغوشت می‌کردم ..
احساس می‌کنم این‌جا خیلی قشنگه برای حرفای چرت و پرت زدن
اگر مایلید بیاید اینجا https://eitaa.com/joinchat/3430286851C853d23be30
"پناه"
هدایت شده از انجمن‌ آشوبگران.
اره نوه ی گلم داشتم برات میگفتم 🗣🗣
و مرگ پایانی‌ست که شاید نجات دهنده نباشد اما حداقل تمام کننده است.