هدایت شده از دایناسور؛
من ارگ بمو خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی
هدایت شده از - Atomospher -
نمیدونم چطور بگم، خوشحالم که زنم. اما زن بودن اذیتم میکنه.
هدایت شده از - Atomospher -
عاشق یخ زدن نوک بینیم هستم. اگر امروز برای یک تابستون فن سواله که آیا بابت این هوا خوشحالم یا نه، باید بگم بله خوشحالم.
هدایت شده از "خونه"
مشکل اینه که خیلی چیزا هستن که من واقعا دوستشون دارم،
من عاشق اینم که درحالی که آفتاب از پنجرهی آشپزخونه همهجا رو روشن میکنه، آشپزی کنم.
عاشق اینم که میکاپ کنم.
عاشق اینم که کیکم رو جوری که میخوام تزئین کنم.
عاشق اینم که چیزی رو که خودم درست کردم بخورم.
عاشق اینم که همه جا رو مرتب کنم.
عاشق اینم که برم بیرون و قدم بزنم.
اما انگار چیزی جلوم رو گرفته. انگار یه چیزی میخواد منو به جایی که نشستم بچسبونه و نذاره تکون بخورم و کارایی که میخوام رو انجام بدم. و اون چیز در واقع خودمم.