eitaa logo
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
68 دنبال‌کننده
538 عکس
34 ویدیو
5 فایل
«فَاستَقمِ کَما اُمِرت» فر+یاد فر:شکوه، اون آنِ خاصی که توی قصه‌های باستانی و افسانه‌ای باید افراد برگزیده داشته باشنش + یاد:مرور، ذکر، معنا اینجا؟ رزق‌سنجِ واژه و قلم و اندیشه! ناشناس: https://6w9.ir/Harf_10579115
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز متوجه شدم آفتاب چهار بعد از ظهر از آفتاب سر ظهر تیزتره. عجیبه غریبه تلخه ولی واقعیه :/
تو باید علاوه بر اینکه رنج و امتحان خودت رو می‌پذیری تا بتونی از سر بگذرونیش این رو هم بپذیری که مطلقا هیچکس متوجهِ تلاشی که تو برای پیش بردنِ زندگی و مسیرت می‌کنی نیست. یعنی هیچکس نمی‌تونه دقیقا جای تو باشه. اما در کنارش نباید دیگرانی که جای تو نیستن رو قربانیِ امتحان‌ها و رنج‌هات کنی. اونا از وضع تو بی‌خبرن ولی خودشون هم مسیر سختی دارن. سعی می‌کنن درکت کنن ولی یه جاهایی هم از دستشون در میره و اونجا که نباید، بهت سخت می‌گیرن. تو باید رنج خودت رو برای خودت بپذیری ولی اینو هم قبول کنی که داری کنار آدم‌های دیگه زندگی می‌کنی. نه باید از پذیرش شرایط خودت غفلت کنی و نه از درک شرایط اونها. اینجوری همه چیز خیلی راحت‌تر میشه. و هم به خودت هم به دیگران می‌تونی فرصت اشتباه کردن و جبران بدی. -از سلسله افکار بلندبلند
Shayea | MokhtalefMusic.comshayea_amade_bash.mp3
زمان: حجم: 4.2M
آرزو می‌کنم واسه جفتمون که بمونیم این سری رو پای قولمون/
برخیز و مخور غمِ جهانِ گذران
...با همون حال مچاله چشماتو بذار رو هم. تو دلت بگو: خدایا خودت می‌دونی من اون بخشی که در اختیارم بوده رو انجام داده‌م. اگرم اشتباه یا قصوری بوده هیچ عمدی توش نداشتم. ازشم درسی که باید رو گرفتم. بقیه‌ش رو خودت ببخش. بعدم چشماتو باز کن. رها کن و به صحنه بسپرش. خدا اون لحظه و اتفاق رو می‌بخشه ولی اگه توش متوقف بمونی...فککک نکنم!
اونی که باید روی دنیا و همه‌ی چاله چوله‌هاش رو کم کنه تویی نه برعکس...
یه وقتایی اتفاقا تصمیمات لحظه‌ایه که کمک‌کننده و حتی سرنوشت‌سازه تو یه لحظه چپ میکنی. تو یه لحظه استارت می‌زنی. تو یه لحظه دور برگردون رو می‌ببنی و فرمون رو می‌چرخونی. تو یه لحظه بین دو راهی انتخاب درست یا غلط می‌کنی. مسیرت رو دور یا نزدیک می‌کنی. لحظه‌ها می‌تونن بوسیدنی باشن یا لکه‌ی ننگ...
من: یعنی چرا مچ پام انقد درد می‌کنه؟ نکنه اتفاقی براش افتاده باشه؟ مچ: شاید بخاطر این باشه که امروز بالغ بر ده کیلومتر باهام راه رفتی. شایدااا! -عه؟ خب پس درد بکش. از این به بعد اوضاع همینه داداچ
"تو مهربونی، از هوای گرم آفریدنت"؟؟ فکککک نکنم آقای چاوشی! هوای گرمِ طبیعی ناشی از نور خورشید چندان مهربونی‌ای با بنی‌بشر نداره🦦
برای بار دوم فیلم جنگل پرتقال رو دیدم و واقعا از آرمان خوانساریان (نویسنده و کارگردانش) ممنونم نکته‌ی جالبی که یهو دقت کردم این بود که هیچ لمس و عبور از حدی تو فضای فیزیکی فیلم اتفاق نیفتاده بود(برخلاف اکثریت قریب به اتفاق آثار سینما و خانگی)🙃 و در عین حال، سوژه‌ش علاوه بر روابط انسانی، حقوق زنان و رابطه‌ی سالم زن و مرد بود. حتی با اینکه به موضوع مشروب و اعتیاد هم پرداخته بود خیلی این کار رو تمیز و تو دل داستان انجام داده بود. تباه شدن زندگی در اثر اعتیاد و آسیب‌های بعد از ترک به حدی تو سرنوشت و مسیر شخصیت دخیل و بارز بودن که واقعا میتونه واسه آدمِ واقع‌بین بازدارندگی ایجاد کنه. نتیجه‌ی اخلاقی: میشه به شکل آدمیزادی راجع به موضوعات انسانی آسیب‌سنجی کنی و خودت هم آسیب ایجاد نکنی بالام جان! میشه به اسم رئالیسم سر تا پای فرهنگ جامعه رو زیر سوال نبرد. نتیجه‌ی اخلاقی دو: آقای صدرعاملی اگه بیشتر توانشو روی تهیه‌کنندگی بذاره آثار انسانی‌تری خلق میشه همونطور که خودش دغدغه‌ش رو داره(البته که زیبا صدایم کن هم خیلی خوب بود)
چندوقت پیش هم برای بار دوم(بعد از جشنواره ۴۰۳) بچه‌ی مردم رو دیدم و جدا از اینکه کاش محمود کریمی بتونه بقیه‌ی تاریخ معاصر ایران رو هم انقدر شیرین به تصویر بکشه، مطمئن‌تر شدم نسخه‌ی جشنواره‌ایِ فیلمها دیگه جایی گیر نمیاد. از پایان‌بندی تا شروع و...خیلی چیزا تغییر می‌کنه و اگه جشنواره رو از دست بدی باخت میدی چون معمولا نسخه جشنواره‌ای قابل توجه‌تره. بازم خداروشکر که الحمدلله...این یکی رو شخصا از دست ندادم. ولی خب بابت شروع فیلم احمد، پایان‌بندی رویاشهر، اسم و پرداخت تاریخیِ احتمالیِ آدم‌فروش و خیلی چیزای دیگه که بعد از جشنواره‌هاشون تو نسخه‌ی اکران عمومی عوض شدن ای دریغا ای دریغ. یقینا کُلُه خیر دیگه...
حقیقتا روحم شاد میشه اینجا رنگ سینما می‌گیره🤌🏻 بیش باد.