کلاغ
(این متن صرفا روی حساب کلیت اثر و تیزره و هنوز قسمت اول رو ندیدهم)
محمدحسین مهدویان هنر و توانمندیش رو نشون داده. حالا اینکه این حجم توقف و تمرکز روی زخم کاری چقدر درست بوده یا نه، موضوع و شیوه پرداختش چقدر سازنده بوده و چقدر مخرب، اینا به کنار. ولی نشون داده وقتی با تمرکز بره سراغ یه سوژه، میتونه ازش یه کار خوب خلق کنه. از آخرین روزهای زمستان و ایستاده در غبار بگیر تا درخت گردو. از طرفی دیگه با یه پروژهی سینمایی و فورس هم طرف نیستیم که بگیم ممکنه توش کیفیت فدا شده باشه.
جدای از این بحث، سوژهی اثر، ساواکه و باتوجه به تم کار و نمایش کمیتهی ضدخرابکاری و...قطعا روایتِ واقعیتری از امثال تاسیان داره! وقتی اون همه شکایت و موج منفی علیه تاسیان شکل گرفت و بعد با توقیف، به دیده شدنش ضریب داده شد، وقتی دی ماهی رو از سر گذروندیم و جوونهایی رو دیدیم که -حتی در حد یه توییت- ساواکی شدن براشون امتیاز و آرزوعه، باید از تولید یه روایت حقیقیتر از ساواک اون هم توی بستری که قشر خاکستری بیشتر دنبال میکنه، خوشحال بود.
امید که کیفیت و قصهگویی و پایان بندی هم آبرومندانه و درخور باشه
#چه_میخوانم_چه_میبینم
#نمایش_خانگی
@its_shouter13
کوری
سوژه طوریه که میشه برای شروع انتشار و دیدنش انتظار کشید! پرداختن به پخش مشروبات الکلی مسموم که منجر به مرگ یا کوری افراد مصرف کننده میشه. با یه تیم بازیگری مفصل و وسیع که از تیزر پیداست هم پلیس داره هم مجرم هم قربانی و...
جای خالی پرداختن به آسیبها و واقعیتهای اجتماعی بین داستانهای جیغ و بیرون زده از اجتماعِ نمایش خانگی خیلی احساس میشه. اونهایی هم که خواستهن واقعیتهای اجتماعی رو پوشش بدن یا از اونور بوم افتادهن یا فقط شعارش رو حفظ کردهن
راجع به کوری فقط یه زنگ خطر وجود داره؛ اینکه با پرداختن به یه آسیب جزئی، آسیب کلانتر یعنی مصرف مشروب رو عادیسازی کنه(مثل خیلی از آثار نمایش خانگی و بعضا سینماییِ دیگه) و تولید کننده و مصرف کننده رو فارغ از این جریان مسمومیت، مظلوم جلوه بده. موضع قصه نسبت به این ماجرا رو باید در حین انتشار بررسی کرد و امید که اینطور نباشه.
#چه_میخوانم_چه_میبینم
#نمایش_خانگی
@its_shouter13
به راستی وقتی نمیشه چایی و کافئین رو با دُز بالا توی خون تزریق کرد چطور از پیشرفت تکنولوژی صوبت میکنیم؟
هر آدمی توی زندگیش یه سری "پدیدههای زندهکننده یا حیاتبخش" داره. اینکه این پدیدهها چی باشن هم برمیگرده به علاقه و توانمندی و مسیر و تجربیات هر شخص. پس واسه هرکسی متفاوته.
غرض اینکه آدم نباید مدت زیادی از این پدیدههای حیاتبخش دور بمونه. این پدیدهها در حکم cpr روح و وجودن. اگه مدام خودت رو cpr نکنی و زنده نگهنداری، زودتر از اونچه فکرش رو بکنی میمیری...
اگه براتون مقدور بود برای مادربزگ بنده فاتحهای قرائت کنین و برای صبر همسر و دخترانشون، هر ذکری که ازتون گرهگشایی کرده..
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
اگه براتون مقدور بود برای مادربزگ بنده فاتحهای قرائت کنین و برای صبر همسر و دخترانشون، هر ذکری که ا
نماز لیلة الدفن برای خدیجه فرزند نوروزعلی
بخوانیم تا برایمان بخوانند
خدا هیچوقت جلو پای کسی سنگ نمیندازه
مگه اینکه بدونه از پس بلند کردنش برمیاد
#دیالوگ | پرده نشین
دیشب #جناب_نعمت و #جناب_نعمت_ارشد داشتن با هم حرف میزدن. من تو اتاق بودم و گاهی صداشون رو میشنیدم. نمیدونم بحث چی بود که یهو جناب نعمت پرسید: هزار سال دیگه؟؟ یعنی وقتی که من از دنیا رفتم؟؟
بعد یه کم مکث کرد و ادامه داد: بابا که اون موقع حتما از دنیا رفته. مامان که حتما از دنیا رفته. آبجی که حتما از دنیا رفته. تو که حتما از دنیا رفتی.(حالا یه جوری ما رو تک به تک و با تاکید میگفت انگار به عمر نوحوار خودش خیلی امیدوار بود😔)
بعد دیگه نفهمیدم حرفشون به کجا رسید. فقط به این فکر کردم که هزار سال دیگه که حتما همهمون از دنیا رفتیم، چی ازمون به جا مونده؟ اصلا چیزی مونده؟ چیزی که ارزشش رو داشته باشه؟ چیزی که به درد چهار نفر بخوره و خدابیامرزی پشت سرمون حواله کنه؟ یا نه...بهر تماشا آمدهایم و بهر تماشا هم میریم؟
ما میتونیم اسم مکتب و کشورمون رو بالا ببریم یا مکتب و کشور داره خرج ما میشه؟ و....