هر آدمی توی زندگیش یه سری "پدیدههای زندهکننده یا حیاتبخش" داره. اینکه این پدیدهها چی باشن هم برمیگرده به علاقه و توانمندی و مسیر و تجربیات هر شخص. پس واسه هرکسی متفاوته.
غرض اینکه آدم نباید مدت زیادی از این پدیدههای حیاتبخش دور بمونه. این پدیدهها در حکم cpr روح و وجودن. اگه مدام خودت رو cpr نکنی و زنده نگهنداری، زودتر از اونچه فکرش رو بکنی میمیری...
اگه براتون مقدور بود برای مادربزگ بنده فاتحهای قرائت کنین و برای صبر همسر و دخترانشون، هر ذکری که ازتون گرهگشایی کرده..
فرّ+یاد | فاطمه حجتی
اگه براتون مقدور بود برای مادربزگ بنده فاتحهای قرائت کنین و برای صبر همسر و دخترانشون، هر ذکری که ا
نماز لیلة الدفن برای خدیجه فرزند نوروزعلی
بخوانیم تا برایمان بخوانند
خدا هیچوقت جلو پای کسی سنگ نمیندازه
مگه اینکه بدونه از پس بلند کردنش برمیاد
#دیالوگ | پرده نشین
دیشب #جناب_نعمت و #جناب_نعمت_ارشد داشتن با هم حرف میزدن. من تو اتاق بودم و گاهی صداشون رو میشنیدم. نمیدونم بحث چی بود که یهو جناب نعمت پرسید: هزار سال دیگه؟؟ یعنی وقتی که من از دنیا رفتم؟؟
بعد یه کم مکث کرد و ادامه داد: بابا که اون موقع حتما از دنیا رفته. مامان که حتما از دنیا رفته. آبجی که حتما از دنیا رفته. تو که حتما از دنیا رفتی.(حالا یه جوری ما رو تک به تک و با تاکید میگفت انگار به عمر نوحوار خودش خیلی امیدوار بود😔)
بعد دیگه نفهمیدم حرفشون به کجا رسید. فقط به این فکر کردم که هزار سال دیگه که حتما همهمون از دنیا رفتیم، چی ازمون به جا مونده؟ اصلا چیزی مونده؟ چیزی که ارزشش رو داشته باشه؟ چیزی که به درد چهار نفر بخوره و خدابیامرزی پشت سرمون حواله کنه؟ یا نه...بهر تماشا آمدهایم و بهر تماشا هم میریم؟
ما میتونیم اسم مکتب و کشورمون رو بالا ببریم یا مکتب و کشور داره خرج ما میشه؟ و....
چند ساعت مداوم فیلم و مستند و نماهنگ راجع به کشف حجاب اجباری دوره رضاخان و فاجعهی گوهرشاد دیدم. دیدم و نوشتم
بعد که زدم بیرون، هر قدم که برمیداشتم، هر وجب از خیابون شونزده آذر عزیز رو که با آرامش طی میکردم، هر حرکت کوچیکی مثل جمع کردن لبههای چادر و نزدیک کردنشون به همدیگه، همه و همه برام معنی و ارزش داشتن...
یادمون میره زیر دین چه نعمتی داریم نفس میکشیم.
یادشون میره پهلوی چه لجنی بود..
انسان و نسیان...