فاقد نام .
*
تو را یاد کردم ، وقتی که نیزهها داشتند از خون من میخوردند
وقتی که از شمشیر هندی ، خون من میچکید
و خواستم آن شمشیر را ببوسم
بخاطر اینکه برق آن شمشیر من را یاد دندانهای تو انداخت ، موقعی که میخندی
هدایت شده از فریم
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنظرتون آقا معلم باور میکنه
این موجود خبیث نمیذاره درس بخونم
@fraame