🍁به انتظارلبخندی نشسته ایم
که عطرش دنیارابهشت می کند!
پای هر گلـ🌼ی که میرسیم
عطرنگاهت رابومی کشیم
هیچ گلی اماعطرنگـاهِ تورانداشت
و ندارد
ونخواهدداشت
اللهم عجل لولیک الفرج🌹
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
➥ 🏴 🕯 @jack313 🕯 🏴
♡✧❥꧁💜꧂❥✧♡
هدایت شده از 🌹عاشقتم خدا🌹
نامه 057-✉📚به مردم كوفه
روش بسیج كردن مردم برای جهاد
پس از یاد خدا و درود!
من از جایگاه خود مدینه بیرون آمدم، یا ستمكارم یا ستم دیده، یا سركشی كردم یا از فرمانم سر باز زدند، همانا من خدا را به یاد كسی می آورم كه این نامه به دست او رسد، تا به سوی من كوچ كند، اگر مرا نیكوكار یافت یاری كند، و اگر گناهكار بودم مرا به حق باز گرداند.
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
➥ 🏴 🕯 @jack313 🕯 🏴
♡✧❥꧁💜꧂❥✧♡
هدایت شده از 🌹عاشقتم خدا🌹
هدایت شده از 🌹عاشقتم خدا🌹
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
🍃🌺🍂
🌿🍂
🌸
💠#داستان_مهدوی
🌺 تشرّف حاج صادق تبریزی 🌺
🔹 آقای میرزا هادی (حفظه الله) فرمود: حاج صادق تبریزی - فرزند مرحوم حاج محمّد علی - گفت: سال ۱۳۰۶ اولین سفری بود که به کربلای معلی مشرف میشدم. وقتی وارد «مسیب» (از بخشهای بین راه) شدم غسل کردم و قصد زیارت طفلان حضرت مسلم (نور الله مرقدهما) را نمودم. راه مخوف بود و من حیوانی را کرایه کردم در آن وقت جناب آقا میرزا احمد که سابقاً وزیر و از تصدّی امر وزارت توبه کرده بود با دو برادرش به همراه من بودند. مقداری راه رفتیم و نزدیک حرم آن بزرگواران رسیدیم.
🔹 من چون به سواری عادت نداشتم پاهایم مجروح شد؛ لذا پایین آمدم و حدود بیست قدم جلوتر از بقیه راه میرفتم. وقتی به نهری که نزدیک آن مرقد مطهر هست رسیدم، سیدی از آن نهر بیرون آمد که گویا از زیارت «طفلان حضرت مسلم علیهالسّلام» مراجعت نموده بود، و لباسهای فاخر پر قیمتی در بر داشت. گمان کردم از اهل عراق است و پشت سرش زوّاری هستند که دارند میآیند و به همین دلیل است که با این لباسهای قیمتی در چنین راه مخوفی با کمال اطمینان راه میرود و الا احدی جرأت نمیکرد با آن لباسها تنها حرکت کند چون امنیتی بین راه نبود و حتی ما فقط با یک قبا راه میرفتیم. و خیال کردم این سیّد از ساداتی است که برای گرفتن سهم سادات یا سهم امام با زوّار میروند و او این لباسهای قیمتی را پوشیده است که او را بزرگ بشمارند و در خور شأن وی با او رفتار کنند.
🔹حتی شال ترمهٔ سبز تو زردی بر سر بسته بود که گویا الان از دکان تاجر خریده است. به خاطر این که گمان نکند من از او ترسیدهام به ایشان سلام نکردم. چهار قدم که به طرف «مسیب» رفت، برگشت و به ما توجه نمود و با صدای بلندی که خارج از معمول است فریاد زد: « ای اهل تبریز و ای ناظم التّجار، گمان نکنید اینها طفلند، به راستی اینها نزد خدای تعالی منزلت عظیمی دارند از خدای تعالی به واسطه اینها و به برکتشان هر چه میخواهید، بخواهید.»
🔹من اعتنایی به کلام او ننمودم، چون مقام بلند آن دو طفل بزرگوار را میدانستم و کلام سید معرفت مرا به ایشان بیشتر نمیکرد. داخل نهر شدم، عمق آن مانع از این بود که طرف دیگر نهر دیده شود؛ یعنی باید مقداری پایین میرفتیم تا به سطح آب برسیم، لذا کنارههای نهر چون از سطح آب خیلی بلندتر بود دیده نمیشد. از نهر خارج شدم در آن طرف احدی از اشخاصی که گمان میکردم همراه سید باشند ندیدم! تعجب کردم که با وجود ناامنی راه چطور با آن شکل و لباس، تنها این راه را طی میکند!
🔹 برگشتم ببینم این سید کیست، هیچ کس را ندیدم. آنهایی را که حدود بیست قدم از من فاصله داشتند صدا زدم و گفتم: این سیّد که الان از کنار من گذشت کجا رفت؟ گفتند: کدام سیّد را میگویی؟ ما سیّدی را ندیدیم. وارد حرم مطهر طفلان حضرت مسلم علیهالسّلام شدم در حالی که منقلب بودم و حالم طوری بود که تاکنون سابقه نداشته است. آن سیّد قدی متوسط داشت و مژههایش سیاه بود مثل این که سرمه کشیده باشد، ولی یقیناً هیچ سرمهای استعمال نکرده بود.
💠اَللّهُمَّ عَجِّل لِّوَلِیِّک الْفَرَج💠
📚 ملاقات با امام زمان علیهالسّلام در کربلا، ص ۲۹۸ الی ۲۹۹
👈 ادامه دارد....
🌸
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
➥ 🏴 🕯 @jack313 🕯 🏴
♡✧❥꧁💜꧂❥✧♡
4_5929005986223228840.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
💢♦️💢♦️💢♦️💢
#گلایه_های_امام_عصر_علیه_السلام
👈 شماره 1
🔹مواردی که واقعا مایه شرم ما شیعیانه
✔️ لطفا برای آگاهی مردم نشر دهید
🍃اللهم عجل لولیک الفرج🍃
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
➥ 🏴 🕯 @jack313 🕯 🏴
♡✧❥꧁💜꧂❥✧♡
هدایت شده از 🌹عاشقتم خدا🌹
🔶🕊💚🕊◻️
🕊💚🕊◻️
💚🕊◻️
🕊◻️
◻️
#امام_حسن_مجتبی_علیه_السلام
قسمت 5⃣1⃣
💢روزى امام مجتبى عليه السلام از كنار باغى عبور مى كردند چشمشان به غلام سياهى افتاد كه نان و غذا مى خورد و سگى هم در مقابلش نشسته و اين غلام به او مرتّب از غذاى خود مى دهد. يعنى يك لقمه خودش مى خورد و يك لقمه هم به سگ مى دهد.
حضرت مجتبى عليه السلام از او پرسيدند: تو چرا اين كار را مى كنى؟ عرض كرد: من خجالت مى كشم كه غذا بخورم و به او كه با زبان حال از من غذا مى خواهد ندهم حضرت مجتبى عليه السلام به او فرمودند: از اينجا به جائى نرو تا من برگردم. سپس آن حضرت نزد صاحب باغ رفتند و غلام و باغ او را از او خريدند و سپس نزد غلام برگشتند و به او فرمودند: تو در راه خدا آزادى و اين باغ هم مال تو باشد كه سرمايه ى زندگى خود قرار دهى.
* * *
💢روزى مردى سراسيمه خدمت امام مجتبى عليه السلام رسيد و عرض كرد: آقا بين من و دشمنم منصفانه حكم بفرمائيد.
امام مجتبى عليه السلام فرمودند:
دشمن تو كيست؟
عرض كرد: فقر و تنگدستى.
امام مجتبى عليه السلام به خادمشان فرمودند: چقدر موجودى داريم. عرض كرد: پنج هزار درهم. آن حضرت فرمودند: همه ى آنها را به اين مرد بده. و سپس رو به آن مرد كردند و گفتند: باز هم اگر اين دشمن بناى ظلم را بر تو گذاشت به من مراجعه كن تا شرّ او را از تو دفع كنم.
* * *
💢 روزى امام مجتبى عليه السلام سوار اسب بودند از جائى عبور مى فرمودند ديدند جمعى از فُقرا روى زمين نشسته و غذا مى خورند وقتى آنها چشمشان به آن حضرت افتاد تعارف كردند و از ايشان خواستند كه با آنها غذا بخورند و گفتند: آقا بفرمائيد. حضرت امام مجتبى عليه السلام از اسب پياده شدند و با خود مى گفتند خداى تعالى متكبّران را دوست نمى دارد و در كنار آنها نشسته و با آنها غذا خوردند و ضمنا آنها را دعوت فرمودند كه به منزل ايشان براى صرف غذا بروند. آنها اجابت كردند و آن حضرت براى آنها سفره ى مفصّلى انداختند و غذاهاى خوبى به آنها دادند و به هر يك از آنها يك دست لباس فاخر هديه كردند و آنها را مرخّص فرمودند.
💢حضرت امام مجتبى عليه السلام با اين تواضع كه همه را متحيّر كرده بود آن چنان هيبتى داشت كه "واصل بن عطاء بصرى" درباره ى عظمت آن حضرت مى گويد:
"كان عليه سيماء الانبياء و بهاء الملوك"
يعنى صورتش مثل صورت انبياء عليهم السلام مى درخشيد و سطوت و هيبتش مانند هيبت ملوك بود.
✍سید حسن ابطحی
👈 ادامه دارد....
◻️
🕊◻️
💚🕊◻️
🕊💚🕊◻️
🔶🕊💚🕊◻️
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
➥ 🏴 🕯 @jack313 🕯 🏴
♡✧❥꧁💜꧂❥✧♡
✨حضرت محمد (ص) :✨
💕 《قرآن ( برای بشر ) راهنمائی است از گمراهی
💕و نشان دهنده است از نابینایی
💕و موجب گذشت از لغزش است ؛
💕نوری است ( رهاننده ) از تاریکی
💕 و روشن کننده حوادث و بدعتها است
💕و نگاهدارنده از هلاکت و ارشاد کننده در گمراهی و سرگردانی استِ
💕 و بیان کننده فتنه ها است و رساننده ( انسان ) از دنیا به سوی ( سعادت ) آخرت است
💕 و کمال دین شما در آنست و هیچکس از قرآن رو گردان نشد مگر اینکه به سوی دوزخ رفت.》
📚اصول کافی / جلد 4 ؛
کتاب فضل القرآن /حدیث 8
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
➥ 🏴 🕯 @jack313 🕯 🏴
♡✧❥꧁💜꧂❥✧♡
هدایت شده از ب شما از دور سلام یا اباعبدالله 🚩
💠#حدیث_نبوی
✍رسول خدا فرمودند:
《آفت زیرکی غرور است،
آفت شجاعت تجاوز،
آفت بخشندگی منت،
آفت زیبایی تکبر،
آفت عبادت سستی،
آفت سخن دروغ،
آفت علم فراموشی،
آفت بردباری سبکسری،
آفت بزرگ زاده گی فخر فروشی
و آفت سخاوت، زیاده روی!》
📚کنز العمال / ۴۴۰۹۱
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
➥ 🏴 🕯 @jack313 🕯 🏴
♡✧❥꧁💜꧂❥✧♡