پس از رفتن ميهمانان ناخوانده ، شوهر پيرزن آمد؛ و چون از جريان آگاه شد، همسر خود را مورد سرزنش و توبيخ قرار داد كه چرا از كسانى كه نمى شناختى ، پذيرائى كردى ؟!
و اين جريان گذشت ، تا آن كه سخت در مضيقه قرار گرفتند؛ و به شهر مدينه رفتند، پيرزن از كوچه بنى هاشم حركت مى كرد، امام حسن مجتبى عليه السلام جلوى خانه اش روى سكّوئى نشسته بود، پيرزن را شناخت .
حضرت مجتبى عليه السلام فورا غلام خود را به دنبال آن پيرزن فرستاد، وقتى پيرزن نزد حضرت آمد فرمود: آيا مرا مى شناسى ؟ عرضه داشت : خير.
امام عليه السلام اظهار نمود: من آن ميهمان تو هستم كه در فلان روز به همراه دو نفر ديگر بر تو وارد شديم ؛ و تو به ما خدمت كردى و ما را از گرسنگى و تشنگى نجات دادى .
پيرزن عرضه داشت : پدر و مادرم فداى تو باد! من به جهت خوشنودى خدا به شما خدمت كردم ؛ و انتظار چيزى نداشتم .
حضرت دستور داد تا تعدادى گوسفند و يك هزار دينار به پاس ايثار پيرزن تحويلش گردد و سپس او را به برادر خود - حسين عليه السلام - و شوهر خواهرش - عبداللّه - معرّفى نمود؛ و آن ها هم به همان مقدار به پيرزن كمك نمودند.(1)
📚بحار الا نوار: ج 43، ص 341، ح 15، و ص 348، اءعيان الشّيعة : ج 1، ص 565.
کانال داستان و پند
☀️@Dastan1224
* #ذکر_یونسیه #نحله_نجف
💠 ارکان و آثار ذکر یونسیه
🔻 بزرگان مکتب نجف با دارو قراردادن ذکر یونسیه برای مبتدی، کار بزرگی کردند و واقعا داروی عجیبی است و انسان را از وابستگی ها خارج می کند؛ گرچه آن هم شرایط خاص خودش را دارد.
🔸 خدا رحمت کند مرحوم آیت الله کشمیری را، گاهی در این رابطه صحبت می کردند؛ به نظرم یک جزوه کامل از صحبت های ایشان در باره این آیه و این ذکر میتوان تهیه کرد.
🔹 ایشان قسم می خورد کسی که مشغول این آیه شریفه باشد دریچه حقیقت عالم برایش باز می شود، چشمش باز و روشن می شود و ارتباطش برقرار می شود؛
🔸 این ذکر، ذکر عجیبی است چون ترکیبی از چند ذکر است. یکی از اجزای ذکر یونسیه، تهلیل است: «لا اله الا انت» دیگری تسبیح است: «سبحانک» و دیگری «انی کنت من الظالمین» که حالتی استغفارگونه دارد.
🔹 این سه رکن، برای کسی که می خواهد در این زمینه حرکت کند، شروع و ختمی عجیب دارد.
🔸 اول: اقرار به توحید؛ بعد از آن، به حسب کاری که می خواهد شروع کند، باید خدای متعال را ستایش کرده باشد و مناسب ترین ستایش ها تسبیح است «لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ» ارکان این ذکر، تهلیل، تسبیح و استغفار است. استغفار، افتادگی و به خاک افتادن است.
🔹 وقتی این ذکر مرکب، با سجده همراه شد، راه را هموار می کند. این ذکر به عنوان مقدمه، بهترین ورود را نصیب افراد می کند.
کانال داستان و پند
☀️@Dastan1224
بهترین عبادت⁉️
🔅دعا برای تعجیل فرج و بر طرف شدن غم و اندوه از چهره مبارک حضرت ولی عصر علیهالسلام مخصوصا در اماکن مقدس و بقاع متبرک که محل عبادت و دعای ایشان بوده است، از بهترین عبادات محسوب می شود.
|شیخ جعفر مجتهدی رحمة الله|
#امام_زمان
⚜@p_Mahdavi
#مهدےجان💚
تو را میجویم فراتر از انتظار
و آنچنان دوستت دارم
که نمی دانم کدامیک از ما
غایب است...
ولی در آخر به این نتیجه میرسم؛
که غایب من هستم!
زیرا تو همیشه بوده ای؛
ولی چشمان من تو را نمی بینند!!!
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
شبت بخیر همه داروندارم
⚜@p_Mahdavi
#مهدےجان_مولاےمن❤️
عالمے زیر و زبر گشتہ ڪنون آمده ام
همچو حرّم ڪہ بہ صد فڪر و فسون آمده ام
جنگ و خونریزے بہ عالم رنگ آزادے گرفت
من بہ عشقت حالتے بس ڪہ شگون آمده ام
وعده داده است خداوند ڪریم در آیہ ها
در امید وعده هایش غرقِ خون آمده ام
حاصل عمر گران چیزے نگشت جز اشڪ و اه
شاه خوبانے ڪہ من حالِ جنون آمده ام
نادم از جرم و گناهانش سر افڪنده شده
همچو حرّ سر بہ زیرے ڪہ برون آمده ام
#اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ
⚜@p_Mahdavi
🌹هشتم ذی الحجه(یومالترویه)
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ
قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
از كعبه رو به كرببلا ميكندحسين
و آنجا دوباره كعبه بنا ميكندحسين
⁉️"یوم الترویه "چه روزی است
♦️هشتم ذی الحجه روز ترویه است و این روزی است که حجاج نیت حج تمتع می نمایند و محرم شده از مکه سمت منی حرکت می نمایند و شب را در آنجا بیتوته می کنند و صبح عرفه به جانب عرفات رهسپار می گردند.
♦️٨ ذی الحجه سال شصت هجری قمری، روزی که امام با خانواده و یارانشان مکه را به قصد کوفه ترک کردند. این روز سر آغازیست بر واقعه عاشورا و حماسه عاشوراییان.
👈گروه منتظران نور 👉
📆 روز ترویه و توطئهی ترور امام حسین علیهالسلام و حرکت آن بزرگوار از مکه به عراق؛ ( ۸ #ذی_الحجة ۶۰ ق)
🌹خطبهی اباعبدالحسین صلواتاللهعلیه به هنگام خروج از مکهی مکرمه
♦️ حضرت سیدالشهداء علیهالسلام در فرمایشی از خودشان خبر دادند.
همینکه موسم حج نزدیک شد و حجاج گروه گروه وارد مکه شدند، در اوایل ماه #ذی_الحجة خبر رسید که یزید بن معاویه، #عمرو_بن_سعد_بن_عاص را در ظاهر امیر و سرپرست حاجّ قرار داده ولی در واقع به او مأموریت داده که هر کجا توانستی، هر نقطهای امکان داشت، امام را ترور کن.
پس این مصیبت جدید وارد شده بر حاجیان ما (شهادت حجاج در #منا ) مبدأ آن مال آنجاست، مبدأ آن یزید بن معاویه و مأمورین او هستند که برای ترور وارد مکه میشوند نه برای حج و عمره و عبادت!.
به امام خبر رسید که یک چنین تروری در انتظار شماست؛ لذا حضرت تصمیم گرفت که احترام خانهی مکه را به خاطر او نشکنند، حریم مکهی معظمه از زمان ساخته شدنش به دست حضرت #ابراهیم (علیهالسلام)، خدا این خانه را خانهی خودش فرموده، طواف را طواف عرشی قرار داده، مردم را برای بندگی به آنجا دعوت کرده نه برای کشتار و آزار مردم!.
این بود که حضرت دریغ داشت که این کار دربارهی او انجام بگیرد و حریم خانهی خدا شکسته شود. بنابراین تصمیم گرفت که روز سهشنبه هشتم ذیالحجة از مکه خارج بشود.
آنوقت در بین #بنی_هاشم و افرادیکه در همراهش بودند، آنها را جمع کرد و صحبت از مرگ کرد!.
فرمود: «الحمدلله و ماشاءالله و لا قوة الا بالله و صلی الله علی رسوله»؛ کلاسِ درس مرگ از اینجا برای مردم گشوده شد؛
«خُطَّ الموتُ علی وُلدِ آدم مَخَطَّ القَلادَةِ علی جیدِ الفَتاة».
در هیچ عبارت و شعری پیدا نمیشود که کسی اینطور مرگ را عزت و آبرو داده باشد.
میفرماید: اگر بخواهیم لباس مرگ را برای خودمان تشبیه کنیم، در مردها چنین چیزی نیست، ولی در خانمها و دوشیزگان وقتی یک گردنبند طلایی از پدر یا در موقع ازدواج به آنها میرسد، افتخار به آن میکنند، لذت میبرند و زینت قرار میدهند.
«خُطَّ الموتُ علی وُلدِ آدم مَخَطَّ القَلادَةِ علی جیدِ الفَتاة»
برای انسان چنین گردنبندی اسباب آبرو، اسباب زینت، اسباب راحتی، به نام مرگ خدا قرار داده.
«و ما اَولهَنی اِلی اَسلافی»؛ نمیدانید چه چیزی در باطن من موج میزند از علاقهی به مادرم #زهرا، از علاقهی به پدرم، از علاقهی به جدم، و برادرم! میخواهم پرواز کنم!؛ «ما اَولهَنی اِلی اَسلافی اشتیاقَ یعقوبَ اِلی یوسفَ»؛ فقط در مردها میتوانم یک مرد پیدا کنم، مثال بزنم، آن هم جدایی یعقوب از یوسف است. چقدر یعقوب جدایی کشید تا چشمانش از بین رفت و سفید شد؟!
«خُیِّرَ [خیِرَ] لی مَصرعاً»؛ یک جایگاهی به نام افتادنْگاه برای من فراهم شده! «انَا لاقیهِ»؛ باید بروم آنجا بیفتم!.
آنجا کجاست؟ آنجا گودی قتلهگاه است!. پس نظر من این است که من دارم پرواز میکنم به سوی محبوبهای خودم. خروج من الآن از مکه و بیابانها در ظاهر آواره شدن است، ولی من رو به مقصد خود دارم حرکت میکنم.
«کأنی باَوصالی، تتقَطَّعُها عُسلانُ الفَلواتِ»؛ مثل اینکه دارم میبینم گرگهایی به من حمله کردهاند و دارند ماهیچههای من را با دندانهایشان تکهتکه از من جدا میکنند!.
«بین النواویس وکربلاء فیملان منی اَکراشاَ جوفا و اجربةً سُغَّبا. لا محیص عن یوم خط بالقلم، رضی الله رضانا اهل البیت»؛ همینکه خدا برای ما یک نقشهای قرار داده، ما به چشم خود قبول داریم به سوی او پرواز میکنیم.
وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین
۹۴٫۷٫۲۳
☑️ مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
👈گروه منتظران نور👉