eitaa logo
کتابخانه رایگان (جهان کتاب) 📚
33هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
160 ویدیو
8.2هزار فایل
🌍جهانی از کتاب برای کتابخوان ها #داستان #روانشناسی #تاریخی #فلسفی 📮پیشنهادات و تبلیغات: @admin_ketabs استفاده از کتابها با ذکر منبع(لینک کانال)مجاز است. کتاب‌های این کانال از سایت‌های مختلف تهیه شده، اگر کتابی، حق مولف را سهوا رعایت نکرده،اطلاع دهید
مشاهده در ایتا
دانلود
📚کتاب 🖌نویسنده: درباره کتاب: نزدیکی‌های شب بود. زنی پشت دخل چرت می‌زد. بخار از قهوه‌جوش فوران می‌کرد. درِ آشپزخانه باز بود و از توی آن صدای ویزویزِ رادیویی شنیده می‌شد، انگار بچه‌ای به جانش افتاده باشد و یک لحظه هم از موج عوض کردن دست برندارد. همه چیز مثل همیشه بود، تنها چند مورد جزئی بود که قبلاً سابقه نداشت و همین کافی بود تا فضای ایستگاه در هاله‌ای از رمز و راز و ماجرا فرو رود؛ مثلاً یونیفرم کارکنان طرفین، و همچنین تضاد میان آگهی‌های تفریحات زمستانی در آلمان و آگهی نمایشگاه تجاری اوترخت. و هیئت آدمی در یک گوشه: مردی حدودا سی‌ساله با لباسهای نخ‌نما و صورتی رنگ‌پریده که سرسری اصلاح شده بود. کلاهی شُل و وارفته به سر داشت که بفهمی نفهمی خاکستری بود. قیافه و سر و وضع مرد طوری بود انگار از سفر دور اروپا برگشته باشد. با قطار از هلند رسیده بود. به مأمور کنترل بلیتی برای بره‌من نشان داده بود و او هم به آلمانی توضیح داده بود که امکان نداشته مسیری از این پرپیچ و خم‌تر انتخاب کند، مسیری که حتّی یک قطار سریع‌السیر هم نداشت. مرد هیچ حرکتی نکرد که ناشی از آن باشد که منظور مأمور کنترل را فهمیده است. به زبان فرانسوی سفارش قهوه داد. همه از سر کنجکاوی به او زل زده بودند. چشمهای مرد دو دو می‌زد و حسابی گود افتاده بود. سیگارش را انگار به لب پایینی‌اش چسبانده بودند. چیز مهمی نبود، اما همین کافی بود که خستگی یا بی‌اعتنایی او را نشان دهد. 📖 در کتابخانه‌ی مجازی «جهانِ کتاب». هم اکنون بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1381761456C452427ae59
📚 کتاب 🖌 نویسنده درباره کتاب: کتاب «گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب اسلامی» در چهل و هفت جلسه انجام شده که 15 جلسه ی آن را در این کتاب مورد مطالعه قرار می دهید و معتقدیم ابواب مهمی در مقابل خواننده ی محترم کتاب قرار می گیرد تا او وارد ساحتی خاص از «تفکر» شود که در این زمانه، سخت به آن نیاز داریم و فقدان آن موجب سرگردانی ما نسبت به درک درست واقعیت زمانه می شود. خواننده ی محترم کتاب، آرام آرام متوجه خواهد شد «تفکر»، راهی است به سوی حقیقت، بدون آن که گمان کنیم حقیقت در دست ما قرار دارد. زیرا تفکر از جایی آغاز می شود که ندایی ما را به سوی خود فرا می خواند و نویسنده ی کتاب معتقد است آن «ندا» به عنوان اراده ی الهی در جلوه ی انقلاب اسلامی به صدا در آمده و همان طور که شهداء را به خود دعوت کرد و آن ها پذیرفتند؛ ما را نیز به خود دعوت می کند تا پس از دفاع مقدس از نقشی که باید ایفاء کنیم، غافل نمانیم. 📖 در کتابخانه‌ی مجازی «جهانِ کتاب». هم اکنون بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1381761456C452427ae59
📚کتاب صد پرسش از حکمت های حضور در 🖌 نویسنده درباره کتاب: صد سؤالی که در پیش رو دارید در راستای بازخوانی مطالبی است که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» مخاطب خود را متوجه احساس حضور خود در تاریخی می کند که با انقلاب اسلامی پیش آمده و بدین لحاظ به سربردن با این سؤالات را ضروری دانستیم و فکر کردیم لازم است آن سؤالات در اختیار کسانی قرار گیرد که در هستیِ خود به دنبال توجه به گستردگی و گشودگی خود هستند. شاید بتوان گفت در این کتاب تنها با صد سؤال روبه رو نیستید، بلکه با گشوده شدن راهی روبه رو می باشید که راه کند و کاو در خود است و یا به تعبیر استاد «قدم زدن در تفرج گاه وجود» است، همراه با «حضور بیکرانه جاودانه اکنونِ خود» و ما این نکته را امری مهم یافتیم که چگونه در مقابل این سؤالات خواننده به خود می آید که راستی من در کجا هستم و به کدام سو در حرکت می باشم؟ 📖 در کتابخانه‌ی مجازی «جهانِ کتاب». هم اکنون بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1381761456C452427ae59
Buo_sad porsesh.pdf
739.9K
📚کتاب صد پرسش از حکمت های حضور در 🖌 نویسنده 📖 در کتابخانه‌ی مجازی «جهانِ کتاب». هم اکنون بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1381761456C452427ae59
📚کتاب 🖌نویسنده درباره کتاب: «ژوزفِ» پیر که به دلایل مرموزی نامش در فهرست بازنشستگان نیامده بود، با حالتی تبانی‌گرانه با او خوش و بش کرد و زمزمه‌کنان گفت: سربازرس، بازرس «لاپوآنت» منتظر شما است. مطابق معمول دوشنبه‌ها، عده‌ای در اتاق انتظار و راهروهای طویل اداره می‌لولیدند. در میان آنها چند چهره‌ی تازه؛ دو سه‌تا زن جوان، از آن نوع افرادی که آدم انتظار دیدن آنها را در آن مکان نداشت اما در عین حال از آشنایان قدیمی محسوب می‌شدند که گهگاهی به این در یا آن در مراجعه می‌کردند، نیز حضور داشتند. مگره وارد دفترش شد، پالتو و کلاه و آن شال‌گردن کذایی را در گنجه‌ی لباس‌ها آویزان کرد. لحظه‌ای مردّد ماند که آیا مطابق توصیه‌ی مادام مگره چتر را باز کند و بگذارد خشک شود یا نه، ولی سرانجام چتر را به طور بسته در گوشه‌ای از گنجه به دیوار تکیه داد. هنوز ساعت هشت و نیم صبح نشده بود. مقداری نامه روی میزش انتظار او را می‌کشیدند. به آن سر اتاق رفت و درِ دفتر بازرس‌ها را گشود و با حرکت دست با «لوکاس» و «تورانس» و دو سه بازرس دیگر سلام و علیک کرد. ــ یک نفر به لاپوآنت اطلاع بدهد که من آمده‌ام. این طرز برخورد موجب می‌شد که همه بگویند سربازرس امروز اوقات خوشی ندارد که البته حقیقت نداشت. گاهی انسان به یاد روزهایی می‌افتد که بدخلق و افسرده و زودرنج بوده است و در خاطره‌اش آنها را از خوش‌ترین روزهای زندگی‌اش به شمار می‌آورَد. 📖 در کتابخانه‌ی مجازی «جهانِ کتاب». هم اکنون بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1381761456C452427ae59
📚کتاب () 🖌️نویسنده 📝ترجمه 🔸️درباره کتاب: اگر به شما بگویم که تنها با رعایت چند نکته کوچک می توانید از برخی از رفتارهای همسرتان که شما را عصبانی می کند جلوگیری کنید چه می گفتید؟ چنانچه تنها چند واژه ی جادویی سراغ داشتید که ظرف تنها چند ثانیه از دید همسرتان، شما را به مهربان ترین و بهترین همسر دنیا تبدیل می کند چه اتفاقی می افتد؟ آیا مطالب فوق برایتان جالب به نظر می رسند؟ اگر چنین است جای درستی آمده اید و کتاب مناسبی را انتخاب نموده اید. این کتاب هرگز سعی در کوبیدن و محکوم کردن مردها ندارد. هرگز نمی خواهم بگویم که همه اش تقصیر شماست. کتابی نیست که فصل فصل آن را پر از دستورالعملهای متعدد باشد. این کتاب هرگز قصد ندارد چیزی از مردانگی شما بکاهد یا شما را بیشتر به زنها شبیه کند.این کتاب به شما کمک میکند که در زندگی عشقی و احساسی خود، موفق تر و قدرتمند تر باشید و از پیشامدهای نامطلوب خودجلوگیری کنید. کتاب رازهایی درباره ی زنان نوشته ی باربارا دی آنجلیس شما را بیشتر با زنان و افکارشان آشنا خواهد کرد. 🆔️Jahaneketab
📚کتاب 🖌 نویسنده درباره کتاب: در این رمان، سربازرس مگره از دو روز پیش تنها بوده و همسرش برای مراقبت از خواهر بیمار خود به آلزاس رفته؛ مگره هم عادت به زندگی مجردی ندارد. او نمی خواهد شب را در آپارتمان ساکت و خاموشش تنها بماند، و مایل نیست به دعوت همکارش به خانه او برود. قدم زنان به سینما رفته و آخر شب تازه به خانه آمده که تلفن زنگ زده و خبر ناگواری را به سربازرس می دهند: بازرس ژانویه (افسر تحت فرمان مگره) به ضرب گلوله به شدت مجروح شده است. در ادامه داستان،سربازرس به صحنه سوء قصد می رود؛ کوچه لومون، محله ای که با آپارتمان ها و اتاق های اجاره ای اش، منظره ای شهرستانی دارد. سربازرس چمدان خود را می بندد و تصمیم می گیرد در ساختمانی اقامت کند که متعلق به دوشیزه کلمان است: زنی چهل و پنج ساله، چاق و مهربان. بازرس ژانویه در تعقیب سارق جوانی که مستأجر آن ساختمان بوده، محل را زیر داشته که هدف گلوله قرار گرفت. سربازرس یکایک مستاجران ساختمان را به شیوه خودش بازجویی می کند و دیری نمی گذرد که سربازرس، پولوس جوان، همان سارق تحت تعقیب، را از زیر تختخواب خانم کلمان بیرون می آورد. همین اتفاق سرآغاز ماجراست. 📖 در کتابخانه‌ی مجازی «جهانِ کتاب». هم اکنون بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1381761456C452427ae59