eitaa logo
کتابخانه رایگان (جهان کتاب) 📚
32.9هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
159 ویدیو
8.1هزار فایل
🌍جهانی از کتاب برای کتابخوان ها #داستان #روانشناسی #تاریخی #فلسفی 📮پیشنهادات و تبلیغات: @admin_ketabs استفاده از کتابها با ذکر منبع(لینک کانال)مجاز است. کتاب‌های این کانال از سایت‌های مختلف تهیه شده، اگر کتابی، حق مولف را سهوا رعایت نکرده،اطلاع دهید
مشاهده در ایتا
دانلود
سلطان محمود از تلخک پرسید: فکر میکنی جنگ و نزاع چگونه بین مردم آغاز می‌شود؟ تلخک گفت: ای پدر سوخته، سلطان گفت: توهین میکنی، سر از بدنت جدا خواهم کرد، تلخک خندید و گفت: جنگ اینگونه آغاز می‌شود، کسی غلطی می‌کند و کسی به غلط جواب می‌دهد. عبید زاکانی 📖 در کتابخانه‌ی مجازی «جهانِ کتاب». هم اکنون بپیوندید👇 https://eitaa.com/joinchat/1381761456C452427ae59
📚 شما تاحالا جایی‌تون شکسته؟… راننده ۴۵ ۴۶ ساله بود. موهای جوگندمی و سبيلی پرپشت و مشكی داشت و روی پيشانی و دور چشم‌های گيرايش پر از چين و چروك بود. روی صندلی جلو نشسته بودم و تاكسی مسافر ديگری نداشت. راننده همان‌طور كه روبه رويش را نگاه می‌كرد، پرسيد: «شكسته؟» گفتم: «بله.» گفت: «سخته…» گفتم: «خيلی، تا كسی جايی‌اش نشكسته باشه نمی‌فهمه. زندگی آدم فلج ميشه.» راننده گفت: «می‌دونم.» از راننده پرسيدم: «شما تا حالا جايی‌تون شكسته؟» راننده جواب داد: «بله. » پرسيدم: «پاتون؟» گفت: «نه… دلم.» و لبخند زد. من هم لبخند زدم. مدتی سكوت شد. راننده گفت: «خيلی سخته.» گفتم: «خيلی.» بعد يكدفعه اشك، صورت راننده را پر كرد. اشك‌های درشت… خيلی درشت. 📚 از مجموعه تاکسی 🖌 @jahaneketab