صبح ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ ساعت حوالی ۹صبح، طبق برنامه هرسال رژه است، اما...
🔹سربازی که چند روز به پایان سربازیش مونده بود، دیگه به خونه برنگشت...
🔹۲۵ شهید و ۷۰ زخمی
🔹جانباز ۷۰ درصدی که به آرزوی شهادتش رسید
🔹سربازی با تفنگ خالی در میان تیرها بر زمین افتاد...
گرامی باد، یاد و خاطره شهدای حادثه تروریستی اهواز🥀
🌑یاد شهدا ذکر صلوات 😭🌷🍃
ما دوستان شهیداحمد بودیم و متوجه غیبتش می شدیم و از این غیبت کوتاه مدتی که بخاطر رفتنش به جهاد بود احساس ناراحتی میکردیم چون با حضورش بین دوستان احساس برادری شدیدی بینمان ایجاد میشد.
او برای ما مثل یک قلب تپنده بود که وقتی (از جهاد) می آمد وقت های زیادی را با ما می گذراند تا روزهای غیبتشی را جبران کند.روزها و ساعات زیادی باهم وقت می گذراندیم و بعد از شهادتش از زمانهایی که در اختیار ما قرار داده بود قدردانی میکنیم چون او اگر میخواست میتوانست تمام وقت خود را فقط با خانواده اش باشد.
احمد همیشه لبخند روی لبهایش بود و مثل نور همیشگی بود. همیشه کار و اوقات فراغتش را از هم جدا میکرد و پس از اتمام کار از اولین لحظه ای که به خانه می آمد برای خبرگرفتن از ما و یا هماهنگی برای سرگرمی و دورهمی های دوستانه مان به ما زنگ میزد
همیشه فوتبال یا با کامپیوتر بازی میکردیم.
از کوه ها بالا میرفتیم تا به مقام حضرت صالح علیه السلام برسیم و طبق خواسته احمد ناهار و شام میخوردیم،یادم میاد که قرار گذاشته بودیم بار دیگر به آنجا برویم ولی خوش شانس نبودیم
یاد شهدا ذکر صلوات 😭🌷🍃
🌱میگفت: من دوست دارم هرکاری
میتوانم برایِ مردم انجام بدهم..
حتی بعد از شهادت..!
چون حضرتامام گفتند:
مردم ولی نعمتِ ما هستند..
#شهیدمحمدرضاتورجیزاده
✍همینطور هم شد...
حالا بعداز شهادت مزارش شده قرارگاه مجردان...
خیلی ها برای یک انتخاب درست و ازدواج موفق و باز شدن گره بختشون به ایشون متوسل میشن و جواب میگیرن
🍃میگفتن حاجت #ازدواج میده..
🌱پارسال همین موقع ها بود
با رفقا رفته بودیم گلستان شهدای اصفهان ، به شوخی به یکیشون گفتم فلانی من که میدونم تو دلت چی میگذره ، مزار فلان شهید بری حاجتت رو میگیری و سال دیگه بجای ما باید دست خانمت رو بگیری بیای اینجا😉
چند ماه پیش بود که ازدواج کرد
زنگ زده بود میگفت حاجی گلستان شهدا نایب الزیاره شمام هستیم ☺️
یاد شهدا ذکر صلوات 😭🌷🍃
⚘﷽⚘
✍#خاطرات_شهدا📃
💐بابا هروقت میخواست بره بیرون صدا میکرد حنانه ملیکا، گنجشکای بابا، کی میره لباس بابا رو بیاره ملیکا زودتر از من میرفت و لباسها رو میآورد همیشه همین طور بود.
یکبار ناراحت شدم گفتم بابا چرا همیشه ملیکا باید لباستاتو بیاره. چرا به من اجازه نمیده؟ سرم رو بوسید گفت حنانه جان گنجشک بابا تو بزرگتری اون کوچولویه عیبی نداره حالا چه تو بیاری یا اون من هردوتونو دوست دارم.
تو بزرگی باید هوای آبجی کوچیکت رو داشته باشی. آروم شدم و هیچی نگفتم.
🌷کاش الان بود و همیشه ملیکا بهش لباس می داد دیگه ناراحت نمی شدم. میشه فقط برگردی باباجونم؟🕊
📜خاطره ای از حنانه خانم دختر شهید "گنجشک بابا"
🌷گنجشک های توبابا(حنانه و ملیکا خانم) ۶ سال انتظار ودوری تو را کشیدیدم، حالا بابا مرتضی از کربلای خان طومان اومدی"خوش آمدی ای پدر عزیزم"😭
🌹#پاسدار_مدافع_حرم
#شهید_مرتضی_کریمی
#خوش_آمدی_بابا😞
🌹🍃🌹صلوات
22.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به مناسبت سالروز حمله تروریستی به رژه اهواز
فیلم منتشر نشده از رژه خونین ۳۱ شهریور ۹۷ اهواز
یاد شهدا ذکر صلوات
امنیت اتفاقی نیست