انقد که همینجوری راحت یکی درمیون نمیرم مدرسه احساس میکنم مدرسه هم همینجور راحت و در سکوت اخراجم میکنه :_
جِنابِ او +:
یه فوبیایی دارم از اینکه ماژیکم وسط کار تموم شه و تو گل گیر کنم :«
خب ماژیکم تموم شد و تو گل گیر کردم
واقعا ای کاش برا خرید یه دونه ماژیک چون بسته ای نمیخوام بخرم نیاز نبود یه راه دوری برم و همین لوازم تحریر سر کوچه هم عین آدم بهم میداد :_
ای کاش فرهنگ سازی میشد/:
من وقتی یه شخصی که خیلی باهاش راحت نیستم بهم پیام میده و نوتیف پیامش میاد :
بزار چند دقیقههه بگذره بعد سین بزننن ._.
واقعا خیلی حس بدیه که وقتی دارم به همکلاسی هام پیام میدم حس مزاحمت میکنم و احساس میکنم شاید بزور دارن تحملم میکنن در حالی که رفتار اونا همچین چیزی نشون نمیده /:
من سر کلاس وقتی خانم میگه باید تمام زوای مختلف کاراکترت رو بکشی :
وایییی چقد خوب اینجوری چیزای بیشتری یاد میگیریم .
وقتی شروع میکنم به کشیدن :
شکر خوردمم