هدایت شده از سراشیبیِ مرتفع.
جان اجداد بزرگوارت از من نپرس گریه کردی؟! چرا گریه کردی؟! من دوباره میزنم زیر گریه نمیتونم خودمو جمع کنم.
ازت خواهش میکنم.
واقعا نمیدونم چمه
یه لحظه دارم عوق میزنم یه لحظه دارم زمینو از گشنگی گاز میزنم
یه لحظه دارم قر میدم یه لحظه دارم اشکامو پاک میکنم
یه لحظه دلم درد میکنه یه لحظه سرم درد میکنه .....
هدایت شده از مسواک|Messwak
یه زمانی دختر بچهها با پوشیدن این احساس پرنسس بودن میکردن 🙃
• مومینگ•
@Messwak
جِنابِ او +:
یه زمانی دختر بچهها با پوشیدن این احساس پرنسس بودن میکردن 🙃 • مومینگ• @Messwak
دلم میخواد برگردم به اون موقع هایی که اینوو با پیرهن میپوشیدمممم
هدایت شده از جزیرهبدونِ D
هر دفعه که میام قلبمو با چسبای مختلف ترمیم کنم و سعی کنم تیکه های از هم پاشیدشو کنار هم جا بدم با ی نگاه و مرور خاطرات/پیام ها/عکسا/متن ها و هرچیزی که باقی مونده ، هرچی رشته کرده بودم پنبه میشه و دوباره باید تیکه تیکه های قلبمو جمع و جور کنم .
[این وسط نمیدونم چطوری دهن دلتنگیو ببندم]
https://eitaa.com/32009412/538
من خوشممممممم میاددد از اینااا واکنشاتتتت و پیاماتتتت فهمیدییی؟؟؟
هدایت شده از میم پلاس 🇮🇷
552.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از افکاردرونمن.
واقعن تابستونم خیلی الکی و چرت داره میگذره و تموم میشه.
ما پنج ثانیه یه بار از وقتی رفیقمون شوهر کرده:
واییی باورتون میشد برید خونه جعفر
واییی باورتون میشد رو فرش خونه جعفر راه برید
واییی باورتون میشد جعفر رو تو لباس عروس ببینید
وایییی باورتون میشد شام عروسی جعفر رو بخورید
وایییی باورتون میشد تو خونه جعفر غذا بخورید
وایییی باورتون میشد تو خونه جعفر برید دشویی.........