دلم میخواد از این دخترایی باشم که صبح زود بلند میشه میره باشگاه صبحونه برا خودش درست میکنه
درست و حسابی درس میخونه ، به تمام کاراش میرسه
تیپ زدناش حرف ندارع و همیشه مرتبه
اما همیشه اون دختری هستم که باید با کتک بیدارش کنن بزور تا دشویی میره چه برسه به ورزش کردن
تخم مرغم بلند نیست درست کنه چه برسه به غذا
به هیچ کدوم از کاراش نمیرسه ندارههه و این بدععع خیلی بدهه :««
من اینجوری بودم که مامانم با کلی ذوق برام تولد میگرفت بعد من عین این نچسبا با اخم تخم و بد عنقی و عکس ننداختن قشنگ از خجالتش در می اومدم
تا جایی مهمونا کم مونده بود کتکم بزنن -؛
من انقد بچه ی وابسته ای بودم که وقتی مامانم میرفت آشغال بندازه تلفن برمیداشتم زنگ میزدم به بقیه که مامانم منوو تنها ول کرده و کلی جیغ میزدم
حالا اون بیچارها با صدها فرسخ فاصله نمیدونستن باید چیکا کنن ._.
جِنابِ او +:
من انقد بچه ی وابسته ای بودم که وقتی مامانم میرفت آشغال بندازه تلفن برمیداشتم زنگ میزدم به بقیه که
از همین تریبون به مامانم که منو با تمام اذیت هام تحملم کرد و خونه ننداخت بیرون منو تشکر میکنم
بزارید از صبر مادر ایوبم بگم براتون
مثلا مادر من خواست با جوونای فامیلاش بره شمال مسافرت خب منه نق نقوعم همه جا بودم
و قشنگگ یه کاری کردم مامانم انقد بهش خوش بگذره
از تمام چیزا ایراد میگرفتم، گریه های علکی، گند زدن به تمام عکساشون، گند زدن به تمام بازی هاشوننن، نق زدنن های فراوان ، آسی کردن مادر در طول سفر به بهانه ی خوابیدن، و .....
یعنی کم مونده بود به یکی پول بدن بگن ترووخدا یه دقیقه اینو نگههه دارر «:
اما همیشه پدرم در این مواقع اون آدم بود 😂😞
هدایت شده از -نَشریهِپَخشکُنِسال57
اومد پیوی درمورد اعتقاداتم بهم فوش داد
فقط ازش یه سوال پرسیدم
اخرش گف من بهت خیلی فوشای بدی دادم ناراحت نشدی؟
گفتم نه ناراحت نشدم اشکال نداره
فقط کاش بدونی ماهم از خودتونیم
گف یعنی چی
گفتم هممون ایرانیم این کافیه مگ ن؟
موقع خوابیدن اینجوریم که در عقب و جلو و کنار و بالا پایین دستمال کاغذی میزارم که یه وقت آبشار نیاگارا نریزه کف زمیننن :««