از مدرسم از کلاسم و همکلاسیا از هیچکیییی حس خوبییی نمگیرمممم و نمیخوام برم ._.
جِنابِ او +:
از مدرسم از کلاسم و همکلاسیا از هیچکیییی حس خوبییی نمگیرمممم و نمیخوام برم ._.
میدونید چرا ؟ چون لالم ساکت میشینم یه گوشه و فقط به بقیه لبخند میزنم :«
واقعا اگه بخوام کنکور بدم استرسشو بر نمیتابم
یعنی مطمئنا هیچی تو ذهنم نمیمونه :-
جدی جدی رفتیم تو بهمن ؟
دو ماه دیگه عیده ؟
مگه همین دیروز تازه سال تحویل نبوددد :-
حالا چون من امروز یه کلمه ام درس نخوندم بادها دست به دست هم دادن که منو بچزونن ««