بابام مشهد بود بعد اومده میگه آره همش توی حرم دخترایی میدیدم که شبیه توان ، ببینید دیگه تا چه حدی من دلم مشهد میخواد و نیاز دارم به حرم که اینجوری شده .
من قبل عروسی : آره امشب میترکونم و کل مراسم میرم وسط ، فقط عشق و حال .
من توی عروسی : نشستن یه گوشه و دو انگشتی دست زدن چون خجالت میکشم .
۲ ساعت قبل عروسی ۲ نفرو میکاپ کردم با خودم میشه ۳ تا و دیگه حس میکنم کمر و گردن برام نمونده.
جِنابِ او +:
فردا عروسیه و فک نکنم عروس انقد استرس داشته باشه که نرسه آماده بشه که من استرس دارم .
و خب باید بگم جدا نرسیدم آماده شم و موهامو تو تالار درست کردم و اصن از استرس تیکه تیکه شدم چون تازه نیم ساعت مونده به عروسی میکاپ کردمم😂😭.
کیه که داره از خستگی زایمان میکنه و فردا باید سه تا آزمون بده و هیچی نخونده ؟ آفرین من .
جِنابِ او +:
آاااخخخ بمیرمم برا دل خوشت🤣🤣 *دانشآموز جدید کلاسمونه
انقد به بچه خندیدم دلم شاد شددد😂😭