هدایت شده از جرعه ناب
#امام_حسن_عسکری
۱-امام حسن عسکرى (ع) در روز جمعه هشتم ربیعالثانی سال 232 هجری قمری در مدینه به دنیا آمد. پدرش امام دهم حضرت امام هادی (ع) است. نام مادر گرامی آن حضرت «حدیث»، «سَوسَن»، یا «سلیل» ذکر شده است.
۲-دوره امامت امام عسکری (ع) همزمان با سه خلیفه همراه بود:
معتز عباسی (۲۵۲-۲۵۵ ق)،
مهتدی (۲۵۵-۲۵۶ ق)
و معتمد (۲۵۶-۲۷۹ ق).
۳-در دوره زندگی امام عسکری (ع)، دستگاه عباسی به ابزاردستی برای امیران رقیب تبدیلشده بود و بخصوص فرماندهان نظامی ترک نقش مؤثری در نظام حکومتی داشتند.
بعد از قتل «مستعین»، خلیفه دیگری عباسی «معتز» به خلافت رسید و در سال 255 حضرت را زندانی نمود. با آغاز خلافت «معتمد» (۲۵۶ ق) که با قیامهای شیعی روبهرو بود، امام از زندان آزاد شد. در صفر سال ۲۶۰ ق امام به دستور معتمد به زندان افتاد.
۴-سرانجام امام حسن عسکری در هشتم ربیعالاول سال ۲۶۰ ق، در ۲۸ سالگی در سامرا به شهادت رسید
@jorenab
تنها و خسته ام یا ایهاالعزیز
من دل شکسته ام یا ایهاالعزیز
آقا کجا روم مجذوب این درم
دل برتو بسته ام یا ایهاالعزیز
افتاده ام غریب بی یارو بی حیبب
دستان بسته ام یا ایهاالعزیز
شاهامرا پناه درد مرا دوا
ازهم گسسته ام یا ایهاالعزیز
مایوس ازهمه دل پرزهمهمه
یک ورشکسته ام یاایهاالعزیز
دست از رفیق ویار با چشم اشکبار
من جمله شسته ام یا ایهاالعزیز
گرتوشوی پناه ماتح و صدگناه
از غصه رسته ام یا ایهاالعزیز
@jorenab
#خاطره_جالب_یک_مهندس
یکی از مهندسین متدین که سالهاست می شناسمش واهل تهجد هم هست برای من نقل می کرد
روزی شرایط کاری باعث شدتا لپ تاپ خودم را ببرم سر کار وصفحه اصلی لپ تاپ عکس بین الحرمین بود بچه ها شروع کردن به مسخره کردن واینکه این چه عکسی که گذاشتی لا اقل گل یا چیز دیگه میذاشتی
یکی خواست حرصم را در بیاره گفت اصلا رفتی؟
گفتم نه ولی میرم
گفت ازاین بخواه همین الان تورو می بره
مهندس می گفت من گفتم شما به این کارها کار نداشته باشید ما مشغول کارمون شدیم ولی این حرف ته دلم خالی کرد
چند روز گذشت از سازمان مهندسی پیامی آمد که شما می توانید برای عتبات ثبت نام کنید وقتی رفتم گفتند برای شما پانصدهزار تومان تخفیف می دهند ولی همسر وفرزند آزاد محاسبه می شود ومن هرچه فکر کردم دیدم پول کافی ندارم روزی رفتم پروژه دیگری که داشتم کارم را انجام دهم
صاحب کار گفت ناراحتی
گفتم چیزی نیست وقتی اصرار کرد داستان راگفتم
گفت از من چک داری؟
گفتم اره ولی برای سه ماه بعد هست من الان باید برم
گفت چقدره گفتم سه میلیون ونیم
گفت برو چک را بیار
من رفتم از توی ماشین چک را آوردم وپشت نویسی کرد برای روز منم فوری رفتم بانک در اصلی بانک را بسته بودند ودر کوچه باز بود که اینها درون بانک هستند بیاینند بیرون خواهش کردم بالاخره در را باز کردند رفتم چک را نقد کردم وثبت نام کردم وخدا را شکر به زیارت رفتیم
@jorenab
سوال
آیا می شود یک مرد هم عموی شخص باشد وهم دائی او؟
پاسخ
۱-مردی بنام حسن پسری دارد بنام احمد
با خانمی بنام طاهره که دختری بنام مریم دارد ازدواج می کند
حاصل این ازدواج فرزندی می شود به نام عباس
۲-احمد (فرزند حسن) با مریم (فرزند طاهره) ازدواج می کند و حاصل ازدواج می شود حمید
۳-عباس (فرزند حسن با طاهره) دائی حمید(فرزند احمد ومریم) می شود (چون مادر حمید یعنی مریم خواهر مادری عباس است )
وهمچنین عباس عمو ی حمید می شود (چون پدر حمید یعنی احمد برادر پدری عباس است)
@jorenab