عبد اللَّه بن ابان زيّات گوید : به امام رضا عليه السلام گفتم : در پیشگاه خداوند براى من و خانواده ام دعا کنید
فرمود : «مگر نمىكنم؟! به خداسوگند كه اعمال شما در هر روز و شب ، به من عرضه مىشود» .
عبد اللَّه مىگويد : اين مطلب در نظرم سنگین آمد(اما چیزی نگفتم امام علیه السلام متوجه من شد)
فرمود : «مگر كتاب خدا را نمىخوانى كه مىفرمايد : «بگو: [هر كارى كه مىخواهيد] بكنيد، كه به زودى خدا و فرستاده او و مؤمنان ، كردار شما رامىبينند
أَبَانٍ الزَّیَّاتِ وَ کَانَ یُکَنَّی عَبْدَ الرِّضَا قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام ادْعُ اللَّهَ لِی وَ لِأَهْلِ بَیْتِی قَالَ أَ وَ لَسْتُ أَفْعَلُ وَ اللَّهِ إِنَّ أَعْمَالَکُمْ لَتُعْرَضُ عَلَیَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَةٍ فَاسْتَعْظَمْتُ ذَلِکَ فَقَالَ أَ مَا تَقْرَأُ کِتَابَ اللَّهِ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ
(بحارالانوار ج۲۳ص۳۴۶)
@jorenab
وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لا تَفْتِنِّی أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکافِرِینَ (۴۹) إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصِیبَةٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ (۵۰) قُلْ لَنْ یُصِیبَنا إِلاَّ ما کَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (۵۱) قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَنْ یُصِیبَکُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَیْدِینا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَکُمْ مُتَرَبِّصُونَ (۵۲)
ایه شریفه ناظر به جواب دوم به ایراد مشرکان است
قُلْ لَنْ یُصِیبَنا إِلَّا ما کَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ" حاصل این جواب این است که: ولایت و اختیار امور ما تنها و تنها بدست خداست- این انحصار از جمله" هُوَ مَوْلانا" استفاده میشود- و اختیار ما نه بدست خود ما است و نه بدست هیچ یک از این اسباب ظاهری، بلکه حقیقت ولایت تنها از آن خداست و خدای تعالی سرنوشتی حتمی از خیر و شر برای همه تعیین نموده، و با اینکه میدانیم قبل از ما سرنوشتمان معلوم و معین شده چرا اوامر او را امتثال ننموده در احیاء امر او و جهاد در راه او سعی نکنیم.
خدای تعالی هم مشیت خود را اجراء میکند و ما را پیروزی و یا شکست میدهد و این به عالم ما مربوط نیست، زیرا وظیفه بنده، بندگی و ترک تدبیر و امتثال امر است، که خلاصه، همه توکل است.
مقصود از (حسنیین) حسنه و مصیبت است به دلالت اینکه در آیه اول حکایت میکرد که منافقین از اینکه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خیری برسد ناراحت میشدند، و از اینکه به آن جناب شر و مصیبت برسد خوشحال میگردیدند، و میگفتند خوب شد ما قبلا حواسمان را جمع کرده بودیم، و خود را دچار این ناملایمات نساختیم. چون از این کلام بر میآید که منافقین در حال انتظار بودند که ببینند بر سر مسلمانان چه میآید، آیا شکست میخورند و یا پیروز میشوند پس معلوم میشود" إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ" در آیه یکی از آن دو پیش آمد است که منافقان در انتظارش بودند.
خواهی گفت چطور قرآن کریم مصیبت را هم حسنه خوانده و آن را با حسنه" حسنیین" نامیده؟ در جواب میگوییم: از نظر دینی حسنه و مصیبت هر دو حسنه اند، چون اگر حسنه، حسنه است برای این است که پیروزی و غنیمت در دنیا و اجر عظیم در آخرت است و اگر مصیبت حسنه است آنهم برای این است که شکست خوردن و کشته شدن و هر رنج و محنت دیگری که به انسان برسد مورد رضای خدا و باعث اجری ابدی و سرمدی است، پس هر دو حسنه اند.
و معنای آیه این است که: ما و شما هر یک منتظر عذاب و گرفتاری طرف مقابل خود هستیم، با تفاوت اینکه آن عذاب و گرفتاری که شما برای ما آن را آرزو میکنید در حقیقت
خیر ماست، زیرا شما در باره ما انتظار یکی از دو احتمال را میکشید، یا غلبه بر دشمن و مراجعت با غنیمت و یا کشته شدن در راه خدا.
ولی ما برای شما انتظار عذاب خدا را میکشیم، و آرزو داریم که یا با عذابهای سماوی و یا بدست خود ما شما را نابود کند، مثلا به ما دستور دهد زمین را از لوث وجود شما پاک سازیم، پس ما در هر حال رستگار و شما در هر حال هالکید، پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم، این بود آن جواب دوم.
(المیزان ج۹ ص۴۰۸تا۴۰۱۲)
@jorenab
هدایت شده از جرعه ناب
حضرت رسول (ص) هجرت فرمود از مكه معظمه بسوى مدينه و در آن شب در غار (ثور) پنهان شد و حضرت اميرالمومنين (ع) جان شريف خود را فداى جان مقدس برادر و پسر عم خود، حضرت رسول (ص)، نموده و در فراش آنحضرت خوابيده از شمشيرهاى قبايل مشركين پروا نكرد و فضل خود و مواسات و برادرى را بر جميع عالم ظاهر گردانيد و شرافت دنيا و آخرت را خريد و حق تعالى با ملائكه سموات بآنحضرت مباهات نمود و آيه كريمه:
( (و من الناس من يشرى نفسه ابتغاءمرضات الله)در شان او نازل شد.
(فیض الاعلام شیخ عباس قمی ص ۲۲)
@jorenab
هدایت شده از جرعه ناب
#اتحاد_نبی_امیرالمومنین
شيخ محمّد بن المشهدى روايت كرده از حضرت صادق عليه السلام كه فرمود:
مردى اعرابى به خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله مشرّف شد و عرض كرد:
يا رسول اللَّه، منزل من دور است از منزل تو، و من مشتاق زيارت و ديدن تو مى شوم، مى آيم به زيارت جناب تو، و ملاقات تو برايم حاصل نمى شود، و ملاقات مى كنم علىّ بن ابى طالب عليه السلام را، پس مرا مأنوس مى كند به حديث و مواعظ خود، و من برمى گردم با حال اندوه و حسرت بر نديدن تو،
فرمود: هركه زيارت كند على را مرا زيارت كرده، و هركه او را دوست دارد مرا دوست داشته، و كسى كه دشمن دارد او را مرا دشمن داشته است،
برسان اين را به قوم خود از جانب من، و هركه برود به زيارت او پس به تحقيق كه نزد من آمده، و من جزا خواهم داد او را روز قيامت وجبرئيل وصالح المؤمنين [۲]
----------
[۲]: مزار كبير: ۳۸، ح ۱۳.
(مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی
باقیات وصالحات، باب سیم ، فصل چهارم، مطلب دویم ،مقصد دویم ص ۵۲۱ )
@jorenab
هدایت شده از نیکزاد
باسمه تعالی
تحلیل برخی از افراد از مبارزات علیه نظام تحت شعار زن آزادی زندگی گذشته این است که این جریان پیروز شده است و به خواسته خود رسیده است که همان آزادی بیحجابی و بدحجابی و تعطیل کردن گشت ارشاد و فروکش کردن حساسیت نظام در برابر ولنگاری هاست.
در برابر این تحلیل می توان گفت در عین اینکه تا حدودی بهرهای از واقعیت دارد اما می توانیم
از منظر دیگر در کل ارزیابی مثبتی به آن داشته باشیم
اولاً شعار زن زندگی آزادی کلید رمز اغتشاشات برای مبارزه علیه نظام تا سرحد براندازی بود تبلیغات خارجی دشمن به خوبی گواه بر این امر بود و واقعاً آنها برای رسیدن به این هدف بسیار امیدوار بودند تقریبا فکر میکردند که کار نظام تمام است حتی برای طرفداران انقلاب و نظام باعث وحشت جدی شده بود.
الحمدلله در این امر مفتضحانه شکست خوردند نه تنها این امر اتفاق نیفتاد بلکه وضعیت نظام در عرض همین یک سال بسیار مستحکمتر و استوارتر و پیشرفتهتر و بازندهتر و موفقتر شده است.
ثانیا اعتماد مردم نسبت به اپوزیسیون و گروههای معاند بیرونی و بنگاههای خبری و به تعبیر دیگر مرجعیت آنها برای مردم به شدت تقلیل پیدا کرده است و قدرت تاثیرگذاری و خط دهی و جریان سازی آنها عملاً از دست رفته است.
در حقیقت اغتشاشات و جریانات چند ماهه سال گذشته تا به امروز حقیقت و ماهیت آن مجموعه را افشا و آشکار کرده است و بیهویتی و بیشخصیتی و بیاعتباری آنها را آفتابی کرده و در نهایت بصیرت و رشد و معرفت مردم را به مراتب بالاتر برده است. و این دستاورد بسیار بزرگ و مغتنم است.
ثالثا اغتشاشات و جریانات گذشته باعث کنار رفتن پرده نفاق و دورویی و تزویر جریانات داخلی و خواص شده است. در این تقلب احوال ماهیت آنها رو شده است و منویات و مقاصد آنها برملا گردیده است و مشخص شده است که خواسته آنها تا حد براندازی انقلاب و نظام است. و همین باعث مصونیت کشور و نظام از آسیب های آنها به ویژه مانع حضور آنها در مسئولیتها و پست های کلان نظام شده است.
رابعاً اقتدار حاکمیت برای دفاع از انقلاب و تظام و تونایی جمع کردن اغتشاشات و آشوب ها و همراه کردن توده مردم برای همراهی با نظام تقریباً برای همگان حتی برای دشمنان و معاندان داخلی و خارجی ثابت شده است. از این جهت آنها را دچار یأس و سرخوردگی و افسردگی نموده است.
خامسا آن جریانات باعث شده است که نظام به فکر برنامهریزی ریشهایتر و حساب شدهتر و موثرتر بیفتد آنگونه که مقام معظم رهبری و برخی از مسئولان بلندپایه کشوری تصریح کردهاند با برنامهریزیهای انجام شده انشاءلله این بساط ولنگاری و ضد فرهنگی جمع خواهد شد.
نیکزاد
#تکبر
انسان وقتی فعلی انجام میدهد
الف- از خودش خوشش میاید که من چنین کار خوبی انجام دادم به آن در اصطلاح عُجب گفته می شود
ب-سپس در ذهن خویش چنین گمان می کند که از دیگران برتر است ودر خویش برتری نسبت به دیگران می بیند و به آن در اصطلاح غرور گفته می شود
ج-آنگاه این خود برتر بینی در بیرون خودش را نشان میدهد و در رفتا ر و سخن گفتن با مردم به گونه ای رفتار می کند یا حرف می زند که نشان دهد از دیگران برتر است که در اصطلاح به آن تکبر گفته میشود
و تکبر
۱-گاهی در برابر خداوند متعال که بدترین نوع تکبر است همانطور که فرعون و نمرود چنین بودند
۲- و زمانی در مقابل نبی اکرم صلی الله علیه واله وسلم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مانند ابو جهل ها و معاویه ها که مورد لعن خدا و رسولش قرار می گیرند
۳-گاهی در مقابل بندگان خداوند متعال است
و تکبر یک رذیلت اخلاقی است که نابودگراست
به تعبیر حضرت علی علیه السلام
نسبت به دیگران مانند حیوان درنده نباش چون یا مثل تو انسان هستند یا برادران دینی تو
لَاتَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ:
إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّيْنِ، أَوْ نَظِيْرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ،
(نهج البلاغه نامه ۵۳)
تکبر بدترین رذیله اخلاقی است که جایگاه متکبران در جهنم خواهد بود
ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴾ [غافر: 76]
زیرا کسی که تکبر بورزد بر دلش مهر خواهد خورد
یَطْبَعُ اللَّهُ عَلَی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ ( غافر۳۵)
و کسی که بر قلبش مهر خورده باشد هرگز روی سعادت نخواهد دید
@jorenab