هوا امروز یه جوری بود که علاوه بر این که کوه هایی که نمیدونستم وجود دارن رو دیدم بلکه سرماشون رو هم با عمق وجود حس کردم...
و اینکه مدرسه برگشت رو روال عادی تازه دوباره یادم افتاد که چقدر دلم می خواد از شر اون مدرسه راحت شم
و دوباره اون حالتای چرت کلاس برگشته
و اینکه زیاد حرف نزدم چون رو حالتی ام که بقیه رو ناراحت می کنم
روزای مدرسه میام اینجوریه
هدایت شده از دیوانِ لعیا.
.
همین امشب خبر دار شدم که
یه دختر کوچولوی ناز به اسم "نیلوفر" اصلا توی وضعیت خوبی نیست..
بچه ها این دختر الان توی کماست.
خون ریزی داخلی داره و دست و پاهاش شکسته🥀
ازتون میخوام هرچقدر میتونید دعا کنید و توی لحظههاتون به یادتون باشه این دختر با چشمهای قشنگش رو:"
سنی نداره..
تا میتونید پخش کنید و برای نیلوفر دعا کنید🥲💔
.