5.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک شرکت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی را برگزار کرد که تنها یک پرسش داشت.
شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبور کردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلا جان شما را نجات داده و یک نفر که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می توانید تنها یکی از این سه نفر را برای سوار نمودن انتخاب کنید. کدامیک را انتخابخواهید کرد؟
از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، تنها شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
اگر به ذهن تو هم رسید بدون خیلی باهوشی😉
https://eitaa.com/joinchat/1105723543C9badac50b2
🌊
چه شبها درغم هجرت به مهتاب
از ستم گفتم
تو در خوابی پر از رویا،
من از کابوس غم گفتم...!!
#پروانهحسینی🖋
🍃
🌊
او بود و عشق بود و صفا بود و آرزو،
می ریخت گویی از در و دیوار بوی عشق
حرف وفا به دیده و صد راز در نگاه؛
شیرین بود ز #راه_نظر گفتوگوی عشق...☆
#فریدون_مشیری🖋
❄️
🌊
از تمام رمز و رازهای عشق ،
جز همین سه حرف
جز همین سه حرفِ سادهی
میان تهی " ع ش ق "
چیزِ دیگری سرم نمیشود !
من سَرم نمیشود ،
ولی راستی دلم که می شود ...
#قیصر_امین_پور🖋
❄️
🌊
تا داروی او درد مرا درمان شد
پستیم بلندی شد و
کفر ایمان شد
جان و دل و تن، هر سه حجاب ره بود
تن دل شد و
دل جان شد و
جان جانان شد
#باباافضل کاشانی🖋
❄️