eitaa logo
کلام طلایی 🌱
5.5هزار دنبال‌کننده
7.4هزار عکس
1.9هزار ویدیو
18 فایل
«(ٱللَّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ)» رمان: (عبورازسیم خاردارنفس ) نویسنده :لیلا فتحی پور روزی دو پارت 💚 ⛔⛔کپی حرام ⛔⛔ انتقاد و پیشنهاد 👈 @aidj122 تبلیغ ،ادمین👇 @BASIRIIII
مشاهده در ایتا
دانلود
کلام طلایی 🌱
❤️ ❤️🧡 ❤️🧡💛 ❤️🧡💛💚 ❤️🧡💛💚💙 ❤️🧡💛💚💙💜 ❤️🧡💛💚💙💜💖 بنام خدا #پارت_بیست_و_سوم مامان و بابا و پویا رفته
❤️ ❤️🧡 ❤️🧡💛 ❤️🧡💛💚 ❤️🧡💛💚💙 ❤️🧡💛💚💙💜 ❤️🧡💛💚💙💜💖 بنام خدا قبل از اینکه جوابی بده از کنارش رد شدم و به سمت خونه مون پا تند کردم ؛ که صدایش از پشت سرم آمد : پروانه بهت نشون میدم تو فقط منتظر باش بی توجه به حرفش به راهم ادامه دادم و به خانه رسیدم میخواستم همه چیو برای بابا و مامان تعریف کنم ولی لزومی ندیدم که یک مزاحمت کوچیک رو بگم نگرانشون کنم شاید هم اگه میگفتم همه چی تغییر میکرد ولی ...... 💞💕💞💕💞💕💞💕 بی صبرانه منتظر جواب کنکور بودم ، از هیجان دست هام عرق کرده بود و می لرزید ، روی صندلی نشسته بودم و پای چپم رو تند تند تکان میدادم ، سارا هم دور تا دور اتاق راه میرفت و گه گاهی به لپ تاپ سر میزد . مامان و زن عمو هم هر لحظه میومدند و سوال ( جواب ها اومد؟ ) رو میپرسیدند و میرفتند . هنوز خبری از جواب ها نبود ؛ برای اینکه یکم آرام بشیم رو به سارا گفتم : سارا پاشو بریم به سالن ــ اگه جواب ها بیاد چی ــ خب میایم نگاه میکنیم اینجوری نشستن فایده ای نداره که با سارا به سمت سالن رفتیم ، مامانم به تلوزیون خیره شده بود و زن عمو هم تو اشپزخانه بود به قلم : مینو محبوبه .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....