eitaa logo
کانال کمیل
426 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
2.5هزار ویدیو
14 فایل
تولدمون سالروز ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها 1403/3/19
مشاهده در ایتا
دانلود
12.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظاتی از آخرین دیدار روز گذشته (سه‌شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۳) شهید اسماعیل هنیه با رهبر معظم انقلاب اسلامی @meslemostafaa
إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ
._._._._._._._._._._. 🍃🍃🌸🍃🍃 هر عضو می تواند مفتخر به حضور عضوی دگر شود 👇 @kanalkomeiliha
🔴قاب عکسی تلخ از ۱۰ شهید خانواده اسماعیل هنیه در جریان حملات اسرائیل @kanalkomeiliha
محور‌ همهٔ‌ فعالیت‌ های‌ ابراهیم‌ نماز‌ بود ؛ در‌ سخت‌ترین‌ شرایط نمازش‌ را‌ اول‌ وقت‌ می‌خواند در‌ سفر یا در جبهه‌ یا در زورخانه وقتی‌ موقع‌ اذان‌ میشد همهٔ‌ کارها را متوقف‌ می‌کرد‌ و‌ اول‌ نمازش‌ را می‌خواند رفتار‌ او‌ ما‌ را به‌ یاد جمله‌ی‌ شهید‌ رجائی‌ می‌انداخت به نمــاز نگوییــد کار دارم به کار بگویید وقـت نماز اســت» 🤲 @kanalkomeiliha
اسمش علی بود و عاشق مولا علی. درس و اخلاقش نمونه بود. یتیم بود اما مردانگی را از مولا آموخته بود. هنوز مویی بر صورتش روئیده نشده بود که راهی جبهه شد. شب عملیات برای مادرش نامه ای را اینگونه نوشت: من چند روز دیگر در فلان تاریخ شهید می شوم. دیشب امیر المومنین علی علیه السلام را در خواب دیدم که برگه ای به من دادند و فرمودند: پدرت در بهشت امضا کرده، شما هم امضا کن. آن را که نگاه کردم نوشته بود: شهادت نامه. تاریخ و محل شهادتم را نوشته بود و من هم با خوشحالی امضا کردم. نامه علی همزمان با پیکر مطهرش به تهران رسید! 📙برگرفته از کتاب فدائیان ولایت. اثر گروه شهید هادی 🤲 ━⊰🌹❀🕊❀🍀⊱━ @kanalkomeiliha
‍ 🍃يكبار حرف از نوجوان ها و اهميت به نماز بود. ابراهيم گفت: زماني كه پدرم از دنيا رفت خيلي ناراحت بودم. شب اول، بعد از رفتن مهمانان به حالت قهر از خدا نماز نخواندم و خوابيدم. 🔆به محض اينكه خوابم برد در عالم رويا پدرم را ديدم! درب خانه را باز كرد. مســتقيم و با عصبانيت به ســمت اتاق آمد. روبروي من ايستاد. براي لحظاتي درست به چهره من خيره شد. همان لحظه از خواب پريــدم. نگاه پدرم حرفهاي زيادي داشــت! هنوز نماز قضا نشــده بود. بلند شدم، وضو گرفتم ونمازم را خواندم. ☘از ديگر مسائلي که او بسيار اهميت ميداد نماز جمعه بود. هر چند از زماني که نماز جمعه شکل گرفت ابراهيم در کردستان و يا در جبهه ها بود. 🔻ابراهيم هر زمان که در تهران حضور داشت در نمازجمعه شركت ميكرد. ميگفت: شما نميدانيد نمازجمعه چقدر ثواب و برکات دارد. 💐امام صادق ميفرمايند: «قدمي نيســت که به سوي نمازجمعه برداشته شود، مگر اينکه خدا آتش را بر او حرام ميکند» 📚سلام بر ابراهیم1 @kanalkomeiliha
🌴هر چقدر که من و امثال من در آن زمان به دنبال تفریح و بازی و سرگرمی بودیم، ابراهیم به دنبال کسب علم و معرفت بود. 🍃خیلی از علمای محل و حتی کتابهای خوب علمی و معنوی را ابراهیم به ما معرفی میکرد. 🌿یادمه یکبار به من گفت : بیا صبح جمعه بریم سخنرانی یک استاد اخلاق. گفتم: آقا ابرام ول کن من که میخوام بخوابم. اما او می رفت تا علم و معارف و معنویت خودش را بیشتر کند و رسید به آنجا که باید برسد. ما جاهل ماندیم و او عالم و عامل شد. ✨فرق من و او را این آیه به خوبی بیان میکند: قُلْ هَلْ يسْتَوِى الَّذينَ يعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يعْلَمُونَ إِنَّما يتَذَكَّرُ أُولوا الْأَلْبابِ. بگو: آیا آنان که اهل علم و دانش اند با مردم جاهل نادان یکسانند؟ فقط دانشمندان متذکر این مطلبند.(سوره زمر۹) @kanalkomeiliha
🕊 از خیابان ایران تا میدان شهدا پیاده می رفت تا از دکه یک پیرمرد میوه بخرد. میوه له شده را در پاکت ش میریخت. شهید رجایی بعدها گفت که دکه دار، پدر شهید و نیازمند بود این میوه‌ها را میخریدم که کمکی به او شده باشد. 🌷 @kanalkomeiliha
━━━━💠🌸💠━━━━ 🔴 🔸بچـه‌هـای محـل مشغـول بازی بودند که ابراهیـم وارد کوچه شد. بازی آن‌قدر گرم بود که هیچ‌کس متوجه حضور ابراهیم نشد. 🔹یکی از بچه‌ها توپ را محکم به طرف دروازه شوت کرد؛ اما به جای اینکه به تور دروازه بخورد، محکم به صورت ابراهیم خورد.😱 🔸بچه‌ها بی‌معطلی پا به فرار گذاشتند. با آن قد و هیکلی که ابراهیم داشت، باید هم فرار می‌کردند!🏃 🔹صورت ابراهیم سرخِ سرخ شده بود. لحظه‌ای روی زمین نشست تا دردش آرام بگیرد. همین‌طور که نشسته بود، پلاستیک گردو را از ساک دستی‌اش درآورد؛ کنار دروازه گذاشت و داد زد: «بچه‌ها کجا رفتید؟! بیایید براتون گردو آوردم».❤️✨ @kanalkomeiliha
🌸شهید مدافع حرم امید اکبری🌸 روایت از پدر : تو راه مشهد بودیم با ماشین در حال حرکت که اذان سر دادند ، امید گفت: پدر بزنیم بغل نماز بخونیم؟ گفتم اینجا وسط بیابون؟ صبر کن تا برسیم به یه جایی که آب و دولابی باشه.. اونجا وایمیسیم. چند دقیقه بعد از دور یه درخت و جوی آبی مشخص بود که یه دفعه امید با خوشحالی گفت: اینجا بایستیم انگار آب هم هست! گفتم صبر کن میریم جلو تر به روستا یا مسجدی برسیم بعد نماز میخونیم.. یه لحظه دیدم امید سرخ و سفید شد و گفت بابا چند دقیقه از فضیلت نماز اول وقت گذشته بعد شما هی میگید بریم جلو بریم جلو!... 🌹شادی روح شهدا صلوات🌹 @kanalkomeiliha
*⚘﷽⚘ مثل ابراهیم خالصانه و بی ریا فعالیت می کرد. سر و صدا نداشت. هرجا می دید کاری زمین مانده عجله می کرد و کار را انجام می داد. اگر می دید جایی یادواره شهداست، خودش را می رساند و مشغول فعالیت می شد. برای معرفی شهید ابراهیم هادی خیلی زحمت کشید. برای رزمندگان عراقی از ابراهیم و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها می گفت. برای آنها پیشانی بند و چفیه تهیه می کرد. او جوانان عراقی را با راه و رسم شهدا آشنا نمود و همراه با آنها در عملیات ها حضور داشت تا اینکه در اطراف سامرا به قافله شهدا پیوست. شهید محمدهادی ذوالفقاری🌷 @kanalkomeiliha