eitaa logo
شـــهــیــدانـــه🌱
12.4هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
36 فایل
کدشامدکانال 1-1-874270-64-0-1 رمان به قلم هانیه‌محمدے #مــهربانــو کپی حرام است و نویسنده راضی نیستن ❣حــامـےمــن❣مسیراشتباه❣گذر از طوفان https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/4 زیرمجموعه https://eitaa.com/joinchat/886768578Caaa1711609 تبلیغات @Karbala15
مشاهده در ایتا
دانلود
دوستانی که عجله دارند زودتر قسمت‌های هیجان انگیز رمان مسیراشتباه رو بخونند، می‌تونند با پرداخت هزینه لینک کانال وی‌آی‌پی رو دریافت کنند جهت اطلاعات بیشتر به آیدی زیر مراجعه کنید https://eitaa.com/joinchat/456655018Cf112230a29
50.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام فرمانده سلام ای عشق روزگارم من به عشق دیدن تو پامو رو مسیر کربلا میزارم 🎤
سلام رمان تو کانال VIP تمام شد😍 عزیرانی که‌تمایل دارن رمان رو زود تر بخونن عضو بشن. دقت داشته باشید که رمان تا پارت آخر توی کانال شهیدانه پارت گذاری میشه. https://eitaa.com/joinchat/456655018Cf112230a29
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
AUD-20210812-WA0021.mp3
1.22M
دعای‌ عهد با صدای‌ دلنشین‌ استاد فرهمند🌿" اللهم ارنۍ الطلعھ الرشیده و الغره الحمیده . . خدایا آن جمال با رشادت و پیشانی ستودھ را به من بنمایان🌼. + عھدۍتازھ‌کنیم^^؟ @karbala_ya_hosein
همہ‌ هستی‌ من‌ حضرت‌ ارباب‌ سلام اۍ‌ دلیلِ‌ طپشِ‌ این‌ دلِ‌ بی‌تاب‌ سلام.. ..♥️ 💛
تازه از جبهه اومده بود. همه لباسهارا شست ظهر ناهار درست کرد ظرفها را هم شست مادرم ازش خواهش کرد که این کارها را نکنه و بذاره به عهده من او هم گفت : وظیفه منه این چند روزی که هستم به خانمم کمک کنم . به روایت همسر شهید یونس زنگی آبادی🕊🌹
سلام رمان تو کانال VIP تمام شد😍 عزیرانی که‌تمایل دارن رمان رو زود تر بخونن عضو بشن. دقت داشته باشید که رمان تا پارت آخر توی کانال شهیدانه پارت گذاری میشه. https://eitaa.com/joinchat/456655018Cf112230a29
•بسمِ‌ربِ‌نور✨ •نورِکربُ‌بلا‌ •نورشال‌عزا🏴 •نورپیرهن‌سیاه▪️ ختم چله زیارت عاشورا به نیابت از مجیدقربانخانی هدیه به امام حسین (ع)وهفتاد و دو تن شهید دشت کربلا به نیت سلامتی وتعجیل در فرج امام زمان عج سلامتی حضرت آقا شفای مریضا عاقبت بخیری وخوشبختی جونا حاجت روایی همگی
_میدونی اون روزی که از دانشگاه آوردنت آگاهی حکم بازداشتت دستم‌بود؟ دوباره نفس کشیدن برام سخت‌شد.ابرویی بالا داد و آهسته تر گفت _اون‌روز همه نظرشون روی این بود که تو هم باهاشون همدست بودی. فقط من بر این‌عقیده بودم که تو از سر سادگی پات توی این‌پرونده‌ی کثیف باز شده و هیچ نقشی نداشتی.‌گریه ها و التماس‌هات باعث شد تا نتونم نگهت دارم ولی تو برنامه‌م بود که برم‌پیش پدرت و همه چیز رو بهش بگم چون اونا فکر میکنن که تو بزرگ شدی و بهت اجازه‌ی هر کاری رو میدن. _چرا از این اتفاق استفاده میکنید که ازتون بترسم؟ لب هاش رو پایین دادو چشم هاش رو ریز کرد و سوالی سرش رو خیلی ریز تکون داد _بترسی! از چی؟ _از شما، از اون اتفاق _از اون اتفاق باید درس بگیری نه اینکه بترسی. منم هر وقت هر کاری صلاح بدونم انجام میدم و نیاز ندارم که از‌م بترسی. نگاهش رو توی صورتم چرخوند _مثلا میتونم توی صورت همسرم که فقط یک‌روزه به عقدم دراومده نگاه کنم و بگم غلط میکنی پات رو کج بزاری وقتی‌زن‌افسر‌پرونده‌ای‌که توش متهم بودی‌میشی همین میشه دیگه😂😂 https://eitaa.com/joinchat/1734934546C9ef95d0bac
سلام رمان تو کانال VIP تمام شد😍 عزیرانی که‌تمایل دارن زودتر پارت های پایانی رمان رو بخونن عضو بشن. دقت داشته باشید که رمان تا پارت آخر توی کانال شهیدانه پارت گذاری میشه. https://eitaa.com/joinchat/456655018Cf112230a29
سلام رمان تو کانال VIP تمام شد😍 عزیرانی که‌تمایل دارن زودتر پارت های پایانی رمان رو بخونن عضو بشن. دقت داشته باشید که رمان تا پارت آخر توی کانال شهیدانه پارت گذاری میشه. https://eitaa.com/joinchat/456655018Cf112230a29