#سلام_به_ارباب✋🏻
🌤صبح ها را به سلامی
به تو پیوند زنم...
✨ای سر آغازترین روز
خدا صبح بخیر...
✨به امیدی که جوابی
ز شما می آید...
✨گفتم از دور سلامی به
شما، صبح بخیر...
#شـــهــــیــدانـــه
@karbala_ya_hosein
AUD-20210812-WA0021.mp3
1.22M
دعای عهد با صدای دلنشین استاد فرهمند🌿"
اللهم ارنۍ الطلعھ الرشیده و الغره الحمیده . . خدایا آن جمال با رشادت و پیشانی ستودھ را به من بنمایان🌼.
+ عھدۍتازھکنیم^^؟
#دعای_عهد
#شـــهــــیــدانـــه
@karbala_ya_hosein
لا اله الا أنت
دلبری و دلربایی جز تو نیست ...
و من وسیع تر از آسمان دوستت دارم!
به نام خدای همه...
#الهی_به_امیدتو❤️
🌷#شـهـــیـــدانـه💞
به روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید!
میخواهم همچون ده ها شهید دیگر
گمنام باقی بمانم...
اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید:
✧✫مـــشــتـــی خـاک بـــه پـــیـشـــگـاه خــداونـــد✫✧
#ختمدهصلواتیکحمدوتوحید
هدیه به
🌷شهید علی قاریان پور🌱🕊
شـــهــیــدانـــه🌱
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ #پارت116 گذر از طوفان✨ خانم خادمی نگاهش رو ازم برداشت روبه طیب گفت
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸🌸✨
✨🌸🌸✨
✨🌸🌸✨
#پارت117
گذر از طوفان✨
طیب از اتاق بیرون رفت خانم خادمی بلند شد دستش رو سمتم دراز کرد
_مادر بلند شو بریم داخل سالن یه آب قند درست کنم برات بخوری حالت بهتر بشه
دستش رو گرفتم آروم از روی زمین بلند شدم رد نگاهش رو گرفتم به پایین مانتوم که پاره شده بود رسیدم
لبخند مهربونی زد
_خداروشکر اتفاقی برات نیفتاده مانتوتم اگر چرخ خیاطی دارید بده مادرت دوختش کنه اگرم ندارید فردا بیارش خودم ببرمش خونه دوختش کنم
کاش یه جایم میشکست ولی مامانم زنده بود حیف که نیست و من زنده م نفس میکشم
آه بلندی کشیدم
خادمی دستم رو نوازش کرد
_اینطوری آه نکش دلم گرفت انگار چی شده یه مانتو دیگه فوقش یه دونه دیگه میخری
لبخند تلخی زدم بنده خدا فکر میکنه برای مانتوم آه میکشم نمیدونه دلم برای مهر و محبت های مامانم تنگ شده
_نگران بهم خیره شد
_دخترجان خوبی؟
_آره خوبم نگران نباشید ،برای مانتوهم ناراحت نیستم
_بریم یه چیزی درست کنم بخوری شوک بهت وارد شده رنگت پریده
_نه خوبم فقط اگر میتونید کمکم کنید پرونده ها رو ببرم داخل اتاق بایگانی مرتبشون کنم
_بزار برای یه روز دیگه الان فشارت افتاده میترسم حالت بد تر بشه
_فعلا خوبم احساس کنم حالم داره بد میشه بهتون میگم
_باشه مادر جان
به کمک خانم خادمی پروندها رو جابجا کردم وسط اتاق بایگانی نشستم مشغول به کار شدم
خانم خادمی چند دقیقه بعد با یه لیوان آب قند داخل اتاق اومد و لیوان سمتم گرفت
_دخترم فعلا این آب قند بخور چای دم بکشه برات میارم گفتم به خانم شفقت زنگ بزنه آقا کریم بگه سر راه شیرینی بخره بیاره
لیوان از دستش گرفتم تشکر کردم آب قندی که گلاب هم قاطیش کرده بود رو با دو نفس خوردم
لیوان رو روی بشقابی که دست خانم خادمی بود گذاشتم
_ممنون دستتون درد نکنه
_نوش جانت عزیزم ،فقط چیزی رو بهت بگم بعد برم یه سر به سماور بزنم و برگردم
سرم رو تکون دادم
_چی؟
_آقاطیب همه چی رو برای آقا طاها تعریف کرد
اولش خیلی ناراحت و نگران شد بعدشم شاکی شد خانم شفقت چرا حواستون نبوده ،اگر اومد حرفی زد ناراحت نشو
"نـــــویـــسنـــده: هـــ. مــ"
✨براساس واقعیت✨
▪کُپی حَرام اَست▪ و پیگرد الهی و قانونی دارد▪
https://eitaa.com/karbala_ya_hosein/30649
.
.
🌸💫
🌸💫
🌸💫🌸💫🌸💫
🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
عاقبت کسی که برای فرج امام زمان عجل الله دعا میکند
7.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❂گدایی که به در خانه امام حسین میرود
🎙استاد
پناهیان.
همیشه این دغدغه رو داشته باشید که من چیکار کنم برای اسلام و شیعه و #امام_زمان و کشورم مفید باشم؟!
این عصر، عصرِ عادی بودن و عادی مُردن نیست!
شیعه باید تو جهان غوغا کنه! با عمل هاش دنیاشو دگرگون کنه!
بچه شیعه نباید سربارِ بیکار باشه؛ باید سربازِ تمام عیار باشه...