eitaa logo
شـــهــیــدانـــه🌱
12.5هزار دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
2.3هزار ویدیو
37 فایل
کدشامدکانال 1-1-874270-64-0-1 رمان به قلم هانیه‌محمدے #مــهربانــو کپی حرام است و نویسنده راضی نیستن ❣حــامـےمــن❣مسیراشتباه❣گذر از طوفان https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/4 زیرمجموعه https://eitaa.com/joinchat/886768578Caaa1711609 تبلیغات @Karbala15
مشاهده در ایتا
دانلود
شـــهــیــدانـــه🌱
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ #پارت843 گذر از طوفان✨ سوار ماشین شدیم برگه ای که دکتر آزمایش هارو ر
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ ✨🌸🌸✨ گذر از طوفان✨ خودش بحث میکنه ناراحتم میشه ،اصلا نمیرم آزمایش نسخه قبلی رو میگیرم یا درد معده م خوب میشه اگر نشد یه فکری بحالش میکنم امروزم باید دکتر نمی اومدم که اینطوری اعصاب دوتامون بهم نریزه باصدای زنگ گوشیش نگاهم سمت جلوی فرمان رفت انگشتت رو روی صفحه کشید و تماس طاهر رو رد کرد انقد حرف من بهش برخورده که حوصله نداره جواب برادرشم بده نیم نگاهی بهش انداختم _چرا جواب آقا طاهر ندادی؟ کمی سرعتش رو بیشتر کرد _برم خونه بهش زنگ میزنم _خب شاید الان کارتون داره _اگر واجب باشه دوباره هنوز حرف فروغی تموم نشده بود که دوباره صدای زنگ گوشیش بلند شد نگاه هر دوتامون سمت گوشی رفت سرعتش رو کم کرد کنار خیابون توقف کرد گوشی رو برداشت وتماس رو وصل کرد _سلام بابا جان؟ چند ثانیه ای حرف نزد و یهوی صدای خنده ش بلند شد _نه این چه حرفیه پشت فرمان بودم چرا دوست نداشته باشم جواب بدم طاهر پیش پدرش بوده چقد برای فروغی بد شد خدا حافظی کرد گوشی رو جلوی فرمان گذاشت ماشین رو راه انداخت کنجکاو گفتم _آقا طاها پیش پدرتون بود خندیدش گرفت نیم نگاهی بهم انداخت _آقا طاها!من که اینجام از اشتباهی که کردم خنده م گرفت _منظورم آقا طاهر سرش رو تکون داد _بله _بد شد جوابش رو ندادی؟ _نه فکر کرده من از دستش ناراحتم ناخواسته گفتم _مگه اتفاقی افتاده؟ نـــــویـــسنـــده: هـــ. مــ" ✨براساس واقعیت✨ ▪کُپی حَرام اَست▪ و پیگرد الهی و قانونی دارد▪ https://eitaa.com/karbala_ya_hosein/30649 . . 🌸💫 🌸💫 🌸💫🌸💫🌸💫 🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫🌸💫