eitaa logo
کانال زائران سفر های زیارتی رهپویان وصال
1.4هزار دنبال‌کننده
347 عکس
61 ویدیو
10 فایل
ادمین کانال: @rahpouyan_vesal
مشاهده در ایتا
دانلود
کربلا هستم . توی هتل همین حالا ، همینطور که روی تختم دراز کشیده بودم ، احساس گرسنگی کردم رفتم سر یخچال یه مقدار نون بیات شده و یه بسته حلوا شکری دیدم ناچار همین رو لقمه کردم و خوردم خیلی خوشمزه بود و خیلی چسبید جای همه خالی تقریبا همه ی دفعات قبلی هم که حلوا شکری خوردم بهم چسبیده... هنوز تیکه آخر لقمه رو نخورده بودم که که ذهنم مشغول شد به اینکه چرا وقتی حلوا شکری شیرین و مقوی و سیر کننده است ، ارزون و دلچسبه باز هم توی شرایط عادی انتخاب من نیست؟ از یه خوراکی چی می‌خوام دیگه؟ چرا فقط وقتی مضطربم و چیز دیگه‌ای برای خوردن ندارم سراغش میرم؟ چرا در حالی که نیازهای منو برطرف می‌کنه و کمتر از خیلی چیزهای دیگه برام هزینه داره بازهم هیچ وقت اولویت من نیست ؟! شاید چون ارزونه... شاید چون افاده‌ای نیست ، شاید چون لازم نیست براش تو صف بایستم... شاید چون «همیشه هست»... آخ از کسی و چیزی که همیشه «باشه»... اگر جواب این سوال‌ها رو می‌فهمیدم شاید خیلی مسائل دیگه هم برام روشن می‌شد مثلاً اینکه چرا وقتی از کانون‌ها و رضوان‌ها و ... این همه بهره بردیم ، این همه حال معنوی پیدا کردیم ، این همه توی همین دنیا برکت دیدیم و رشد کردیم و لذت بردیم باز اولویتمون نبودن؟ باز تا پشت در بیمارستان گیر نکنیم تا گره بزرگه تو کارمون نیفته تا حالمون خراب نشه و تا مجبور نشیم سراغشون نمیریم ؟ شاید چون همیشه هستن... شاید چون هیچ وقت هیچکس برای کانونی بودن برای رضوانی بودن و ... از ما هزینه‌ای دریافت نکرد . نمی‌دونم بشر انگار ذاتا قدر ناشناسه... گرچه چون آبله بر هر کف پابوسه زدم... رهروی نیست در این راه که نشکست مرا... صائب...