eitaa logo
کشکول صلوات بر محمدوآل محمدص
241 دنبال‌کننده
26.4هزار عکس
27هزار ویدیو
208 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم درشب #میلادحضرت_امام_حسن_عسگری_ع #پدرحضرت_صاحب_الزمان_عج #درسال_١۴٠١ این کانال درایتاراه اندازی می‌شود. #بیادشهیدبسیجی_علیرضا_فرج_زاده_وپدرمرحوممون_کربلایی_حاج_هوشنگ_فرج_زاده. که در ایام چهارمین سالگرد درگذشتش هستیم #صلوات
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خوش‌قولی مسی به بازیکن استرالیا ⚽️ کامی دِولین، هافبک تیم ملی استرالیا قبل شروع بازی از مسی قول گرفت که در انتها پیراهنش را با فوق ستاره آرژانتینی عوض کند. بعد از اینکه مسی در انتهای بازی با جایزه بهترین بازیکن زمین عکس گرفت پیراهنش را به بازیکن حریف داد. ⚽️ @fotbali_com
هدایت شده از محمدرضا فرج زاده
٢۶۵ 🔴 ؟ از شیخ رجبعلی خیاط پرسیدند: چرا اینقدر آرامی! گفت : بعد از سالها مطالعه و تجربه؛ زندگی خود را بر اساس پنج اصل بنا کردم‼️ ═✧❁🌸❁✧═ ودیگر خوبان همه ی روزگاران اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ┅═✼🍃🌷🍃✼═┅ کانال @dastanayekhobanerozegar ═✧❁🌸❁✧═
هدایت شده از محمدرضا فرج زاده
به گروه دوستان یا حسین ع گو دعوت کنید دوستان و عزیزان دیگر را سلام علیکم https://eitaa.com/joinchat/229900502Cd65c126daa
هدایت شده از خبر فوری و مهم
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎞 ویدیوی یک برعنداز شجاع رو می بینید که در حال شعار نویسی بود، زمانی که بازداشت میشه نه تنها خودشو خراب میکنه تازه میگه من خودم طرفدار حکومتم! بعد هم یکی دیگه رو لو میده...!! 🔹بابا نکشینمون انقلابیونِ برعنداز 🔥 صرفاً جهت اطلاع 👇 http://eitaa.com/joinchat/2363949065C888149b305
هدایت شده از محمدرضا فرج زاده
🌹💐🌹🌺🌹🌸🌹🌼🌹 ٢۶۶ 🍃  (ره)، در احوالات این شهید بزرگوار می فرمایند: در مدت 27 سالی كه با ایشان زندگی كردم در شبانه روز نیم ساعت بی وضو نبودند ✅ همیشه می گفتند: ، وضوی دائمی خوب است. در بین حرفهایشان از عرفا و مقربان درگاه خداوند و اولیای خدا حرف می زدند و بدون اینكه مستقیماً با من حرف بزنند به صورت مثالهای ساده و پر معنا مرا به تقوی و فضلیت دعوت می كردند. اگر من از مسائل مادی حرف می زدم و یا بعضاً شكایتی می كردم، با صدای آرام این شعر را برایم می خواندند: ✅ ، . گاه با خود زمزمه می كردند: تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز. (منبع: فصلنامه شورای فرهنگی و اجتماعی زنان ، شماره 10) ♦️❁➖❁♦️❁➖❁♦️❁➖❁♦️کانال 🔵 🔰 👇👇👇👇👇 🆔┅═✼🍃🌹🌷🌹🍃✼═┅ کانال @dastanayekhobanerozegar وپدران ومادران و همسرو فرزندان آنان
هدایت شده از محمدرضا فرج زاده
6.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
٢۶٧ به ناباوران راه شهید و شهادت چگونه باید گفت؟؟؟؟ . و عموم شهدا وایثارگران وجانبازان پدران ومادرانشان و همسران و فرزندانشان اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ┅═✼🍃🌷🍃✼═┅ کانال @dastanayekhobanerozegar
🔔🔔🔔🔔🔔🔔🔔🔔🔔 📚 ٢۶٨ 🛎" " می‌گویند؛ " " علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک " ،" بعد آن بیچاره را می‌گرفته و دور گردنش، " " می‌کرده و آخر ر‌هایش می‌کرده. تا اینجا ظاهراً مشکلی نیست. البته که روباه بسار دَویده، وحشت کرده، اما زنده ا‌ست؛ هم جانش را دارد، هم دُمش و هم پوستش. "می‌ماند آن !" از این به بعد روباه هر جا که برود توی گردنش صدا می‌کند! دیگر نمی‌تواند " " کند، چون ، شکار را فراری می‌دهد. بنابراین « » می‌ماند. ، " " را هم فراری می‌دهد، پس « » می‌ماند. از همه بد‌تر، ، خود روباه را « » می‌کند، « »‌ را از او می‌گیرد.! "این‌‌ که: . !" از " ،" دور گردنش " "می‌کند. بعد خودش را گول می‌زند و ، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آن‌ها را با خودش می‌برد، آن هم با چه سر و صدایی، درست ! ‎‎‌‌‎‎‌ ✾📚 📚 به برکت اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ ┅═✼🍃🌷🍃✼═┅ کانال @dastanayekhobanerozegar
هدایت شده از محمدرضا فرج زاده
🌼💐🌷🌹🌹🌹🌹🌷💐🌼 ٢۶٩ 🔴 !😳 روزی طلبه جوانی كه در زمان شاه عباس در اصفهان درس می خواند، نزد شیخ بهایی آمد و گفت: من دیگر از درس خواندن خسته شده ام و می خواهم دنبال تجارت و كار و كاسبی بروم چون درس خواندن برای آدم، آب و نان نمی شود و كسی از طلبگی به جایی نمی رسد و به جز بی پولی و حسرت، عایدی ندارد. شیخ گفت: بسیار خب! حالا كه می روی حرفی نیست. فعلا این قطعه سنگ را بگیر و به نانوایی برو چند عدد نان بیاور با هم غذایی بخوریم و بعد هر كجا می خواهی برو، من مانع كسب و كار و تجارتت نمی شوم. جوان با حیرت و تردید، سنگ را گرفت و به نانوایی رفت و سنگ را به نانوا داد تا نان بگیرد ولی نانوا او را مسخره نمود و از مغازه بیرون كرد. پسر جوان با ناراحتی پیش شیخ بهایی برگشت و گفت: مرا مسخره كرده ای؟ نانوا نان را نداد هیچ، جلوی مردم مرا مسخره كرد و به ریش من هم خندید. ✅ شیخ گفت: اشكالی ندارد . پس به بازار علوفه فروشان برو و بگو این سنگ خیلی با ارزش است سعی كن با آن قدری علوفه و كاه و جو برای اسب هایمان بخری. او دوباره به بازار رفت تا علوفه بخرد ولی آن ها نیز چیزی به او ندادند و به او خندیدند. # جوان كه دیگر خیلی ناراحت شده بود نزد شیخ آمد و ماجرا را تعریف كرد. ✅ شیخ بهایی گفت: خیلی ناراحت نباش. حالا این سنگ را بردار و به بازار صرافان و زرگران ببر و به فلان دكان برو و بگو این سنگ را گرو بردار و در ازای آن، صد سكه به من قرض بده كه اكنون نیاز دارم. طلبه جوان گفت: با این سنگ، نان و علوفه ندادند، چگونه زرگران بابت آن پول می دهند؟ ✅ شیخ گفت: امتحان آن كه ضرر ندارد. طلبه جوان با این ناراحت بود، ولی با بی میلی و به احترام شیخ به بازار صرافان و جواهرفروشان رفت و به همان دكانی كه شیخ گفته بود و گفت: این سنگ را در مقابل صد سكه به امانت نزد تو می سپارم. مرد زرگر نگاهی به سنگ كرد و با تعجب، نگاهی به پسر جوان انداخت و به او گفت: قدری بنشین تا پولت را حاضر كنم. سپس شاگرد خود را صدا زد و در گوش او چیزی گفت و شاگرد از مغازه بیرون رفت. پس از مدتی كمی شاگرد با دو مامور به دكان بازگشت. ✅ماموران پسرجوان را گرفتند و می خواستند او را با خود ببرد. او با تعجب گفت: مگر من چه كرده ام؟ مرد زرگر گفت : می دانی این سنگ چیست و چقدر می ارزد؟ پسر گفت: نه، مگر چقدر می ارزد؟ زرگر گفت: ارزش این گوهر، بیش از ده هزار سكه است. راستش را بگو، تو در تمام عمر خود حتی هزار سكه را یك جا ندیده ای، چنین سنگ گران قیمتی را از كجا آورده ای؟ 🙊 پسر جوان كه از تعجب زبانش بند آمده بود و فكر نمی كرد سنگی كه به نانوا با آن نان هم نداده بود این مقدار ارزش هم داشته باشد با من و من و لكنت زبان گفت: به خدا من دزدی نكرده ام. من با شیخ بهایی نشسته بودم كه او این سنگ را به من داد تا برای وام گرفتن به این جا بیاورم. اگر باور نمی كنید با من به مدرسه بیایید تا به نزد شیخ برویم. ✅ ماموران پسر جوان را با ناباوری گرفتند و نزد شیخ بهایی آوردند. ماموران پس از ادای احترام به شیخ بهایی، قضیه مرد جوان را به او گفتند. او ماموران را مرخص كرد و گفت: آری این مرد راست می گوید. من این سنگ قیمتی را به او داده بودم تا گرو گذاشته، برایم قدری پول نقد بگیرد. ✅ پس از رفتن ماموران، طلبه جوان با شگفتی و خنده گفت: ای شیخ! قضیه چیست؟ امروز با این سنگ، عجب بلاهایی سر من آمده است! مگر این سنگ چیست كه با آن كاه و جو ندادند ولی مرد صراف بابت آن ده هزار سكه می پردازد. ✅ شیخ بهایی گفت: مرد جوان! 1 این سنگ قیمتی كه می بینی، گوهر شب چراغ است و این گوهر كمیاب، در شب تاریك چون چراغ می درخشد و نور می دهد. همان طور كه دیدی، . نانوا و قصاب، تفاوت بین سنگ و گوهر را تشخیص نمی دهند و همگان ارزش آن را نمی دانند. وضع ما هم همین طور است. ✅ ارزش علم و عالم را انسان های عاقل و فرزانه می دانند و هر بقال و عطاری نمی داند ارزش طلب علم و گوهر دانش چقدر است و فایده آن چیست. حال خود دانی خواهی پی تجارت برو و خواهی به تحصیل علم بپرداز. پسر جوان از این كه می خواست از طلب علم دست بكشد، پشیمان شد و به آموزش علم ادامه داد تا به مقام استادی بزرگ رسید. آری قدر خدا و رضای خدا را جز «اهل الله» كسی نمی داند. . موفق باشی. 🌐 منبع : وبلاگ اخلاق پرسیمانی 📩 👌😍 ♦️❁➖❁♦️❁➖❁♦️❁➖❁♦️ کانال 🔵 🔰 👇👇👇👇👇 🆔🚍┅═✼🍃🌷🍃✼═┅ @dastanayekhobanerozegar نثار علمای اسلام
٢۶٩ 📚 روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند. هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دیدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند، باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید: شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد، گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم. مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید: شماها چه کار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا بخش ارسال است، ما دعاهای مستجاب شده و الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم . مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟ فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟!!! فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: . ✅ ✳️🚍┅═✼🍃🌷🍃✼═┅ @dastanayekhobanerozegar
داستان٢٧٠ داستان سگ بازی شاه وفرح ونوه اش 📲واکنش مهاجرانی به لیس زدن نور پهلوی توسط سگ «عطاءالله مهاجرانی» فعال سیاسی خارج کشور: 🔺اتفاقا پدربزرگ خانم نور! يك سگ غول پيكر سياه مكزيكى داشت اسمش بنو بود. شاه با بنو صبحانه مى‌خورد نه با شهبانو يا فرزندان، نه حتى با اوسا اسدالله و مهمانان. بنو موقع ضيافت هم روى ميز غذا مى‌رفت و سرش را توى ظرف غذاها مى‌كرد و از بشقاب ملكه مادر هم مى‌خورد و شاه قاهقاه مى‌خنديد. 🔺در دوم بهمن ١٣٥٧ كه شاه با دو هواپيماى جمبوجت از ايران به مصر رفت. يك هواپيما پر از چمدان و صندوقچه بود. روى صندلى‌ها هم به جاى مسافر چمدان‌هاى كوچك بود. در هواپيماى ديگر شاه و شهبانو و سگ‌ها و سگبان و آشپزبودند. جايى براى هويدا و نصيرى و خسروداد و رحيمى و ربيعى و همايون نبود. 🔺‏شهبانو فرح بيش از هر كسى مى‌تواند داستان‌هاى سگ سياه شاه را براى نور روايت كند. گاهى بنو سرش را توى بشقاب شهبانو يا اشرف يا ملكه مادر مى‌كرد. كسى حق اعتراض نداشت. گاه بشقاب روى پاى افراد مى‌افتاد. 🔺شهبانو در جشن تولدش در بيرجند كه شتر سوارى كرد، سگش از كيك تولد $٤٠٠ فرانسوى خورد! 🚍┅═✼🍃🌷🍃✼═┅ خدایا نه با سگ بازان به برکت @dastanayekhobanerozegar 👆👆👆👆 بمن گفتش مگه سگ بازی شاه جزو خوبی وداستان خوبان روزگاره؟ گفتم وقتی شما بدی رفتار آدمیان رو مینویسی و دردعاهات از اونا هم برائت میجویی و طلب همنشینی با خوبان روزگار رو میکنی معنیش چی میشه؟
هدایت شده از محمدرضا فرج زاده
13.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 همه چیز را از بین برده است. 🔶👈 برای همه جوامع(دینی و غیردینی) لازم است. 🔷👈 در گذشته خیلی بیشتر بوده است. 🔵👈 ریشه کن شدن فسادهای کلی در زمان حضرت ارواحنا فداه صورت می‌گیرد، اما این به آن معنا نیست که ما امر به معروف و نهی از منکر را کنار بگذاریم. 🔊🌸 (ره) ═══✼🍃💖🍃✼══ کانال 🌹 🌹 ✨✨✨✨ 🆔🚍┅═✼🍃🌷🍃✼═┅ @dastanayekhobanerozegar و پدر مرحومشان رحمت الله علیهما
هدایت شده از محمدرضا فرج زاده
11.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 شنود اتاق خواب و اندرونی محمدرضا شاه توسط آمریکائیها! ⭕️ بخشی از سخنان قابل تامل تیمسار آذر برزین، معاون فرماندهی نیروی هوایی شاه: آمریکایی‌ها اتاق خواب اعلی حضرت را شنود می‌کردند و خیلی از اتاق‌های مهم امنیتی ما باگ داشت و همش توسط آمریکا شنود می‌شد! ✍ تخریب‌چی 🚨تخریب‌چی، کانال اخبار خاص 🆔 @takhribchi110 🆔 @takhribchi110