#داستان
🌹مخصوص مدارس🌹
عالمه روزها و روزها رفت تا به کشتزاری رسید که گوسفندان زیادی در آن چرا می کردند.
عالمه صدا زد و گفت: ببخشید، ببخشید یه سوالی داشتم.
گوسفند سیاه و سفیدی جلو آمد و در حالی که داشت علوفه میخورد گفت:چیه خانوم کوچولو؟
عالمه: ببخشید، در این مسیر عالمی ندیدید که صورت نورانی، لباس سفید...
هنوز حرفش تمام نشده بود که گوسفند گفت :بله که دیدم، این کشتزار هدیه ی اون عالم به ماس.
یادمه دونه می پاشید و میگفت، خدا به هر دانه اش هزاران دانه به من عطا کن روزی که فقیر و ذلیل پیشت اومدم.
گوسفند آهی کشید و ادامه داد: اون از این جاده باریک به سمت کلبه کوچکی رفت که میگن ته این جاده است.
عالمه، تشکر کرد و به راهش ادامه داد و روزها و شبها رفت تا به کلبه کوچکی رسید بر سر در کلبه نوشته شده بود «بسم الله الرحمن الرحیم»
عالمه با دیدن سر در خانه مطمئن شد که اینجا خانه ی عالم است.
پس با دستهای کوچکش به در زد تق تق تق ناگهان صدایی شنید: کیه؟
عالمه: منم عالمه، از دهکده ی سیه کده
در باز شد و عالم در چارچوب در قرار گرفت.
عالمه با لحنی آرام و مهربان گفت: سلام.
عالم :علیک سلام، دختر نازنینم، خوش آمدی
عالمه: ممنونم
عالم: کولهباری داری و آذوقه ای، حتما از راهی دور اومدی، داخل بیا و کمی استراحت کن.
عالمه با کمال میل وارد خانه شد خانه ای آرام و بسیار دلنشین.
عالم از او پذیرایی کرد و گفت: دخترم بگو چی شده که این همه راه اومدی؟
عالمه: من سوالی از شما داشتم و این باعث شد رنج سفر رو به جون بخرم.
عالم: بپرس
عالمه: چرا دهکده ما تاریکه و هیچ نوری توی اون نیس؟
عالم لبخندی زد و گفت: در دهکده شما فرزندان به پدر و مادر ها احترام نمی گذارن و این هم گناه بزرگیه.
آخه خدا بعد از خودش و پیامبر و فرستاده هاش هیچکس رو اندازه پدر و مادر عزیز نکرده و بالوالدین احسانا. ولی مردم شما به پدر و مادر ها احترام نکردن و احسانشون رو دریغ کردن و همین باعث میشه پدر و مادر ها برای روشنایی دلاشون و شهرشون دست به دعا برندارن
عالمه شاید برای اینه که بعضی پدر و مادرها خوب و مهربون نیستن؟
عالم: حتی اگر پدر و مادر ها بدترین آدما باشن، بازم خدا میگه تنبیه اونا با من! شما حق ندارید اونارو برنجونید.
دخترم بدون با دعای اونا به اوج میرسی و با غضبشون زمین میخوری این یه قانونه که مردم شما از این قانون سرپیچی کردن.
عالمه: حالا باید چیکار کرد؟
عالم : باید همه مردم شهر رو یک جا جمع کنید و بگید همه باهم جلوی پدر و مادر ها زانو بزنن و دست و پای اونارو رو ببوسن و به خدا قول بدن که هیچ پدر و مادری رو اذیت نکن
عالمه :بعد حتماً نور رو میبینیم؟
عالم :بله، اون روز قشنگ ترین طلوع و پر نور ترین درخشش خورشید رو می بینید
عالمه تشکر کرد و به سیه کده برگشت، و کاری که عالم گفته بود را به مردم اعلام کرد.
مردم همه در میدان شهر جمع شدند و خالص ترین بوسه ها را به دست پدر و مادرها زدند.
تا صدای بوسه هایشان به آسمان رسید خورشید خنده کنان از پشت کوه بیرون آمد و تمام دهکده را پر از نور و زیبایی کرد.
بعد از آن در دهکده سرسبز ترین درخت ها رویید و بهترین جویبارها جاری شد و اسم دهکده را هم «دهکده ی نور» گذاشتند.
عالمه، روی سَردر دهکده، بر روی تخته سنگی نوشت :این دهکده ی زیبا، زیباییش از دعای پدر و مادر هاست قدرشان را بدانید تا در نور زندگی کنید به دهکده نور خوش آمدید🌹
#احترام_به_والدین
#عالمه
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔜🔴@kashkoolali🔴🔙
#حدیث ناب
🌹✨پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله:
✅ چهار خصلت است که پیوسته از طرف خدا برای شما جاری است با اینکه به خود ظلم می کنید و گناهکارید:
1⃣☜ رزق و روزی او به شما می رسد
2⃣☜ رحمت او از شما قطع نمی شود
3⃣☜ پوشش و پرده او همیشه روی گناهان شما کشیده شده است
4⃣☜ کیفر و عقابش را بر شما سریع نمیفرستد
✅ ولیکن شما با وجود اینها بر خدایتان جرأت دارید و گناه می کنید، امروز شما سخن می گویید و خدا از شما ساکت است ، پس نزدیک است که خداوند سخن بگوید و شما ساکت باشید، پس از کارهای شما دودی بلند می شود که چهره ها از آن سیاه می گردند، پس این آیه را تلاوت کردند: « و بترسید از روزی که درآن بسوی خدا برگشت داده می شوید پس هرکسی هر آنچه را که کسب کرده کاملا دریافت می کند و در حالی که به آنها ظلم نمی شود.
#رزق-روزی
#رحمت
📚 احادیث الطلاب ۱۰۳۷
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔜🔴@kashkoolali🔴🔙
#تفکر
❌ باور نکن!
درباره مرحوم مامقانی ( اعلی الله مقامه ) نقل می کنند: ایشان مراسم عزاداری در منزل شان داشتند. وقتی منبری ها از ایشان تعریف می کردند، آقا عبا بر سر می کشیدند. یکی از دوستان از ایشان پرسیدند زمانی که ما از شما تعریف می کنیم چرا عبا بر سرتان می کشید❓
✅ فرمودند: در دوران کودکی خیلی ما فقیر بودیم. مامقان زمستان های سردی داشت. چند روز صبح که می خواستم برم مدرسه از مادرم با گریه یک کلاه خواستم. مادرم من را برد انباری و گشت یک کلاه خیلی کهنه و پاره پیدا کرد. از روی خجالت نزدیک مدرسه بر می داشتم. من این کلاه را دارم.
✅ وقتی شما از من تعریف می کنید من عبا را بر سرم می کشم و کلاه را از جیبم در می آورم و به خود می گویم این تویی تعریف این ها را باور نکن.
📗منبع کتاب داستانهای عارفانه
#تکبر-❌
#غرور-❌
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔜🔴@kashkoolali🔴🔙
#حکایت
اتوبوس
🚌
✅خیلی زود دیگران رو قضاوت نکنیم که بعد از کرده خود ،پشیمان شویم🙏
وارد اتوبوس🚌 شدم، جایی برای نشستن نبود.
همان جا روبروی در، دستم را به میله گرفتم.
پیرمردی با کُتی کهنه، پشت به من، دستش به ردیف آخر صندلی های آقایون گره کرده که می شود گفت تقریبا در قسمت خانم ها است.
خانم دیگری وارد اتوبوس شد.
کنار دست من ایستاد.
چپ چپ 👩نگاهی به پیردمرد انداخت، شروع کرد به غر زدن🗣.
ـ برای چی اومده تو قسمت زنونه! مگه مردونه جا نداره❓این همه صندلی خالی!
ـ خانم جان این طوری نگو، حتما نمی تونسته بره!
ـ دستش کجه، نمی تونه بشینه یا پاش خم نمیشه❓
ـ خب پیرمرده! شاید پاش درد می کنه نمی تونه بره بشینه!
ـ آدم چشم داره می بینه! نیگاه کن پاش تکون می خوره، این روزها حیا کجا رفته❓
سکوت کردم، گفتم اگر همین طور ادامه دهم کار رابه دعوت می کشاند.
فقط خدا خدا🤲 می کردم پیرمرد صحبت ها را نشنیده باشد.
بی خیال شدم، صورتم را طرف پنجره کردم تا بارش برف ها ⛄️را تماشا کنم.
به ایستگاه نزدیک می شدیم، پیرمرد می خواست پیاده شود.
دستش را داخل جیبش برد.
پنجاه تومنی پاره ای را جلوی صورتم گرفت.
گفت دخترم، این چند تومنیه؟
بغض گلویم را گرفت😢، پیرمرد نابینا بود.
خانم بغل دست من خجالت زده سرش را پایین انداخت و سرخ شد😔.
#قضاوت-ممنوع
#ذخیره-سازی-گاز
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔜🔴@kashkoolali🔴🔙
#حدیث_روز
✍امام على عليه السلام: انديشيدن درباره نعمت هاى خدا، چه نيكو عبادتى است
📚غررالحكم حدیث1147
⏳امروز دوشنبه
۲۶ دی ماه ۱۴۰۱
۲۳ جمادی الثانی ۱۴۴۴
۱۶ ژانویه ۲۰۲۳
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔜🔴@kashkoolali🔴🔙
#احکام در قالب طنز
👨🏻💼رفتم #خواستگاری: #دختره گفت:
#ماشین دارین؟ 🚗
گفتم آره 2 تا، یکی مال خودمه 🤗
یکی هم مال #مادرمه که اونم بیشتر اوقات من استفاده میکنم...
👩🏻#دختره چشاش گرد شد 😳
ـ گفت #ماشینتون چیه؟؟
👈گفتم مال خودم #ریش تراش
مال مادرم #لباسشویی...
خانوادگی تا دم #درب خونه دنبالمون کردن 😂😂
#احکام شرعی
✍..در#خواستگاری که جلسه آشنایی،
خانواده ها و #پسر و #دختر هست
❌ نباید طرفین به هم #دروغی بگن
و حرفای ۲ پهلو بزنن!
یا از حرفی که میزنن منظور دیگه ای
داشته باشن!
مثلا اگر دختر 🧕خودش را باکره بداند
ولی بعداز ازدواج مشخص شود، باکره نبوده، این کار تدلیس است
❗️و شوهر حق فسخ عقد و ازدواج را دارد
🔹درصورتیکه زنی شوهر دار ومتأهل بوده
و یا اینکه در ایام عده_طلاق بوده
و یا درایام مدت عده_وفات باشد
نمی توان از او خواستگاری کرد.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔜🔴@kashkoolali🔴🔙