#ما_بچههای_مادر_پهلو_شکستهایم
صبح روز دوم يا سوم عمليات خيبر در پدِ شرقی ضلع جنوبی جزيره مجنون بوديم تعدادی از نيروهای ما در كانال مستقر بودند. درگيری به شدت ادامه داشت. دشمن پاتك کرده بود و منطقه به شدت بمباران می شد كه ناگهان يك گلوله خمپاره به كنار كانال خورد.
تركش خمپاره پهلوی چپ شهيد كُرد را شكافت. هرچه اصرار كرديم كه او را به عقب ببريم قبول نكرد. مرتب می خنديد حدود ۲۰ سانت از پهلويش شكافته بود و شكمش بيرون آمده بود می گفت : ولش كن، با يك باند ببندش و برای اینکه به ما روحیه بده میگفت : عجب صفايی داره؟!! تازه میفهمم كه خانم فاطمه زهرا (س) چی كشيد ...
گفتم بايد برگردی عقب
زخمت را پانسمان كنند و
رويش را ببندند اما او گفت :
« خدا را شكر میكنم كه به آرزويم رسيدم هميشه به خدای خودم میگفتم میشه به من نشان بدی كه چه طوری پهلوی خانم زهرا (س) شكسته شد.»
✍ راوی: سردار محسن سوهانی
#سردار_شهید_رحمتالله_کرد
#فرمانده_اطلاعات_عملیات
#لشڪر۱۰_سیدالشهداء
#یا_فاطمة_الزهرا_س
کانال خاطرات شهدایی.🌷🌷
در منای دوست جـان دادن خوش است غرقه خــــــون ، در سجده افتادن خوش است ... #شهید_سردار_یوسف_شریف
💢 #یک_سجده_تا_بهشت
می گفت « دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در سجده هستم »
در حال عکس گرفتن بودم که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به خاک گذاشته است. فکر کردم نماز میخواند ؛ اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و وقت نماز گذشته ، همه تجهیزات نظامی را هم با خودش داشت.
جلو رفتم تا عکسی در همین حالت از او بگیرم . دستم را که روی کتف او گذاشتم ، به پهلو افتاد . دیدم گلولهای از پشت به او اصابت کرده و به قلبش رسیده ، آرام بود انگار در این دنیا دیگر کاری نداشت .
صورتش را که دیدم زانوهایم سست شد به زمین نشستم . با خودم گفتم : «این که یوسف شریف است ».
وقتی فیلم و عکسهای عملیات را سر و سامان میدادم، حاجقاسم به واحد تبلیغات آمد. همین که عکس یوسف را نشانش دادم، گفت: «توی سجده بود، نه؟»
جوابم مثبت بود...
حاجی خیلی ناراحت شد که چرا یوسف را تکان دادهام و از حالت سجده خارج شده گفت: «یوسف همیشه آرزو داشت در حالت سجده شهید بشود ؛ یوسف ، سجاد لشکر ما بود.»
#شهید_سردار_یوسف_شریف
#شهادت_عملیات_والفجر۸_بهمن۶۴
#لشڪر۴۱_ثــارالله_ڪرمان
مرا نگاہ . . .
ڪہ چشم از تو بر نمی دارم
تو را نگاہ ! ڪہ از دیدنم گریزانی
#شهیدجاویدالاثر_محمدرضا_کارور
#فرمانده_گردان_مالڪ_اشتر
#لشڪر۲۷_محمد_رسول_اللهﷺ
◻️تاریخ ولادت: ۱۳۳۶
◻️محل ولادت: روستای درده فیروزکوه
◻️تاریخ شهادت: ۱۳۶۲/۱۲/۰۴
◻️محل شهادت: جزیزه مجنون
◻️عملیات: خیبر
📜 #فرازی_از_وصیت_نامه_شهید
مگر نه اینکه درد ما درد اسلام و غم ما غم اسلام است و مرحمش اجرای احکام آن. ما اگر خود را مسلمان میدانیم و قرآن را کتاب خود قرار دادهایم و عمل به آن را رأس امور زندگی قرار دادهایم.
رسیدن به سعادت جز این نخواهد بود که باید رنجها کشید گذشتها کرد براستی اگر ما امید به عفو و رحمت الهی نداشته باشیم چه کنیم، آیا میتوانیم خجل و سرافکنده در پیشگاهش حضور یابیم و بگوئیم که ما از بندگان توئیم . ای عزیزان دست از اسلام برندارید و به آن وابستهتر گردید. از آنچه که شما را به راهی جز راه حق سوق میدهد دوری نمایئد. راه تقواپیشگان را پیشه کنید و از آنچه که خدا روزی شما کرده، صدقه دهید. انفاق و احسان کنید
#سـالروز_شهــادت 🌹🍃
💢 #سرداران_گمنام
اعجوبه ای بود ...
قبل از آغاز جنگ
به افغانستان رفت
و با شوروی جنگید ...
از ۱۶ سالگی در جبهه بود
در محاصره سوسنگرد
شهید چمران را که
تیر خورده بود، نجات داد
و ایشان کلت شخصیاش را
به عنوان هدیه به او داد..
در آذر ۱۳۶۰
در عملیات مطلعالفجر
درحال نجاتِ جان مجروحانبود
که اسیر دشمن شد...
در اردوگاه ...
هویت اصلیاش را پنهان کرد
وقتی انبار مهمات اردوگاه آتش گرفت
از این فرصت استفاده کرد و با کمک عدهای
مقداری اسلحه و مهمات به دست آوردند
و آنها را در اردوگاه مخفی کردند.
مدتی بعد قضیه لو رفت
و اسلحه ها را پیدا کردند
تعدادیاز اسرا را شکنجهکردند
تا عاملین اصلی را پیدا کنند
برای اینکه دیگران را نجات دهد
خودش بهتنهایی مسئولیت آتشگرفتن
و مخفیکردن مهمات راقبول کردو
جان بقیه را نجاتداد...
شکنجهگرهای ویژهای
که از استخبارات بغداد آمدهبودند
او را به طرز وحشیانهای شکنجهکردند
تا همدستانش را معرفیکند
ولی چیزی نگفت و ....
عاقبت پس از تحملِ شکنجههایبسیار
مظلومانه به شهادت رسید.
نقل میکنند ...
حتی او را با بشکه جوشان قیر!
شکنجه میکردند ولی او هیچ حرفی نزد...
در مرداد ۱۳۸۱ پیکرمطهرش به میهن بازگشت
#شهید_خلیل_فاتح
#فرمانده_گردان_شهیدمدنی
#لشڪر۳۱_عاشـــــــورا
#شهادت_۲۱_۲_۱۳۶۲
#اردوگاه_موصل