﷽؛
🥀 #گلبرگی_از_یاس
#قسمت_چهارم
خانهاش همیشه تمیز و مرتب بود ...
به نظافت منزل، خیلی بها میداد،
به آراستگی کودکان بیشتر!
هیچ مسئله باعث نشد از وظیفهای که به دوش داشت کوتاهی کند ...
مثل همیشه خانه را آب و جارو کرد،
غذا را آماده و امور خانه اش را تدبیر نمود .. با آنکه میدانست ساعتی بیش در این دنیای فانی نخواهد ماند!
بستر بیماریاش را رو به قبله پهن نمود، تا لحظه جان سپردن با خاطری آسوده، راهی دیار باقی شود ...
📚بحارالانوار جلد ۴۳ صفحه ۲۰۰
🕯 #فاطميه
❁ مادر - غریب گیر آوردنت.mp3
11.08M
﷽؛
🎼 غریب گیر آوردنت ...
جلو چشای حسنین ...
مگه چه جور میزدنت ...
کبودِ ....... 🥀😔😞
🕯💔 #فاطميه
هدایت شده از 🇵🇸 خـــــانه قـــــرآن
﷽؛
#حديث_روز
✨🦋 دعای مادر ....
─❣───────
اَللّٰھـُــمَّ عَجِّل لِوَلیِّڪَ الفَرَج
﷽؛
🥀 #گلبرگی_از_یاس
#قسمت_پنجم
با چشمی که مرواریدِ اشک میبارید بالای سر بانو نشسته بود ....
چشم گشود ...
نگاهش که به نگاه علی علیه السلام گره خورد،
قطرات اشک بر چهرهاش دوید!
- فاطمه جان ...
تو چرا گریه می کنی!!
این منم که چون تویی را از دست میدهم ....
+ علی جان، گریهام برای غم خودم نیست!
برای آن همه مصیبت، رنج و سختی که بعد از من به تو روانه میدارند، میگریم!
گریهام برای مظلومیت توست ...
زمانی که زهرایت نیست که یاریت کند ...🥀
📚 منهاج البیان، صفحه ۵۰۶
🕯 #فاطميه
10.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
﷽؛
✨🦋 تسبیحات
حضرت فاطمه سلاماللهعلیها
🕯 #فاطميه
هدایت شده از 🇵🇸 خـــــانه قـــــرآن
﷽؛
#حديث_روز
✨🦋 مهربون باشیم با ... :)
─❣───────
اَللّٰھـُــمَّ عَجِّل لِوَلیِّڪَ الفَرَج
﷽؛
🥀 #گلبرگی_از_یاس
#قسمت_ششم
آرامش علی علیهالسلام بود ...
داشت میرفت و آرام و قرارِ علی را با خود میبرد ...
دل دریایی مولا را طوفانی کرده بود ....
غمِ زهرا علیهاالسلام شوخی نبود! یاورش ...
هستیش ....
دختر رسولخدا صلیاللهعلیهوآله
پیش چشم هایش پر پر میشد ...
او مثل پروانه پرپر میزد و علی علیهالسلام مثل شمع میگداخت ...
از این میسوخت که زهرایش با آن همه مصیبت سنی نداشت ...
چطور دلش میآمد پارهی جگرش را در خاک دفن کند ...
کسی را که دیدار چهرهاش، گرهگشای غمهای حیدر بود ...
📚بحارالانوار جلد ۴۳ صفحه ۱۳۴
🕯 #فاطميه
mahmoud-karimi-fatemiye-2.mp3
3.5M
﷽؛
🎼🥀 نالهی یا فاطمه در حرم افتاد ...
🕯💔 #فاطميه
﷽؛
🔴مرد با همسر و فرزندش در حال عبور از پل معلق اهواز بودند.
از روبرو دو سرباز آمریکایی و انگلیسی مست! به طرف آنها می آمدند.😰
سرباز آمریکایی با چشمان دریده به زن خیره شده و تلوتلوخوران به سمتش می آمد.
گویا قصد بدی داشت؛ مرد جلو رفت تا از ناموسش دفاع کند؛ دعوا شد. 😡
مردم جمع شدند؛ پاسبان های ایرانی هم بودند!!
سربازهای مست، مرد را از بالای پل به رودخانه انداختند.
مردم با عصبانیت از پاسبان ها خواستند تا آنها را دستگیر کنند؛ گفتند: ماحق دستگیری و محاکمه آنهارا نداریم!! (بخاطر قانون کاپیتولاسیون)😥
پدر جلوی چشم زن وبچه اش غرق شد.😭
دو سرباز آمریکایی و انگلیسی بلندبلند میخندیدند و دور می شدند.😞
مادر و فرزند نرده های پل را گرفته بودند و هق هق کنان می گریستند.😭😭
❌ ۳۷ سال بعد
📢 "شما وارد محدوده آبهای جمهوری اسلامی ایران شده اید. بدون مقاومت تسلیم شوید."👊💪
👈این صدای بلندگوی قایق سپاه ایران🇮🇷 بود که به طرف تفنگداران امریکایی 🇺🇸 در نزدیکی یک جزیره ایرانی می آمد...
وقتی شناورهای ایرانی به قایق امریکایی رسیدند،آنها با ترس و خفت، دستها را بالا بردند.✋
و برای همیشه تصویر درازکشیدن سربازان امریکا در مقابل ایران را بر صفحه رسانه ها حک کردند. 🖥
و سرانجام، با عذرخواهی از ایران، آزاد شدند. 😊
💠 خدایا ما را قدردان #انقلاب_اسلامی قرار ده و نگذار با دیدن کاستی ها چشم مان را از خدمات انقلاب مان ببندیم.
📚گروه فرهنگی یارمهدی
#افول_آمريکا