عاقبت یک روز با طرز عجیب و تازهای،
می کُشم خود را و سر فصل خبرها می شوم...
قـُل قـُل قلیان چرا خاموش شد....
ما به این موسیقی عادت داشتیم
قهوه خانه بود جولانگاه ما....
چون به دیزی هم ارادت داشتیم
با دوگوش خود شنیدم از کسی..
.حذف قلیان کار استکبار بود
قُل قلش در حکم آواز و غنا....
آتش آن موجب آزار بود
کتاب، ادبیات، شعر☕
#سالبلوا
چه جمله ای بود..
عمر باخته ها، عاشق عمر دیگران می شوند.