#حاج_آقا_پناهیان:
[هَر کی آرِزو داشتِه باشِه خِیلی خِدمَت کُنه
#شَهید میشِه...!
یِه گُوشِه دِلِت پا بِدِه؛ #شُهَدا بَغَلِت کَردَند...!
ما بِه چِشم #دیدیم اینارُو
اَز این #شُهدا مَدَد بِگیرید مَدَد گِرفتَن
اَز #شُهدا رَسمِه
دَست بِذار
رُو خاکِ قَبر #شَهید بِگو:
" #حُسین! بِه حَقِ این شَهید یِه نِگاه بهِ ما بُکُن...! ]
#حدیث_نفس🌱
🕊
@ketabkhanehmodafean
کتابخانهمدافعانحریمولایت
حمید آن روز خیلی دیر آمد..تقریبا شب بود که رسید..لباس های نظامی تنش بود ..همه هم گل مالی شده بودند..
تا این را گفت، دلم هری ریخت پایین..بعداز کنسل شدن پروازشان یکی دو روز راحت نفس می کشیدم..ولی باز خبر رفتنش بی تابم کرد..
سیب زمینی هایی که پوست کنده بودم را داخل ظرفشویی ریختم و به اتاق رفتم..لحظات سختی بود..
از طرفی دوست داشتم حمید باشد تا به اندازه ی تمام نبودن هایش نگاهش کنم و از طرفی دوست داشتم حمید نباشد تادر خلوت و تنهایی به اندازه ی همه ی بودن هایش گریه کنم!
به زور راضیش کردم تا لباسهایش را خودم بشورم..باهرچنگی که به لباس ها می زدم ، دلم بیشتر آشوب می شد..
دور از چشم حمید کلی گریه کردم...
شستن لباس ها که تمام شد، آنها را جلوی بخاری پهن کردم که زودتر خشک بشود..
🍃
بعد هم رفتم سراغ درست کردن غذا...سیب زمینی ها را داخل تابه ریختم ..گویی با هر بهم زدنی تمام روح و روان من هم می خورد..
🌹حمید هم مثل من وضعیت روحی مناسبی نداشت..چیزی نمی گفت ولی همین سکوت دنیایی از حرف داشت..
راهش را انتخاب کرده بود ولی مگر می شد این دل عاشق را آرام کرد..
🍂
از هم دوری می کردیم در حالی که هردو می دانستیم چقدر این جدایی سخت و طاقت فرساست...
📞به چند نفر زنگ زد و حلالیت طلبید..این حلالیت گرفتن ها و عجله برای ی
به سرانجام رساندن کارهای نیمه تمام ، خبر از سفری بی بازگشت می داد...
😭 هیچ مرحمی برای دل عاشقم پیدا نمی کردم....
🍁
چند دقیقه که گذشت، حمید به آشپزخانه آمد و روی چهارپایه نشست..با اینکه مشغول آشپزی بودم، سنگینی نگاهش را حس می کردم..بغض کرده بودم..سعی می کردم گریه نکنم و خودم را عادی جلوه بدهم..
💔
تا کنارم ایستاد و نگاهش به نگاهم گره خورد، دیگر نتوانستم جلوی اشک هایم را بگیرم...با گریه ی من اشک حمید هم جاری شد....
✍ادامه دارد...
🌷۲۳۶
#یادت_باشد
#کپی_و_ارسال_بدون_لینک_جایز_نمیباشد
@ketabkhanehmodafean
🌙سیمایِ مـاهِ تــو
در هلال مـاهِ خـــدا حلول کرد؛
و بارانِ "نورٌ علی نور"باریدن گرفت!
#یا_باقرالعلوم
#حلول_ماه_رجب
#کتابخانه_مدافعان_حریم_ولایت
کتابخانهمدافعانحریمولایت
#استاد_عباسی_ولدی #کتاب_من_دیگر_ما 📚جلد چهارم ⬆قسمت 3⃣ ✅بخش اول 😊رابطه بازی و محبت ورزی ✏این قا
سلام دوستان ..روزتون فرخنده
🌸🌼🌸
باادامه فایل های تربیتی در خدمتتون هستیم👇
sps_a89146957c4504865e6a60491f13e632.amr
1.2M
#استاد_عباسی_ولدی
#کتاب_من_دیگر_ما
📚جلد چهارم
⬆قسمت4⃣
✅بخش دوم
😡چرا بازیِ بچه ها را جدی نمی گیریم؟
۱.نا آگاهی از ضرورت بازی
۲.مساوی دانستن بازی با سرگرمی
۳.بی معنا دانستن برخی از بازی ها
😊ادامه دارد...
🌹بسم الله...
📢دانلود و گوش بفرمایید...☝
😊📙
@ketabkhanehmodafean
sps_dc8249e5531779eecba958d4a69a3915.amr
582.4K
#استاد_عباسی_ولدی
#کتاب_من_دیگر_ما
📚جلد چهارم
⬆قسمت5⃣
👶ادامه بخش دوم:
😡چرا بازیِ بچه ها را جدی نمیگیریم؟
۴.نا آگاهی از انواع بازی ها
۵.حوصله نداشتن والدین
😊ادامه دارد...
🌹بسم الله...
📢دانلود و گوش بفرمایید...
😊📙
@ketabkhanehmodafean
sps_1c5abdc6c169d9855bb0f6e371d86ee0.amr
1.11M
#استاد_عباسی_ولدی
#کتاب_من_دیگر_ما
📚جلد چهارم
⬆قسمت6⃣الف(مدت زمان11:35دقیقه)
👶ادامه بخش دوم:
😡چرا بازی بچه ها را جدی نمیگیریم؟
6.ویژگی های زندگی مدرن(۴ویژگی)
۱.رکود و عدم تحرّک در زندگی مدرن
😊📙
@ketabkhanehmodafean
sps_376eee3806146015b0dab09c99eee4e2.amr
1.16M
#استاد_عباسی_ولدی
#کتاب_من_دیگر_ما
⬆قسمت6⃣ب(مدت زمان12:2دقیقه)
۲.نظم خشک در زندگی مدرن
۳.سیطره ی رسانه
۴.عدم امکانات کافی برای بازی ها
👶میخواهید بدانید چرا بچه هایتان لجباز و بهانه گیر هستند ، چرا به حرفتون گوش نمیدن؟
پس حتما حتما حتما این دوجلسه را گوش کنید.
📢پس دانلود و گوش کنید...
😊📙
@ketabkhanehmodafean