پایان مجسمه( برش اول.mp3
6.74M
جرعهای کتاب بنوشیم🍀
📝 برشِ اول از کتاب پایانمجسمه
🎤با صدای آقای امین اخگر
#پایان_مجسمه
#هادی_لطفی
#موسی_کیخا
#کتاب_خوب_بخوانیم
#کتابنوشان
✅️ به کتابنوشان ملحق شو👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3931898051C0efc288f32
unknown - Fajr decade & 22 Bahman 1445 (320).mp3
1.48M
زمان ما سرود "به لالهی در خون خفته" از محبوبتترین و سختترین سرودهای دهه فجر بود.
هر کلاسی یک سرود انتخاب میکرد و میخوند. معمولا این سرود سهم پایه های بالاتر بود.
سر گفتن آ آ آ آ یا مممم یک عده همیشه قاطی میکردند و اجرای سرود شبیه نمایش طنز میشد!
اوج سرود هم گفتن "جاویدان ایران عزیز ما" بود که یک عده زودتر میگفتن تا نشون بدن بیشتر بلدن!!
#جاویدان_ایران_عزیز_ما
#سرود_انقلابی
#کتاب_خوب_بخوانیم
#کتابنوشان
✅️ به کتابنوشان ملحق شو👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3931898051C0efc288f32
بنام خدا
کمی خاطره بازی کنیم✌️
✅️یکی از اقوام تعریف میکرد زمان انقلاب وقتی سربازها از پادگان فرار میکردن تا توی کشتن مردم سهیم نباشند، این فامیل ما هم سرباز بود و فرار میکنه.
تعداد زیاد سرباز فراری توی شهرها پراکنده بودن و خیلی هاشون پول بازگشت به شهرشون رو نداشتند!
بازاری های تهران که قضیه رو فهمیدن، جمع شدند و از کسبه و بازار کمک جمع کردند و تمام پول ها رو داخل یک گونی ریختند.
سربازها میرفتند توی صف و هزینه
بازگشت به شهرشون رو میگرفتند.
مثلا از تهران تا تبریز ۱۰۰ تومان و تبریز تا شهرشون ۲۰ تومان بود. کل این هزینه بعلاوه هزینه یه وعده غذا رو بازاریها بهشون میدادن و میگفتن برگردید شهرتون.
✅️ اون موقع خیلی از پسرهای جوان برای این که سربازها سریع شناسایی نشن موهای سرشون رو با نمره ۴ میزدن!
✅️ خیلی از مردم زمان انقلاب در خونه شون رو باز میگذاشتند تا اگر مبارزی در حال فرار از دست مامورینشاه هست بتونه داخل خونه شون پناهنده بشه.
✅️پشتبام خونه ها یکی از اصلی ترین راه فراری دادن مبارزین بود.
✅️ اون موقع کیوسک تلفن نقش موبایل امروز رو داشت! بعضی افراد تعدادی سکه یکی دو ریالی جمع میکردند و روزهای تظاهرات اطراف کیوسک بودند تا اگر کسی اورژانسی میخواد خبری به کسی یا جایی بگه، لنگ دوزاری نباشه!
✅️ بعضی از خانمها یه چادر خونگی داخل کیفشون میذاشتن و وقتی درگیری میشد و فرارمیکردند، اگر تحت تعقیب قرار میگرفتند میپیچیدند داخل کوچه و سریع چادرشون رو عوض میکردند و خیلی عادی از جلوی مامورین رد میشدند!
◀️ اگر شما هم از این خاطرات خوندین یا شنیدین بفرستید برام🌱
@OFOQRAMIYAN
#کتاب_خوب_بخوانیم
#کتابنوشان
✅️ به کتابنوشان ملحق شو👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3931898051C0efc288f32
کتابنوشان
زمان ما سرود "به لالهی در خون خفته" از محبوبتترین و سختترین سرودهای دهه فجر بود. هر کلاسی یک سرود
یه خاطرات اختصاصی از سرود خوندن دهه فجر تو خونه مون دارم!🙃
ببینم وقت میشه بنویسم.
شما مایلید بنویسم؟
یه ✅️ بفرستید ببینم چند چندیم!
یه سلام گرم از صبح سرد برفی قم❄️
جا داره یادی کنیم از بعضی سبک مغزهایی که ۴۶ ساله منتظر سقوط نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند و هر سال میگن جمهوری اسلامی برف سال جدید رو نخواهد دید و ما همچنان هر سال هم قدرت گرفتن ایران رو میبینیم هم برفش رو، و بازم میگیم تا کور شود هرآنکه نتواند دید✌️
حالا بریم ببینیم صبح ۱۲ بهمن سال ۵۷ که امام خمینی ره وارد تهران شدند مردم کاشان چه حس و حالی داشتند.
با برش دوم همراه کتابنوشان باشید❄️
#کتاب_خوب_بخوانیم
#کتابنوشان
✅️ به کتابنوشان ملحق شو👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3931898051C0efc288f32
جرعهای کتاب بنوشیم🍀📝
برشِ دوم از کتاب پایان مجسمه
پنج شنبه ۱۲ بهمن۵۷ (۳ ربيع الاول)
ساعت شش صبح است.
پنجشنبه فرارسیده و هواپیمای حامل امام خمینی هماکنون بهسوی تهران در حرکت است. تقریباً تمام مردم کاشان با شور شادی و اضطراب در منازل، پای رادیو نشسته و اخبار لحظهبهلحظه در رابطه با امام را دنبال میکنند.
فکر نمیکنم دیشب کسی خوابیده باشد. ساعت هفت از رادیو اعلام شد که هواپیمای حامل امام خمینی ساعت هشت و سیوپنج دقیقه در فرودگاه مهرآباد بر زمین خواهد نشست. لحظهبهلحظه خوشحالی مردم بیشتر میشود. کوچهها و خیابانها خلوت است و همه پای رادیوها نشستهاند و چون اعلام شده که ورود رهبر کبیر انقلاب مستقیماً از تلویزیون پخش میشود، همه منتظر ورود رهبرشان هستند.
ما چند خانواده در یک منزل اجارهنشین هستیم و یک خانواده از ما تلویزیون دارد. همهٔ ما که حدود بیست نفر هستیم در اتاقی که تلویزیون قرار دارد، نشستهایم و چشم به آن دوختهایم.
برای دیدن رهبر در صفحهٔ تلویزیون لحظه شماری میکنیم. نمیتوانم حالتی که به ما دست داده را بیان کنم؛ اشک شوق بیاختیار صورت ما را پوشانده است، همه در سکوت کامل هستیم و در دلمان غوغاست. تمام لحظههای خونین انقلاب در مقابل نظرم مجسم شده است.
مقارن ساعت نه و نیم صبح در اولین تصویر، پلکان هواپیما ظاهر شد. عدهای از فقها و علمای عظام و افرادی دیگر به داخل هواپیما رفت و آمد میکردند. لحظهای بعد امام عزیزمان، این ناجی راستین ما، این فریاد رسای اسلام بعد از پانزده سال از هواپیما خارج شد. کمکخلبان به یاری امام آمد و دست آقا را در دست گرفت. از پلکان هواپیما سرازیر شد. فریاد و گریهٔ شوق ما فضای اتاق را پر کرد. این جمله بر زبان همهٔ ما جاری شد:
«خدایا خودت نگهدارش باش!»
هنگامی که قدمهای استوار رهبر به خاک وطن رسید پروانهها دور امام را گرفتند و افسران محافظ اطراف رهبر به گردش درآمدند. چند عکاس و خبرنگار از پلکان هواپیما بالا دویدند و یکی از این افراد دست خود را بالا برد و همینطور نگه داشت؛ جملاتی میگفت که چون تلویزیون صدا نداشت نفهمیدیم چه میگوید. جنبوجوش تازهای آغاز شد. صدها خبرنگار مشغول عکاسی و فیلمبرداری بودند.
لحظهای بعد تصویر قطع شد و یکباره عکس کثیف شاه جلاد صحنهٔ تلویزیون را سیاه کرد. قلب همهٔ ما فروریخت و خشم و اضطراب شدیدی وجود ما را در برگرفت. همه مات و مبهوت شدیم، اما چون پیشبینی میشد بختیار خائن به چنین حیلهای دست بزند خودمان را کنترل کردیم، اما خواهرم که دید افسران دور آقا حلقه زدند و بعد تصویر قطع شد، خیال کرد نظامیان آقا را در محاصره درآورده و بردند؛ لذا از ناراحتی شوکه شد که البته به خیر گذشت.
من بلافاصله به اتاقم آمدم، وضو گرفتم و برای سلامتی رهبر به نماز ایستادم. تاکنون چنین حالت خواستنی از الله در من ایجاد نشده بود. اشکهایم سرازیر بود و در دلم غوغایی از آنچه در افکارم میگذرد.
یکباره فریادهای «مرگ بر بختیار» فضای شهر را در هم شکافت. لحظهبهلحظه اضطراب ما بیشتر میشد که رابطهمان با تهران قطع شده و چنین حالتی مسلماً در تمام کشور حکمفرما شده است.
با عجله به خیابان رفتم و سیل جمعیت خشمگین را دیدم که در خیابان باباافضل در حرکت هستند و یک پرچم قرمز بزرگ، یک پرچم سبز و ده ها عکس امام را با خود حمل میکردند.
جمعیت بدون وقفه فریاد میزدند و شعارهایی از جمله «مرگ بر بختیار» میدادند. از شدت ناراحتی یادم رفت اشعار را بنویسم، ولی مضمون اشعار و سرودها چنین بود: «ما آمدهایم به استقبالت ای رهبر قلبهای ستم دیده، ما آمادهایم جانمان را در راه قدمت نثـار کنیم تا آرمانهای ملکوتیات را جامهٔ عمل بپوشانیم. اکنون بختیار این نوکر جیرهخوار، دشمن سرسخت ماست، او مسئول قطع برنامهٔ تلویزیونی است.»
لحظهها به کندی گذشت تا اینکه ساعت سه بعدازظهر رادیو ایران که در اشغال نظامیان است و تا این لحظه یک کلمه هم از امام نگفته در اخبار خود اعلام کرد که امام خمینی به سلامتی به بهشت زهرا وارد شدند.
#پایان_مجسمه
#موسی_کیخا
#هادی_لطفی
#کتاب_خوب_بخوانیم
#کتابنوشان
✅️ به کتابنوشان ملحق شو👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3931898051C0efc288f32
پایان مجسمه( قسمت دوم.mp3
9.7M
جرعهای کتاب بنوشیم🍀
📝 برشِ دوم از کتاب پایانمجسمه
🎤با صدای آقای امین اخگر
#پایان_مجسمه
#هادی_لطفی
#موسی_کیخا
#کتاب_خوب_بخوانیم
#کتابنوشان
✅️ به کتابنوشان ملحق شو👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3931898051C0efc288f32