میدانی هنر اصلی کجاست⁉️
آنجاست که در تمام این سالها، به «امیدِ تغییر» به نگرشی رأی دادین که #ایجاد_تغییر و #بهبودِ_شرایط برایش #سخت است.
چگونه در تمامِ این سالها، به این نگرش وفادار ماندیدن‼️ تعجب اینجاست👇
شاید نمیخواهید قبول کنید که
این سالها، #بازیچهی_شعارها بودین و وسوسه شعارها نگذاشت #تصمیم_درست بگیرین.
❌بیتفاوتی شما، ناشی از اعتماد به افرادی است که مسبب وضعیت موجود هستند.❌
✅یکبار هم که شده، برای #تحول قیام کنید.
✍ خواب و بیدار
#انتخابات_1400
#من_خوابم_یا_بیدار:
https://eitaa.com/joinchat/112984187C709f7e049a
#سخت
از فرودگاه پیکر داریوش منتقل میشود به معراج شهدای ایلام.
مادر داریوش بعدها میگفت خوشحالم با شهادت رفت ...
من بیرون نشستهام لبه جدولِ کنار جاده. پدرم آمده بغلم میکند. پدرم بیشتر از من گریه میکند.
به پدرم میگویم👇
✅بابا ازدواج من با داریوش نظر تو بود. بابا ممنونم، ممنونم یازده سال به من خوشبختی دادی. بابا ممنونم بهترین روزهای زندگیم را به من هدیه کردی...✅
شب شده است. پیکر داریوش را در معراج شهدای ایلام گذاشتهایم....
😔بیتابی من بیشتر شده. هنوز با فریاد گریه میکنم. هنوز چشمه اشکم خشک نشده.
یکباره صدای گریه آرمیتا از نیم طبقه بلند میشود، میدوم سمت آرمیتا، روی پلهها بغلش میکنم.
میگويم چه شده جان مامان؟
👈میگوید:... دارد میگوید بابا دیگه برنمیگرده. مامان، بابا برنمیگرده؟ 👉
نمیدانم چه جواب بدهم. پدرم نمیگذارد فکر کنم. آرمیتا را از بغلم میگیرد، به سرعت از خانه میرود بیرون. نیم ساعت بعد برگشتند.
آرمیتا آرام است. از بابا میپرسم چطور آرامش کردی بابا؟
👈میگوید بیرون هم با گریه چندبار پرسید بابابزرگ، بابا برنمیگرده؟ گفتم: جان بابا، ما همه میریم پیش بابا...👌
بعد از آن شب در جستجوی این بودم که آرمیتا با آسیب کمتری این دوران را بگذراند.
همسر شهید بار مضاعفی دارد.
هم داغ دارد
هم مسئولیت.
هم شکسته،
هم باید کمر راست کند.
👈چون فقط خودش نیست. چشمهای زیادی به او خیره است. از همه مهمتر فرزند(ان) که بعد از خدا چشمشان به مادرشان است.👉
✍ شهره پیرانی
#شهید_رضائینژاد
#من_خوابم_یا_بیدار:
https://eitaa.com/joinchat/112984187C709f7e049a