eitaa logo
🌷❤شهید_همـت _ هادی❤🌷
609 دنبال‌کننده
12.8هزار عکس
3هزار ویدیو
57 فایل
🌹بفکر مثل شهدا مُردن نباش!بفکر مثل شهدا زندگی کردن باش🌹 ولادت:۱۲/ ۱/ ۱۳۳۴ شهادت :۱۷/ ۱۲ /۱۳۶۲ عملیات خیبر،طلاییه همت🌷 ولادت: ۱ /۲ / ۱۳۳۶ شهادت:۲۲ /۱۱ /۱۳۶۱ کانال کمیل هادی 🌷کپی مطالب باذکرصلوات مجازمیباشد🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷❤شهید_همـت _ هادی❤🌷
🌷🕊🌷 گاهے بعضے نگاه ها چشم دل را بسوے #خدا باز مےڪند! 🕊 مخصوصاً اگر آن نگاه از قابِ چشم هاے آسمانے
دو تا تیر خورده بود به پهلویش، یکی هم به روده هايش. چهل سانت از روده هايش از بین رفته بود، جایش روده مصنوعی گذاشته بودند. شایعه شده بود که شهید شده. ضدانقلاب و کومله، شهر را چراغانی کرده و نُقل و شیرینی پخش می کردند. وقتی کاوه شنید، گفت : «لباس های منو بیارین» با امضای خودش از بيمارستان بیرون آمد. روی تن باند پیچی شده اش، لباس سپاه را پوشید. کمکش کردیم بنشیند جلوی جیپ، کنار راننده. رفتیم بازار شهر؛ چراغانی و جشن هنوز برقرار بود. محمود ایستاد. انگار که دردی ندارد. یکی از ضدانقلاب ها را صدا زد. پرسید : «چرا جشن گرفتین؟» طرف دست و پایش را گم کرد. چند لحظه خیره شد به محمود؛ بعد آهسته گفت : «مناسبتش محلیه کاکا». محمود، پُرهیبت گفت : «برو به اربابت بگو، کاوه زنده است و تا شماها رو به درک نفرسته طوریش نمیشه» @khademe_alzahra313
🌷❤شهید_همـت _ هادی❤🌷
🌷🕊🌷 گاهے بعضے نگاه ها چشم دل را بسوے #خدا باز مےڪند! 🕊 مخصوصاً اگر آن نگاه از قابِ چشم هاے آسمانے
والفجر ۹ تمام شده بود. بچه های صدا و سیما رفتند سراغش. بساط مصاحبه را پهن کردند. خبرنگار، رو به دوربین، شروع کرد به صحبت : ما هم اکنون در خدمت برادر کاوه، فرمانده فاتح عملیات هستیم. محمود صورتش سرخ شد. راهش را کشید و رفت. خبرنگار جا خورد، بقیه هم. خبرنگار راه افتاد دنبالش. گفت : چرا ناراحت شدین برادر کاوه؟ محمود اشاره کرد به نیروها. گفت : فاتح عملیات، این بسیجی های بی نام و نشون هستن؛ باید بری با اونا مصاحبه کنی. خودش قید مصاحبه را زد. 🌷 @khademe_alzahra313