eitaa logo
روشنا ( آوای بیداری ) 🇵🇸🏴
1.8هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
6.4هزار ویدیو
165 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
روشنا ( آوای بیداری ) 🇵🇸🏴
به نام خداوند مهربانی ها🌱🌸 #امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر #قسمت_بیست_و_چهارم 🔴بالاخره رسیدیم به بخ
به نام خداوند مهربانی ها🌱🌸 ادامه شیوه های امر به معروف و نهی از منکر (بخش ✌) 4⃣.شیوه هویت دهی 🔹یعنی به شخصی که میخوایم به او تذکر بدیم هویت بدیم 😎 مثلاً بگیم که آقا شما بسیجی هستی🧔 ورزشکاری 🏃‍♂💪 بازیگری 👨‍🦰🎞🎭🎬 هنرمندی👩‍🎨🖌 در شأن شما نیست و ... شما الگوی جوانان هستی😊 و.... از این همچین کلماتی استفاده کنیم 😃 4⃣. شیوه ادبی از ضرب المثل ،شعر ،حکایت ،لطیفه و از این دست برای تذکر استفاده کنیم🤗 5⃣. شیوه نامه و پیام یعنی که در موبایل خود📱 تذکرمون رو در یک پیام بدهیم 💌 یا اینکه در یک کاغذ یادداشت کنیم و به او تقدیم کنیم📄❤ این پیام رو منتشر کنید...🌹
✅ گفته شد که ادم زمانی میتونه توبه واقعی کنه که "برای بعد از توبه" هم برنامه زندگی خوبی داشته باشه. ببینه ریشه های این ارتباطاش چی بوده اونا رو حل کنه. ⭕️ مثلا خیلی از این ارتباط ها به خاطر برای ادم پیش میاد. خب وقتی ادم سرش رو به کارهای مفید بند کنه دیگه سراغ خلاف نمیره. ✅ حتی شده کار مفتی هم انجام بدی طوری نیست. فقط مراقب باش بیکار نمونی! ⭕️ برخی از این ارتباط ها به خاطر کمبود محبت به وجود میاد. برای همین آدم باید سراغ سرچشمه های محبت بره. ❤️ سعی کن ارتباط قلبیت رو با امام زمان ارواحنا فداه بیشتر کنی‌. همیشه به این فکر کن که امام چقدر دوستت داره و چقدر دلش میخواد که حالت خوب باشه...🌷💕 ⭕️ به جای اینکه محبت های کوچیک دیگران رو گدایی کنی، سعی کن خودت "خورشید محبت" باشی و به همه اطرافیانت محبت کنی.... ✅ مومن طوری زندگی میکنه که تا هر جایی وارد میشه عموم افراد خوشحال میشن و از وجودش آرامش میگیرن...☺️😌🌺 🔷 سعی کن از همه خوب تر باشی تا محبوب همه بشی. خلاصه برای گرم شدن زندگیت بهتره به جای درخواست محبت از دیگران، خودت به دیگران محبت کنی تا کم کم این محبت ها به سمت خودت سرازیر بشه و لذتش رو ببری.....
به نام خداوند مهربانی ها🌱🌸 ادامه شیوه های امر به معروف و نهی از منکر (بخش ✌) 4⃣.شیوه هویت دهی 🔹یعنی به شخصی که میخوایم به او تذکر بدیم هویت بدیم 😎 مثلاً بگیم که آقا شما بسیجی هستی🧔 ورزشکاری 🏃‍♂💪 بازیگری 👨‍🦰🎞🎭🎬 هنرمندی👩‍🎨🖌 در شأن شما نیست و ... شما الگوی جوانان هستی😊 و.... از این همچین کلماتی استفاده کنیم 😃 4⃣. شیوه ادبی از ضرب المثل ،شعر ،حکایت ،لطیفه و از این دست برای تذکر استفاده کنیم🤗 5⃣. شیوه نامه و پیام یعنی که در موبایل خود📱 تذکرمون رو در یک پیام بدهیم 💌 یا اینکه در یک کاغذ یادداشت کنیم و به او تقدیم کنیم📄❤ این پیام رو منتشر کنید...🌹
روشنا ( آوای بیداری ) 🇵🇸🏴
هوالعشق #رمان_مذهبی_ازجهنم_تابهشت #قسمت_بیست_و_چهارم اون آقا_ اونجا چه خبره؟ یه ابهتی داشت که قش
جرعه ای عشق ( رمان مذهبی): به روایت امیرحسین. همینجوری اعصابم بابت اتفاقات این مدت خراب بود دیگه این اتفاق هم شده ضربه آخر برای من . ولی بازم خودمو کنترل کردم که چیزی نگم. خیر سرم بچه ها منو اوردن اینجا که حالم خوب بشه ولی حالا دیگه شده بود واویلا. کلا هر وقت اینجور صحنه هارو میدیدم اعصابم خورد میشد دست خودمم نبود و امکان نداشت روزی باشه که کمتر از سه چهار بار این صحنه ها جلوی چشمام اتفاق بیفته. تقریبا پایینای کوه بودیم که با صدای محمد که داشت صدام میکرد از فکر اومدم بیرون. محمد _ سید. داداش کجا سیر میکنی ؟ _ هیچی. همینجام. مهدی_ فکر کنم عاشق شده جوری نگاش کردم که کلا پشیمون شد از حرفش و همزمان با نگاه عصبی من و نگاه شرمگین مهدی گروه 6 نفرمون رفت رو هوا البته به جز من که حوصله خندیدن هم نداشتم. بچه ها داشتن میگفتن و میخندیدن منم برای اینکه اصلا حوصله نداشتم سرعتمو زیاد کردم و ازشون فاصله گرفتم . تارسیدم به ماشین سریع نشستم و سرمو گذاشتم رو فرمون . واقعا دیگه نمیدونستم باید چیکار کنم . با صدای تق تق شیشه سرمو بلند کردم و با چهره محمد که دلسوزانه زل زده بود بهم روبه رو شدم. شیشه رو کشیدم پایین. محمد_ ببین امیر داداش یه سوال میپرسم بی رودروایسی جواب بده . الان میخوای تنها باشی یا با کسی درد و دل کنی؟ محمد صمیمی ترین دوست من بود ولی حتی اونم از مشکل من خبر نداشت چون چیزی بود که نمیخواستم هیچ کس هیچ کس اطلاعی ازش داشته باشه. یه لبخند زورکی زدم و گفتم: _ بپر بالا رفیق. و بعد رو به بچه ها که با فاصله از ما وایساده بودن دم ماشین علی دست تکون دادم. محمد سوار شد و راه افتادم. دیگه داشتم از سکوت کلافه میشدم دستمو بردم که ضبط ماشین رو روشن کنم که محمد دستمو گرفت. پرسشگرانه نگاش کردم. محمد_ نمیخوای بگی چی شده؟ _ بیخیال داداش محمد_ تا کی میخوای بریزی تو خودت؟ با حرص دستمو کشیدم و گفتم _ هروقت که حل بشه. محمد ضبط رو روشن کرد و آهنگ صبح امید بود که فضای ماشین رو قابل تحمل کرد.