#داستانڪ
#عالیه
✨راننده در دل شب برفیراه راگم کرد،
و بعد از مدتی ناگهان موتورش خاموش شد...
همان جا شروع کرد به شکایت از خدا
که خدایا پس تو آن بالا چه کار میکنی که
به کمک من نمیرسی؟و از همین
قبیل شکایات...
چون خسته بود,خوابش برد
و وقتی صبحاز خواب بلند شد,
از شکایت های دیشب اش شرمنده شد,
چون موتورشدقیقآ نزدیک یگ پرتگاه
خطرناک خاموش شده بود و اگر چند قدمی
دیگر میرفت امکان سقوط اش بود!!!
(پ.ن)
به "خداوند کریم و رحیم" اعتماد داشته
باشیم.اگر خداوند دری را می بندد.
دست از کوبیدنش بردارید.
هر چه در پشت آن بود قسمت شما نبود.
به این بیندیشید که او ان در را بست
چون می دانست ارزش شما بیشتر از
ان است.
#اعـــــتـــماد_بــه_خـــــدا🌹
➥ @zohur_media | اینڪ آخرالزمان
اینجا تنها پیج کودکی هست که با خیال راحت خرید میکنم☺️
انقدر که لباسهاش #مفت و#چشمگیره😱
ست های یلدایی از نوزادی تا ۱۶ سال🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
✅خرید مستقیم از تولیدی😍
قیمتاش #عالیه😘
لینک کانال👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2716074041C257b636f20
ثبت سفارش
@Sabtesefarsh
🔻دیدنش ضرر نداره با #مجوز_دولتی
10.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
4.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری
جوهر میشد اگر که دریا
کاغذ میشد همه درختا
حتی از عرش
قلم میومد،بازم میموندن
برای وصفِ شأن و جلالِ
#حضـرت_زهــــرا :)
#مادر🌹
#عالیه👌
#حال_دل
#داستانڪ
#عالیه
✨راننده در دل شب برفیراه راگم کرد،
و بعد از مدتی ناگهان موتورش خاموش شد...
همان جا شروع کرد به شکایت از خدا
که خدایا پس تو آن بالا چه کار میکنی که
به کمک من نمیرسی؟و از همین
قبیل شکایات...
چون خسته بود,خوابش برد
و وقتی صبحاز خواب بلند شد,
از شکایت های دیشب اش شرمنده شد,
چون موتورشدقیقآ نزدیک یگ پرتگاه
خطرناک خاموش شده بود و اگر چند قدمی
دیگر میرفت امکان سقوط اش بود!!!
(پ.ن)
به "خداوند کریم و رحیم" اعتماد داشته
باشیم.اگر خداوند دری را می بندد.
دست از کوبیدنش بردارید.
هر چه در پشت آن بود قسمت شما نبود.
به این بیندیشید که او ان در را بست
چون می دانست ارزش شما بیشتر از
ان است.
#اعـــــتـــماد_بــه_خـــــدا🌹
➥ @zohur_media | اینڪ آخرالزمان
#داستانڪ
#عالیه
✨راننده در دل شب برفیراه راگم کرد،
و بعد از مدتی ناگهان موتورش خاموش شد...
همان جا شروع کرد به شکایت از خدا
که خدایا پس تو آن بالا چه کار میکنی که
به کمک من نمیرسی؟و از همین
قبیل شکایات...
چون خسته بود,خوابش برد
و وقتی صبحاز خواب بلند شد,
از شکایت های دیشب اش شرمنده شد,
چون موتورشدقیقآ نزدیک یگ پرتگاه
خطرناک خاموش شده بود و اگر چند قدمی
دیگر میرفت امکان سقوط اش بود!!!
(پ.ن)
به "خداوند کریم و رحیم" اعتماد داشته
باشیم.اگر خداوند دری را می بندد.
دست از کوبیدنش بردارید.
هر چه در پشت آن بود قسمت شما نبود.
به این بیندیشید که او ان در را بست
چون می دانست ارزش شما بیشتر از
ان است.
#اعـــــتـــماد_بــه_خـــــدا🌹
➥ @zohur_media | اینڪ آخرالزمان