•••﴾ʄ.R﴿•••:
ذڪرروزجمعہ:
الهمصلعلیمحمدوآلمحمدوعجلفرجهم
خدایابرمحمدوآلمحمددرودبفرست ودرفرجایشان[حضرت مهدی﴿عج﴾]تعجیلفرما
•﴿۱۰۰مرتبه﴾•
[ذکرروزجمعهباعثعزیزشدن میشود روایت شده که دراین روز زیارت امام زمان﴿عج﴾خوانده شود.]
💠زیارت حضرتصاحبالزمان﴿عج﴾:
السَّلامُعَلَیکَ یاحُجَّةاللهِ فی اَرضِهِ السَّلامُ عَلَیکَ یاعَینَ اللهِ فی خَلقِهِ السَّلامُ عَلَیکَ یانُورَاللهِ الَّذی یَهتَدی بِهِ المُهتَدونَ،وَیُفَرَّجُ بِهِ عَنِ المومِنین،السَّلامُ عَلَیک اَیُّهاالمُهَذِّبُ الخائفُ،السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهاالوَلیٌ الناصِحُ،السَّلامُ عَلَیکَ یاسَفینةَ النَّجارة،السَّلامُ عَلَیکَ یاعَینَ الحَیوةِ،السَّلامُ عَلَیکَ صَلَّی اللهُ عَلَیکَوعَلیالِ بَیتِکَ الطَّیِّبین الطَّاهِرین،السَّلامُ عَلَیکَ عَجَّ اللهُ لَکَ ماوَعَدَکَ مِنَ النَصرِوظُهورِالاَمرِ،السَّلامُ عَلَیکَ یامَولایَ،اَنامَولاکَ عارفٌ باُولیکَ واُخرک،اَتَقَرَّبُ اِلی اللهِ تَعالی بِکَ وَبالَ بَیتِکَ،وَاَنتَظرُظُهورَکَ وَظُهورَالحَقَّ علی یَدَیکَ،وَاَسئَلُ اللهَ اَن یُصلَّی عَلی مُحَمَّدِِوَالِ مُحَمَّدِِوَاَن یَجعَلنی مِنَ المُنتَظِرینَ لَکَ،والتَّابِعینَ وَالنَّاصِرینَ لَکَ علی اَعدائکَ،والمُتَشهَدینَ بَینَ یَدیکَ فی جُملةِ اَولیائکَ،یامَولایَ یاصاحب الزَّمان،صَلَواتُ اللهِ عَلَیکَ وعَلی الِ بَیتِکَ،هذایَومُاالجُمعةِ وَهوَیَومُکَ المُتَوَقَّع فیهِ ظُهُورُکَ،والفَرجُ فیهِ للمومنین عَلی یَدَیکَ،وَقَتَلُ الکافِرینَ بِسَیفِکَ،وَاَنایامَولایَ فیهِ ضَیفُکَ وَجارُکَ،وَاَنتَ یامَولای کَریمٌ مِن اَولادِ الکِرام،وَمامُورُبالضِّفَةِ وَالاِجارَةِ،فَاَضِفنی وَاَجَرنی،صَلَواتُ اللهِ عَلَیکَ وَعلی اَهلِ بَیتِکَ الطَّاهرین.
#ذڪرروز
#زیارت
[جــوانـاننسلظهوریم
اگربرخیزیم✊]
#حےعلےالعزا🌱
غُسلش داد کفنش کرد
آنگاه نشست و تنها برایش گریه کرد
بعد آرام درونِ قبرش گفت:
زهرا؛منم علـے..🖤:)
#بعدازتوخاڪبرسردنیا...
💔💔💔
منِ زن و الگوهای متعددِ من
#گفتگو:
_خداوند متعال هیچ کس را بدون الگو و راهنمای عملی رها نکرده
+الگوی من کیست؟!
_حضرت زهرا سلام الله علیها
+من کجا و او کجا؟!
_ایشان اوج و قله هستند؛
بی عیب و نقص،
تمام و کمال،
تا ما هر یک به قدر ظرفیت وجودی و تلاشمان از این ابعاد مختلف، هر چقدر که میتوانیم به او نزدیک شویم،
تا به سعادت برسیم
و با هر تلاشمان در جهت شباهت به ایشان ولو اندک ماجور خواهیم بود.
+امّا مگر همسرم علی(ع) بوده که من فاطمه(س) باشم؟!
_خب آسیه(س) باش
+حضرت زهرا(س) ۱۹ سالگی رفت و از رنجهای این دنیا خلاص شد من سالهاست رنج میکشم!
_پس زینب(س) باش
+حضرت زهرا(س) رنج مستاجری و بی خانمانی نکشید مستاجری و خانه بدوشی با فرزند برای یک زن خیلی سخت است
_هاجر(س) باش
+مادرم و رنج و سختی فرزندانم مرا به کفر میکشد!
_ام البنین، ام وهب، رباب مادر نبودند؟!
سعادت چیز دیگر و جای دیگریست
🌺 مادر باش 🌺
+حضرت زهرا(س) ازدواج کرده بود و مردی چون علی پشتیبانش بود، من مجردم ...
_معصومه(س) باش
+زیبا هستم شیاطین وسوسه گر در کمین
_مریم(س) باش
پ ن:
تمام مقامات عالیه ی زنان بزرگ عالم، مراتبی از مقام کامل حضرت زهراسلام الله علیها است؛ تا به جهت دست نیافتنی پنداشتن الگوی کامل ناامید نشویم و در راه نمانیم.
این بودنها محال نیست
ما نشناختیمشان
✍م. طالبی دارستانی
چنگ و دندان آمریکا را باید شکست!
اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهانخواران حل نکنند و لا اقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم اکنون اگر #آمریکا یک کشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند، چه کسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز #مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصاً آمریکا را شکست، و الزاماً یکی از دو راه را انتخاب نمود: یا #شهادت یا #پیروزی؛ که در مکتب ما هر دوی آنها پیروزی است.
#امام_خمینی
٢۹ تیر ۱۳۶۷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
من هستم، مگه منو نمیبینید شماها؟
فرزند سردار شهید محمد ناظری:
حاج قاسم توی خواب به من گفت به مردم بگو چرا هی میگن کاش حاج قاسم بود؟
من هستم، مگه منو نمیبینید شماها؟
💔💔💐💐💔💔
7.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظهی ورود حاج قاسم بر فراز آسمان تهران
1_634444631.mp3
12.76M
#شرح_دعای_ندبه ۶
✨ ندبه ؛ یعنی گریهی بر فراق
گریهی از سر دلتنگی
گریهی از سرِ خواستن واقعی....
چه کنیم که به این مقام برسیم؟
چه کنیم قلبمان به ندبه دچار شود؟
#استاد_شجاعی 🎤
@ostad_shojae
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ در خلال روند درمانی آیت الله مصباح یزدی، حال ایشان رو به وخامت گذاشته است؛
لذا از تمامی مؤمنین خواستاریم با تضرع به درگاه خداوند متعال و توسل به اهل بیت (ع)، خصوصا حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) برای شفای عاجل و کامل ایشان دعا بفرمایید.
۹۹/۱۰/۱۱
دوستان از دعا ؛ صدقه ؛ توسل یا قربانی فراموش نفرمایند.
5.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✴️بسیار زیبا
ارسالی از مخاطبین عزیز .
🌹🌹🌹🌹
خداوند نگهدار این نوگلهای ما باشه ان شا الله .
فاطمه موسوی
بسم الله الرحمن الرحیم
#من_زنده_ام
🔹قسمت_صد و هفدهم
صدايي كه نشان مي داد ماهنوز درمنطقه ي اسيران جنگي هستيم.براساس ميزان توقف چرخ غذا وبسته شدن دريچه حدس زديم سلول سمت چپ وراستمان سلول هاي انفرادي باشند كه درسلول سمت چپ يك ايراني ودرسمت راست يك عراقي ساكن هستند.از آنجاكه مي ترسيديم غول سرما درسلول جديد هم به سراغمان بيايد،با موهاي سرمان كه هر روز كم وكمتر مي شدند،يك طناب ورزشي ديگر بافتيم وسعي كرديم جنب وجوشمان را بيشتر ودست وپاي خواب رفته مان را بيدار كنيم.يك روز از روزهاي تابستان تصميم گرفتيم با زنداني سلول سمت چپ كه ايراني بود هم صحبت شويم.ديوار رابه صدا درآورديم وبا ضرب هميشگي كه زبان مشترك ما اسيران جنگي بود به ديوار زديم:"الله اكبر،خميني رهبر."برخلاف انتظارمان درجواب اين شعار،زنداني به مدت طولاني شايد نزديك به ده دقيقه ريتم ضرب تند قهوه خانه هارا روي ديوار گرفت.هرچه ما مي گفتيم سلام،او ريتم ديگري را ضرب مي گرفت.خلاصه بعداز استقبال وشادي بسيارش،سلام فرستاديم وسلام دريافت كرديم.جمله ي هميشگي كه برديوارها مي نوشتيم ومي كوبيديم وفرياد مي زديم رابه او ارسال كرديم.ماچهار دختر ايراني به نام فاطمه ناهيدي،حليمه آزموده،شمسي بهرامي ومعصومه آباد هستيم كه از مهر١٣٩٥اسير شده ايم.اوهم خودش را معرفي كرد ومحل وتاريخ اسارتش را گفت.خوشحال بوديم كه سختي وخشونت سلول جديد گرفته شده ودوست تازه اي پيدا كرده ايم.اما اين همسايه باهمسايه هاي قبلي(دكترها ومهندس ها)فرقي داشت؛هرچه ما مي گفتيم "الله اكبر،خميني رهبر"او ضرب لوطي هارا مي زد.يك روز باشنيدن صداي ضرب باعجله به سمت ديوار رفتم،بعداز سلام واحوالپرسي گفت:سلام،عزيزم سيب سرخ به دست مرد چلاق... بعداز آن هيچ وقت حتي جواب سلامش راهم ندادي واسم آن ديوار را ديوار مريض گذاشتيم.ازپيامي كه آن اسيرجنگي داده بود خيلي دمغ شده بوديم واصلاً تكيه به آن ديوار را ممنوع كرديم وبرايمان رنج آور بود.با آن ديوار مأنوس نمي شديم والبته ناگفته نماند،درتمام دوران اسارت،اين تنها موردي بود كه ازيك اسير ايراني چنين برخوردي مي ديديم.سلول هاي انفرادي تحت فشار روحي ،رواني وجسمي شديدتري بودند اما همواره صداي دلنشين قرآن مهندس تندگويان واذان بلال گونه ي مهندس يحيوي وبوشهري مايه ي آرامش همه مي شد.گاهي بعثي ها از دادن همان شوربا وآب زيپو به بعضي از اسيران امتناع مي كردند وچرخ غذا ازكنار سلول آن ها رد مي شد ولي اين اسرا باصداي بلند فرياد مي زدند:جانم فداي ايران،وطن پاينده باد.اغلب اسراي زندان الرشيد(استخبارات) دريكي دوماه اول جنگ به اسارت درآمده بوديم وهيچ خبرتازه اي ازجنگ نداشتيم.گاهي صداي شليك توپ هاي ضدهوايي آب خنكي بر دل هاي سوخته مان بود،گرچه مي دانستيم اين زمزمه ي جنگ است .اما معنای دیگرش این بود که ما هنوز زنده ایم واستوار ایستاده ایم ودفاع می کنیم. ومی جنگیم.گاهی صدای ضربه ی کابل هایی که بر تنمان فرود می آمد ما را مغرورانه متوجه پیروزی برادرانمان در خاکریز های جبهه می کرد.برای ما چهار نفر همه ی فشارها ورنج ها قابل تحمل شده بوذ فقط صدای چرخش کلید های لعنتی در قفل سلول هیچوقت برایمان عادی نشد.هر بار با شنیدن این صدااضطرابی کشنده تمام وجودمان را در هم می فشرد وبا خودمان می گفتیم این همان لحظه ایست که به هم وعده کرده ایم وباید همدیگر را خفه کنیم.
مدت زیادی جسمم میزبان درد کشنده ای شده بود.سرفه هایی که از ته ریه ها انباشتی از چرک وخون را به حلقم می آورد.همیشه مزه ی دهانم تلخ بود و بوی خون می داد.صدای سرفه های مسلولم,خواهران صبورم را بی خواب وبی قرار کرده بود.وقتی ریه هایم در تمنای ذره ای هوای بیشتر,به اعتراض می افتادند,بی امان هوا,زمین ودر ودیوار سرد وسنگین را ,که هیچ کدام از جنس احساس نبودند چنگ می زدم.گاهی از شدت سرفه تمام خونی که در بدنم بود,توی صورتم جمع می شد.گاهی سرخ می شدم,گاهی سیاه وگاهی زرد تا شاید کسی به فریادم برسد.عفونت ریه چنان ضعیف وناتوانم کرده بود که انجام حرکات بدنی برایم دشوار شده بود.به ناچار به دریچه ها می کوبیدیم وتقاضای دکتر می کردیم.اگر چه نسخه های آن دکتر های قلابی را از بر بودیم. نفس کشیدن برایم سخت ترین کار شده بود..
پایان قسمت صد و هفده ام