eitaa logo
هیئت خواهران خادم الزهراسپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی_همدان
2.5هزار دنبال‌کننده
12.9هزار عکس
6.5هزار ویدیو
158 فایل
ارتباط با ادمین @Yassekaboood هیئت خواهران خادم الزهرا سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی همدان بلاخره خون شهید محمد حسین عزیز می‌جوشد و حاج قاسم هست #حدادیان #گلستان هفتم #شهید جمهور #تنها هیات مذهبی به نام #حاج قاسم در کشور @khaharankhademozahra
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چرا حضرت سلام الله علیها اینقدر قوی است؟ اسیری که امیر بود «استاد رحیم‌پور ازغدی»
هیئت خواهران خادم الزهراسپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی_همدان
قسمت21♡ از کتاب #دلتنگ‌نباش♡ #شهیدروح‌الله_قربانے ♡] زیر چشمی اورا نگاه میکرد☺️ دور از چشم بقیه ب
قسمت22♡ از کتاب ♡] این احترامش برای زینب خوشایند بود😍 خاله گفت:خب بریم سر اصل مطلب من این آقا روح الله رد از بچگی میشناسم. همه جوره تاییدش میکنم👌. از طرفی بزرگ شدن زینب خانوم رو هم دیدم. زینب رو هم از همه لحاظ تایید میکنم👌. برای همین شما رو به هم معرفی کردم😍🙂. اما حال دیگه ریش و قیچی دست خودتون. باهم صحبت کنید .ببینید مناسب همدیگه هستین یا نه☺ خاله به نگاه کرد و گفت:یه مختصر خودت رو معرفی کن...بقیه صحبت ها باشه واسه خودتون.. _چشم .. . متولد سال۱۳۶۸ دانشجوی دانشگاه امام حسین . ۱۵سالم بودکه مادرم عمرش رو داد به شما....برای همین با خاله فاطمه که مثل مادر برام عزیزه خدمتتون رسیدم والا از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون ...منم و این یک دست لباس تنم. تازه وارد سپاه شدم. پشتوانه ی مالی چندانی ندارم ... اما دست از تلاش برنمیدارم💪 😍 😍 خاله رو به زینب گفت: شما هم خودت رو معرفی کن خاله _ منم فروتن هستم. متولد ۱۳۷۰ دانشجوی کارشناسی علوم آزمایشگاهی بچه ی اول خانواده خاله به مادر زینب گفت: فکر میکنم همین قدر کافی باشه. اگه شما اجازه بدید بچه ها برن تو اتاق با هم صحبت کنن. با موافقت خانم فروتن زینب بلند شد . روح الله هم به دنبال او به اتاق رفت . رشته ی کلام را به دست گرفت: بذارید من شروع کنم . همون جور که... [هر روز با ♡]
هیئت خواهران خادم الزهراسپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی_همدان
قسمت29♡ از کتاب #دلتنگ‌نباش♡ #شهیدروح‌الله_قربانے ♡] #زینب‌به‌دل‌روح‌الله‌نشسته‌بود . اصلا همین که
قسمت30♡ از کتاب ♡] زینب داخل اتاق به دیوار تکیه داده بود و به حرف ها گوش می‌داد. با پدرو خواهر و برادرش آمده بود . خاله فاطمه هم برای آشنا کردن دو خانواده آمده بود . اضطراب داشت .نمی دانست با چه برخوردی مواجه میشود. مادرش که صدایش کرد .نفس عمیقی کشید و وارد پذیرایی شد .هنوز با مهمانان مواجه نشده بود که چشمش به سبد گل روی اپل افتاد..😍 تزیبن شده بود 🤩 چقدر به نظرش امد☺ وارد که شد همه به احترامش ایستادند . زینب بلند به همه سلام کرد و خوش آمد گفت . 😍☺ که همچنان سر به زیر داشت. نگاهش را سریع دزدید. آقای قربانی با اینکه معتقد بود فعلا زود است روح الله ازدواج کند. نظرش تغییر کرد🙃👌 از خانمیِ زینب خوشش آمده بود و آشنایی ای که با پدر او داشت. باعث شد با جان و دل به این ازدواج رضایت دهد. زینب تازه نشسته بود که خاله فاطی رو کرد به پدر زینب و گفت ":عباس آقا من روح الله رو از بچگی میشناسم این بچه جلوی چشم من بزرگ شد. درست نیست جلو روش تعریف کنم اما :) من از همه لحاظ تاییدش میکنم. پدرشونم که خداروشکر شما میشناسی خانواده خوب و مقبولی هستن👌☺ پدر زینب سرش را تکان میداد و حرف خاله را تایید میکرد. خاله کمی از چایی اش را خورد "آقای قربانی متقابلا همین طور درباره ی زینب .بزرگ شدنش رو دیدم .. تو فامیل از لحاظ.... [هر روز با ♡]
هیئت خواهران خادم الزهراسپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی_همدان
قسمت♡33 از کتاب #دلتنگ‌نباش♡ #شهیدروح‌الله_قربانے ♡] زینب که او را منتظر خوددید هم دلش خنک شد و هم
قسمت34♡ از کتاب ♡] زینب به حرکات دست او خیره شده بود و در افکار خودش غرق بود . چند دقیقه ای بین شان به سکوت گذشت. لحظات آرامش بخشی بود. انگار هر دو در سکوت از این آرامش لذت می بردند. میوه ها را درون پیش دستی چینی با چاقو یک تکه موز برداشت و گرفت طرف زینب هنوز زینب دست آورده بود که موز افتاد😄 الله یک تکه دیگر برداشت اما باز هم افتاد🤦‍♀😁 برای بار سوم که موز از چاقو افتاد هر دو خندیدند 😅😅 روح الله بیشتر دستی را گرفت جلوی زینب به :[من نیومده به شما میوه تعارف کنم خودتون بردارید ] یک تکه موز برداشت : از وقتی قضیه ازدواجم پیش اومده خیلی زندگیم به هم خورده نه نمیتونم درس بخونم نه خیلی میتونم به کارام برسم همش فکرم در گیره _انشاالله همه چی درست میشه من امروز می خوام درباره یه مسئله مهمی باهاتون صحبت کنم.... زینب نظرش جلب شد نگاهش کرد : چی بفرمایید؟ _ دوست دارم درباره کارم بیشتر توضیح بدم چون دوست دارم قبل از اینکه مسئله جدی بشه حتما بهش فکر کنید من کارمو خیلی دوست دارم کار سختیه اما من دوسش دارم اون کارم تو زندگی شما رو اذیت کنه مأموریت‌های طولانی تنها موندن تو و اینکه ممکنه خیلی جاها نتونم کنارتون باشم زینب حرفه جدیدی نمی شنید پدر خودش هم سپاهی بود تمام حرف هایی را که او می گفت در خانه پدرش تجربه کرده بود پدر خودش هم سالی چند بار ماموریت می رفت قبل از آشنایی با الله دوست داشت با کسی غیر از.... [هر روز با ♡]
🌒🕯✨ 🕯✨ ✨ ‼️کسی که در شرایط دشوار و حتی و و ‌اش برقرار بود، ✍🏻حضرت (ع) درباره این بانو می‌فرمایند: ✨« همانا عمه‌‏ام همه نمازهای واجب و مستحب خود را در طول مسیر از کوفه به شام ایستاده می‏‌خواند و در بعضی از منزل‏‌ها نشسته نماز خواند و این هم به‏ جهت گرسنگی و ضعف او بود، زیرا سه شب بود که غذایی را که به او می‏‌دادند میان اطفال تقسیم می‏‌کرد، چون که آن مردمان (سنگدل) در هر شبانه روز به ما یک قرص نان بیشتر نمی‏‌دادند».✨ 📚2- همان، ص 62
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✌️ دو اقدام حضرت زینب برای باقی ماندن حادثه عاشورا ‌ 🚩 رهبر انقلاب: حادثه ى عاشوراى حسینى را هم ستمگران و ظالمان میخواستند نگذارند باقى بماند، (سلام الله علیها) نگذاشت. دو حرکت عمه ى ما - کبری (علیهاالسلام) - انجام داد: 1️⃣ یک حرکت، حرکت بود به کوفه و شام و آن روشنگرى ها و آن بیانات که مایه ى افشاى حقایق شد. 2️⃣ یک حرکت دیگر، آمدن به زیارت کربلا در اربعین بود؛ حالا اول یا دوم یا هرچه. 🌸 این حرکت به معناى این است که نباید اجازه داد که انگیزه هاى خباثت آلودى که قصد دارند مقاطع عزیز و اثرگذار و مهم را از یادها ببرند، موفق بشوند. ۹۳/۱۰/۱۷ ‌
بی پدری بد دردیست دم شده بازم "مکن ای صبح، طلوع" ضربت خوردن مولی الموحدین حضرت علی (ع) و شهادت مظلومانه ایشان تسلیت
" به حق عمه ام زینب .... " 🔻سرداب مقدس را خلوت تر از همیشه یافت. قدر دان آن خلوت معنوی، رو به استغاثه آورد و به حال خوشی رسید. در نقطه ی اوج راز و نیاز، صدایی شنید به فارسی سلیس که او را مخاطب ساخته بود. روی گرداند و امام عصر (سلام الله علیه) را دید که می فرمود: به دوستان و شیعیانم بگو خدا را به حقِّ عمّه ام (سلام الله علیها)، و به حرمت او قسم دهند؛ قسم دهند و از خدا ، ظهور مرا طلب کنند. 📚شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام ج ۱، ص ۲۵۱
" به حق عمه ام زینب .... " 🔻سرداب مقدس را خلوت تر از همیشه یافت. قدر دان آن خلوت معنوی، رو به استغاثه آورد و به حال خوشی رسید. در نقطه ی اوج راز و نیاز، صدایی شنید به فارسی سلیس که او را مخاطب ساخته بود. روی گرداند و امام عصر (سلام الله علیه) را دید که می فرمود: به دوستان و شیعیانم بگو خدا را به حقِّ عمّه ام (سلام الله علیها)، و به حرمت او قسم دهند؛ قسم دهند و از خدا ، ظهور مرا طلب کنند. 📚شیفتگان حضرت مهدی علیه السلام ج ۱، ص ۲۵۱
🔰 حضرت زینب سلام الله علیها نشان داد که میتوان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ 🔻 رهبرانقلاب: زینب کبری یک نمونه‌ی برجسته‌ی تاریخ است که عظمت حضور یک زن را در یکی از مهمترین مسائل تاریخ نشان میدهد. 🔸️ اینکه گفته میشود در عاشورا، در حادثه‌ی کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد - که واقعاً پیروز شد - عامل این پیروزی، حضرت زینب بود؛ والّا خون در کربلا تمام شد. حادثه‌ی نظامی با شکست ظاهری نیروهای حق در عرصه‌ی عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزی که موجب شد این شکست نظامىِ ظاهری، تبدیل به یک پیروزی قطعىِ دائمی شود، عبارت بود از منش زینب کبری؛ نقشی که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلی چیز مهمی است. 🔹️ این حادثه نشان داد که زن در حاشیه‌ی تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخی قرار دارد. قرآن هم در موارد متعددی به این نکته ناطق است؛ لیکن این مربوط به تاریخ نزدیک است، مربوط به امم گذشته نیست؛ یک حادثه‌ی زنده و ملموس است که انسان زینب کبری را مشاهده میکند که با یک عظمت خیره‌کننده و درخشنده‌ای در عرصه ظاهر میشود؛ کاری میکند که دشمنی که به حسب ظاهر در کارزار نظامی پیروز شده است و مخالفین خود را قلع و قمع کرده است و بر تخت پیروزی تکیه زده است، در مقر قدرت خود، در کاخ ریاست خود، تحقیر و ذلیل شود؛ داغ ننگ ابدی را به پیشانی او میزند و پیروزی او را تبدیل میکند به یک شکست؛ این کارِ زینب کبری است. 🔺️حضرت (سلام اللَّه علیها) نشان داد که میتوان حجب و زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ. 🗓 ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ ❤️ (حفظه الله)❤️ ═══✼🍃💖🍃✼══
6.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸ویژه حضرت (س) 📹 ببینید | عشق یعنی کلنا عباسک یا زینب(س) 🔺شعرخوانی درباره حضرت زینب سلام الله علیها و مدافعان حرم در حضور ❤️ (حفظه الله)❤️ ═══✼🍃💖🍃✼══