#چندروایت
🔸بُرشهایی از زندگی طلبهی شهید علیعباس حسینپور
🌼 #بابایعاشق|باباش عاشق امیرالمومنین (ع) بود، به همین خاطر هفت پسرش رو مزین به نام مولا کرد. علیاحمد؛ علیمحمد؛ علیحسین؛ علیعباس و ...
🌼 #استاد|از ۸سالگی به بعد سالها مکبّر نمازهای جماعتِ شهید محراب آیت الله مدنی شد. البته پامنبری ایشون هم بود و سعی میکرد دستورات اخلاقی ایشون رو مو به مو اجرا کنه. رویهای که توی شکلگیری شخصیتش هم خیلی اثر داشت...
🌼#قهرمان|علاقه ی زیادی به دومیدانی داشت و توی این رشته رتبهی دوم کشوری رو بدست آورد.
🌼 #نماز_اول_وقت|همیشه نمازش رو اول وقت می خوند. حتی وقتی برا تمرین میرفت استادیوم، محال بود وقت اذان نره یه گوشه و نایسته به نماز...
🌼#موفقیت|توی بچگی مادرش رو از دست داد. برا همین کارهای خونه هم افتاد روی دوشش؛ از آشپزی گرفته تا... اما هیچوقت این مسائل رو بهونهای برا عدم تلاش واسه موفقیت قرار نداد. همون ایام هم شاگرد ممتاز مدرسه بود، هم ورزش...
🌼 #تواضع|توی دبیرستان مسئول انجمن اسلامی بود، و گاهی بچهها رو با مدیریت خودش می برد قم برای زیارت و دیدار علما. اما برا اینکه غرور نگیردش، سعی میکرد خالصانه خادمیشون رو کنه، از جفت کردنِ کفشاشون گرفته تا...
🌼 #امتحان_الهی|توی جبهه دو بار مجروح شد و علیرغم علاقهی شدید به دو میدانی، دیگه نتونست این ورزش رو ادامه بده. اما بههم نریخت؛ چون میدونست خدا انسانها رو با دوستداشتنیهاشون امتحان میکنه. انصافاً هم توی این امتحان سربلند شد.
#ادامه_دارد
📚 منبع: کتاب "دیدن روی ماه"
@khakriz1_ir
#شهید_حسینپور #شهدای_روحانی #شهدای_لرستان #اخلاص