#شعر_و_غزل
در گردش چشمان تو خورشید نهفتهاست
در هر سخن ناب تو امید نهفته است
کفر است اگر بوسه عشاق در این قوم
در طرهی گیسوی تو توحید نهفته است
تاریک شود گر همه دنیا به سیاهی
در ناوک مژگان تو مهشید نهفته است
گر نام من از خاطر پاک تو گذر کرد
در این گذرم لذت وادید نهفته است
دل را چه هراسی ز شب تار و بیابان
وقتی به دستان تو ناهید نهفته است
میخواهمت از روز ازل تا شب مردن
در عشق همین حرمت جاوید نهفته است
📌به ما بپیوندید:
https://eitaa.com/abou_heirane_darouni
#شعر_و_غزل
گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی است
این آتش از هر سر که بر خیزد تماشایی است
دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد
تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی است
زیبای من ! روزی که رفتی با خودم گفتم
چیزی که دیگر بر نخواهد گشت، زیبایی است
راز مرا از چشمهایم می توان فهمید
این گریه های ناگهان از ترس رسوایی است
این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری
تمرین برای روزهایی که نمی آیی است
شاید فقط عاشق بداند "او" چرا تنهاست:
کامل ترین معنا برای عشق تنهایی است
📌به ما بپیوندید:
https://eitaa.com/abou_heirane_darouni