ریحانه
🖥 ما یخ زدیم و تو خندیدی!
❤️ روایتهای زنانه از غزه
📝 آوای «انا الیوم مبسوط» تو شبیه توییتوت مرغ میناست، وقت سرزدن آفتاب. جست میزند روی شاخهی بنجامین و آواز سر میدهد. خوشطنین و زندگیبخش. میگویی «خلصت الحرب» و ما دوست داریم باور کنیم جنگ تمام شده. کلماتت وسط زهرمار اشغال و خرابی و ناجوانمردی قند است. تبسم از صورتت کشیده میشود تا دست و پاهایت. دستها را در هم قفل میکنی. به نشانهی پیروزی جلوی دوربین میگیری. میچرخی و میگردی. شادیات ابرها را کنار میزند. آسمان آبیتر است یا چشمهای تو؟ روی شنوخاک بالا و پایین میپری. ذوق میکنی که جنگ تمام میشود و بهزودی به خانه و مدرسهات بازخواهی گشت. دوباره خواهی آموخت.
📝 سفیدی دندانهای تو کجا و سیاهی قلبهای دشمنانت؟ خندهی تو سایهروشن امید است، سوسوی فانوس روشنی وسط دریای تیره. گاه موجی برمیخیزد و خاموشش میکند. بغض میکنی که کسانی بسیار از دست دادهای. نمیدانی از نبودنشان غمگین باشی یا از بودن خود شادمان. غم و شادی و اشک و تبسم و گریه و خندهات در هم میشود. حال و روز تو شبیه آسمان ابر و آفتاب بهاری است. دمی آذرخش و ساعتی آفتاب و دقایقی باران.
📝 ما اما زمستانیم. ما و همهی آزادمردان سرتاسر دنیا مدتهاست خار در چشم و استخوان در گلو از پشت این مستطیلهای رنگارنگ تو را تماشا کردهایم. قلبهامان زیر سرمای دروغ و نسلکشی و آوارگی و کشتار یخ زده. شرمساریم از آنچه در شرمالشیخ گذشت. زخمخوردهی صلح پایدار و فراگیری که بزرگترین دشمنمان به خاورمیانه آورده. دشمنی که غمِ جایزه نوبل دارد؛ نه آسودگیِ زندگی تو. ما عزادار روابط دوستانهی اشغالگر با همسایگانیم. دلنگران نقض دوباره و چندباره آتشبس پوشالی. دلواپس نیروهای بینالمللی ثبات در غزه. ناظران صلحی که از شورای امنیت سازمان ملل میترسند نه خدای لمیزل. بیمناک از حملهی پهبادی و جیغ جنگنده و موشکها. که باز خواب خوشتان را برهم زند. هراسان از مینها و اشیای مشکوک برجامانده از رقیب که روزی وقت بازی و جستوخیز جلو بیفتد و تارومارتان کند.
📝 ما دو سال است چشم در راه این لبخندیم تا سر بزند و دلمان را روشن کند. که ابرهای تیرهی آسمانمان نور بیفشاند و ببارد و زمستان برود. ما نگرانیم و دلخوشیم به خندههای تو که بوی کودکی ازدسترفتهمان را دارد، بوی امید و اطمینان، بوی سرخوشی بهار. خوب است که کودکی و از همهی این دلآشوبهها هیچ نمیدانی. چه خوب که میخندی. خنده چقدر به صورتت برازنده است. تبسم، هم تو را زیباتر میکند، هم دنیای ما را.
✍🏻 فاطمه کیائی، رسانه «ریحانه»؛
💬مجموعه روایت «مینویسم تا صدای غزه باشم»
🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید.
📲 @khamenei_reyhaneh
🖥 خانه، میدان جنگ نیست
🔸 از هر چیزی که محیط خانواده را متشنج و دچار افسردگی و هیجانهای بیمورد نماید، اجتناب کنید. هم زن و هم مرد بنا را بر سازش و همزیستی و همراهی بگذارند.
🔹 آنچه در خانواده خیرات وجود دارد، مال زن و شوهر است و در نهایت مال فرزندان است، مال یک طرف نیست. اگر خدای ناکرده در محیط خانواده بیمحبتی و عدم اطمینان و صمیمت باشد، رنج مال هر دو طرف است.
🔰 رهبر انقلاب؛ ١٣٧٦/٠٩/٠۶
🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید.
📲 @khamenei_reyhaneh
🌷 صبح است جانا
🌷 رسانه نو+جوان در آستانه روز دانشآموز، نماهنگ «صبح است جانا» را منتشر میکند.
💗 این نماهنگ بر اساس غزلی منتشرنشده از حضرت آیتالله خامنهای تهیه شده است.
🌷 نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار
💻 Nojavan.Khamenei.ir
ریحانه
🖥 شیشه عمر مادر
❤️ روایتهای زنانه از غزه
📝 تابهحال با یک بیمار مبتلا به سرطان، در روزهای آخر عمرش، برخورد داشتهاید؟ روند کاسته شدن جسم و زوال جانش را دیدهاید؟ دیدهاید که چقدر سریع به ضعف یک کودک دچار میشود؟ من دیدهام. بیماری مبتلا را در لحظات احتضار. ایستاده بودم در یک متری او و میدیدم که ویرانی سلولها چطور تا گلو بالا آمد و در نهایت آرام گرفت و متوقف شد. دیدم که چطور کوچکترین زوری در هیچ نقطهای از بدنش باقی نماند تا جان را حفظ کند. دیدم که از میان تمام صفاتی که یک آدم میتواند داشته باشد، ضعف، بارزترین ویژگی او شد.
📝 همین ضعف را یک مرتبهی دیگر هم بهوضوح پیش چشم دیده بودم. وقتی پسرم را به دنیا آوردم و از بیمارستان رسیدیم خانه. بچه را خواباندم، بالای سرش نشستم و خیره شدم به آن موجودی که سر تا پا نیاز و ناتوانی بود. وحشت کردم. از شدت ناتوانی فرزندم در حفظ بقایش وحشت کردم.
📝 وضعیتهایی در زندگی هستند که آدم در آنها ضعیف است. آدم وقتی بیمار است، وقتی سرطان دارد، وقتی آواره است، وقتی بچه است، وقتی یک نوزاد بیزبان یک ساله است و تمام داراییاش یک شیشه شیر... در تمام اینها مظلوم است و فقط مظلوم است و دستش به جایی بند نیست. آدم زمینخورده، زدن ندارد. این جمله را مادرم همیشه میگوید. رسم آدم بودن در چشمهای او این است که آدم زمینخورده را نزند. مادرم شاید هنوز نداند که روی همین زمین جایی هست که بچه و نوزاد و مریض و مبتلا به سرطان، یکجا جمعاند. جایی به نام «دیرالبلح». و مردمی هستند که از همین مظلومترینها هم نمیگذرند، که روی سر همینها هم بمب میریزند. مردم جایی به نام اسرائیل. فهمیدن ساختار مغزی این مردم برای من ممکن نیست، اما دلیل کارشان را کموبیش میفهمم.
📝از فیلم ویرانی کمپ بیماران و آوارگان دیرالبلح ترجمهای منتشر شده با یک جملهی درخشان: «تنها چیزی که از این پناهگاه باقی ماند، یک شیشه شیر بود...» این جمله، دلیل مؤکد تمام این تجاوز است به نظرم. کجا، در کدام موقعیت تاریخی و جغرافیایی، یک شیشهی شیر پر از لکهی خون، ممکن است چنین جایگاه و معنایی پیدا کند؟ اینجا نقطهای از زمین است با معادلات غیرزمینی: جایی که جانهای ضعیف اتفاقاً اثرگذارترند. جایی که نفسهای ازدسترفته، باقیترند.
✍🏻 شقایق خبازیان، رسانه «ریحانه»؛
💬 مجموعه روایت «مینویسم تا صدای غزه باشم»
🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید.
📲 @khamenei_reyhaneh
29.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 انتشار برای نخستین بار
🌷 #نماهنگ ویژه رسانه نو+جوان
💗 صبح است جانا
▫️با شبستیزان دل همنوا کن
صبح است جانا شوری به پا کن
▫️از کارِ دلها بُگشا گرهها
سرپنجه خویش مشکلگشا کن...
📣 غزلی منتشر نشده از آیتالله خامنهای (امین)
🗓 انتشار بهمناسبت #روز_دانشآموز
🌱 رسانه نو+جوان در آینده نزدیک، نسخه دخترانه این سرود را نیز منتشر خواهد کرد.
🌷 نسخه باکیفیت این تماشایی را از سایت یا نرمافزار موبایلی نو+جوان دریافت کنید
💻 http://nojavan.khamenei.ir/showContent?ctyu=25904
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا