eitaa logo
ریحانه
34.8هزار دنبال‌کننده
6.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
230 فایل
ریحانه؛ بخش زن و خانواده رسانه KHAMENEI.IR 📲ارتباط با ما👇 @reyhaneh_contact
مشاهده در ایتا
دانلود
ریحانه
🖥اشک‌هایت را پاک کن عزیز من! ❤️روایت‌های زنانه از غزه 📝من در تمام طول زندگی‌ام اشک‌های زیادی ریخته‌ام؛ یک‌روزهایی شاید احساسات زنانه‌ام به زخم نِشست، گاهی برای دلتنگی‌ها و نشدن‌ها و گاهی برای غم‌ها گریسته‌ام، اما هیچ‌کدامشان شبیه اشک‌های تو به‌این اندازه‌ آمیخته‌ با اضطرار نبوده‌است؛ اصلاً چند نفر از ما می‌توانیم بفهمیم مفهوم این اشک‌ها از شادیِ به‌دست آوردنِ چندلقمه پس از ساعت‌ها و روزها مجادله است یا از غمِ چسبیدنِ پوست‌ها به استخوان‌؟! به تو فکر می‌کنم‌ که در ازدحام جمعیت محبوس شده‌ای و مجال حرکت‌ نداری! ترسِ ازدست‌دادن، فرصت آنکه از سیل جماعتِ‌ گرسنه بیرون بیایی را از تو گرفته‌ است. انگشت‌هایت را قفل‌ کرده‌ای روی آن ظرفی که حالا پس از چندهفته تحمل گرسنگی و قحطی بی‌رحمانه، به غایتِ سیرکردنِ تمام اهل خانه‌ هم نیست؛ از این فاصله‌، غذای لذیذی هم به‌نظر نمی‌آید اما برای تو انگار شبیه‌ برآورده شدن یک آرزویِ دیرینه است، شبیه نجات‌یافتن از پنجه‌های مرگ، شبیه ثمردادنِ یک مجاهدت و شبیه یافتن غنیمتی باارزش در میانه‌ی میدان جنگ! این ظرف‌غذایی که حتّی نمی‌توان به محتویاتش نگاه‌کرد تمام سهم‌ِ تو از مایملک و دارایی جهان است؛ معلوم است که باید هرآنچه‌ را که داری دودستی بچسبی، تا از دست‌های‌ کوچکت رها نشود و حرامِ زمین نگردد. می‌دانی عزیزم!‌ به‌چشم‌هایت خوب نگاه کردم، فریاد استیصال‌ برای نجات چندلقمه نان از چنگِ شیطان صفتانی که راه را از آسمان و زمین و دریا بسته‌اند بلند بود، فریاد روی سر آن دنیاپرستانی که به چنان بی‌غیرتی‌ مبتلا شده‌اند که دیده‌هایشان را با چشم‌بندهای سیاه بی‌قاموسی پوشانده‌اند تا مبادا مجبور به تماشای جان‌دادنتان باشند و زبانم لال! صدایی از گلوی حُناق‌گرفته‌ی شان بیرون بیاید؛ اما آن هق‌هق‌های آخر، گویی بقایای تَوانی بود که برایت مانده بود، برای تو که این‌روزها اگر ازسلاخیِ بمب‌ها و موشک‌ها و گلوله‌ها و شلیک‌های مستقیم جان سالم به در ببری، شاید گرسنگی و بی‌حالی و‌ بی‌رمقی آخرین صفحه‌ی زندگی دنیایی‌ات باشد‌. اشک‌هایت را پاک‌ کن عزیزمن! من یقین‌ دارم که دست‌وپازدن‌های تو برای رسیدن به طبیعی‌ترین حق یک انسان، ریسمانی بر گلوی ظالمان شده و در نهایت از دارِ این دنیا آویزانشان می‌کند... 📝فاطمه محمودی، رسانه «ریحانه»؛ 💬مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
🖥«از قلب ایران» ✊ انتشار ۵۰۰ روایت از زنان ایرانی درباره روزهای جنگ تحمیلی رژیم صهیونی علیه ایران  📝در اولین روزهای شروع جنگ تحمیلی رژیم صهیونی علیه کشورمان، رسانه «ریحانه» از شما دعوت کرد تا روایتگر این روزها باشید. و جالب اینجاست که استقبال شما خانم‌های ایرانی بیش از تصورمان بود. آنقدر که تاکنون جدا از پیام‌های متنی، عکس‌ها و...؛ بیش از پانصد روایت متنی به دست ما رسیده است. برای همین از ٢٨ تیر ماه تا به امروز مشغول انتشار روایت‌های خوش‌رنگ و لعاب‌تان هستیم. 📗برای مطالعه روایت‌های دریافتی، روی عناوین روایت‌ها بزنید👇 ۴٢۵. مکتب حسینی ۴٢۶. برسد به دست خانواده‌ی ساداتی ۴٢٧. آغوش مادران ۴٢٨. دخترم زینب ۴٢٩. سرباز کوچک امام ۴٣٠. آرام‌تر شدم ۴٣١. امان از دل زینب ۴٣٢. حریفت منم ۴٣٣. امسال فرق دارد ۴٣۴. ورق برگشت ۴٣۵. غدیری متفاوت ۴٣۶. من و فرشته‌‌ها ۴٣٧. بیدارتر می‌شویم ۴٣٨. شجاعت بچه‌ها را قویتر می‌کند ۴٣٩. میان راه عشق ۴۴٠. زندگی جاريست ۴۴١. غرق در دریایی از غم ۴۴٢. شهید شدن را دوست دارم ۴۴٣. وقتی همه خواب بودیم ۴۴۴. روایتی که روایت شد
ریحانه
🎤 | در سایه پرچم 🖼 تیم ملّی والیبال جوانان ایران در روزهای اخیر توانست با شکست تمام حریفان خود برای سومین بار بر سکّوی قهرمانی جهان این رشته ورزشی بایستد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از کسب مقتدرانه این عنوان قهرمانی در پیامی از بازی خوب فرزندان ملّت ایران قدردانی کردند. 👈 ملّی‌پوشان والیبال ایران در بازی‌های این رقابت‌ها و در مراسم اهدای مدال مسابقات، هنگام پخش سرود ملّی جمهوری اسلامی ایران با سلام نظامی به سرود و پرچم کشورمان ادای احترام کردند. 📝 رسانه KHAMENEI.IR در یادداشتی به قلم آقای کیومرث هاشمی، وزیر سابق ورزش و جوانان و رئیس سابق کمیته ملّی المپیک، به بررسی ابعاد مختلف تاریخی، اجتماعی، معنوی و انگیزشی این احترام عمیق می‌پردازد.👇 🔹️ در عرصه‌ی پرشکوه رقابت‌های ورزشی بین‌المللی، ورزشگاه به میدانی نمادین بدل می‌شود که در آن، کشورها با توانمندی و روحیه ورزشکاری با یکدیگر رقابت می‌کنند. در این میدان، پرچم و سرود ملّی هر کشور، به عنوان قلب تپنده‌ی هویّت و تاریخ آن ملّت شناخته می‌شود. 🔹️ورزشکاران ایرانی، به‌ویژه در صحنه‌های جهانی، خود را سفیران وحدت و انضباط می‌دانند که در «میدان صلح» برای عزّت کشورشان می‌کوشند. سلام آنان در هنگام نواختن سرود ملّی، پیامی روشن به جهانیان است: «ما فرزندان ایرانی هستیم که به اصول و ارزش‌هایش سرفرازانه پایبندیم و به نمادهای آن عشق می‌ورزیم.» این حرکت، نمادی از نظم، سربلندی و وفاداری است که تصویری ماندگار از یک ملت منسجم و بااراده را در اذهان جهانیان حک می‌کند. 🔹️ سلام ورزشکاران ایرانی بر پرچم و سرود کشور، یک «اجرا» نیست؛ یک «اعلام وجود» است. این حرکت حامل پیامی روشن برای دنیاست: ▫️پیام عزّت: که ملّت ایران با سربلندی از ارزش‌های خود پاسداری می‌کند. ▫️پیام وحدت: که نشان می‌دهد در پشت این نمادها، ملتی یکپارچه و قدرتمند ایستاده است. ▫️پیام صلح: که علی‌رغم رقابت سخت، پایبندی به اصول اخلاقی و میهنی را یادآوری می‌کند. 🔹️ این حرکت، در واقع، ادامه همان راهی است که شهدای والامقام ورزشکار با رشادت‌های خود ترسیم کردند؛ اینکه ورزش برای ایرانیان، عرصه‌ای برای تجلی غیرت میهنی است و افتخارآفرینی در آن، تنها در سایه عشق به میهن و وفاداری به آن معنا پیدا می‌کند. 🔍 متن کامل یادداشت را از اینجا بخوانید.
ریحانه
🖥صابرهای غزه ❤️روایت‌های زنانه از غزه 📝«ای کاش مُرده بودم و همه فراموشم کرده بودند.» جمله‌ی بالا را مریم مقدس گفت. وقتی درد، زیر پوستش، لای همه‌ی استخوان‌هایش، رگ به رگ جولان می‌داد و زور می‌گرفت. وقتی خیال مردم و حرف‌هایشان، از سرش رد می‌شد و قلبش تیر می‌کشید. وقتی نمی‌خواست احدی از حالش خبردار شود. وقتی پناهی نداشت و خودش را تا جایی که می‌شد، تا جایی که جان داشت، به گوشه‌ای کشاند. دردِ مریم، درد مبارکی بود. می‌دانست آخرِ زجرکشیدن، چشمش روشن می‌شود به نوزادی که از انبیاء‌ است. نوزادی که توی گهواره هم مثل بزرگسالی عاقلانه حرف می‌زند. نوزادی که دستش از معجزه پر می‌شود. اما درد، جوری امان مریم بالغ و پخته و سرد و گرم کشیده را بریده بود که توی دلش، پشت لب‌های مچاله‌اش گفت: «يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنْتُ نَسْيًا مَنْسِيًّا» نمی‌دانم چرا پسرک روی خاکْ درازکشیده‌ی بالا را با مریم مقدس مقایسه کردم. به‌جز درد و زجری که تا مغز استخوانش را می‌سوزاند و ناله‌ای که پشت لب‌ها حبس می‌کند، هیچ تشابه دیگری پیدا نکردم. پسرک، نه. دلم می‌خواهد برایش اسمی بگذارم و عین الگویی بچسبانمش روی شیارهای مغزم. صابر، خونی و خاک‌گرفته لب‌هایش را زیر دندان فشار می‌دهد. فَکش درد گرفته، از بس دندان‌ها را به‌هم سابیده است. اشک‌ها را هم حتی مهار زده و نمی‌گذارد بی‌حساب بیرون بریزند. ولی نه پای زخمی‌اش، نه لرزِ هیکل کوچکش، نه مگس‌هایی که کرکس‌وار دورش می‌چرخند، نه نان خشک و کپک‌زده‌ی جلویش، نه زباله‌ها، نه تاریکی ترسناک، نه صدای ویراژ جنگنده‌ها، نه آجرهای ریخته، نه هیچ چیزی دیگری چشمم را نگرفت. فقط لب‌ مچاله و ناله‌ای که یواش درز می‌کند بیرون، ذهنم را کشاند تا مویه‌ی خفه‌ی مریم و آرزوی مرگش. صابر سِنی ندارد اما عین مریم، بزرگ و پخته است. می‌داند برای رسیدن به هدفش باید درد را تحمل کند. ناله را پس بزند. غدّه‌های اشکی را فرمان بدهد. حتی باید توی دلش آرزوی مرگ بکند. اما صبر را کنار نگذارد. صابر هم پیامبری‌ست که از وسط خرابه، با دندان‌هایی که لب‌ها را می‌گزند، بی‌آن‌که بخواهد حرف بزند، پیامش را به جهان می‌‌رسانَد. چشمِ صابر هم عین چشمِ مریم روشن می‌شود به نعمت. به عزت. به حرمت. چشمه‌های سرزمین صابر هم می‌جوشند. تنه‌های خشکیده و سوخته‌ی نخلستان‌‌هایشان، رطب تازه می‌ریزند. «فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا» برای صابرهای غزه هم نازل می‌شود. 📝سیمین پورمحمود، رسانه «ریحانه»؛ 💬مجموعه روایت «می‌نویسم تا صدای غزه باشم» 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس رسانه «ریحانه» را دنبال کنید. 🖥 @khamenei_reyhaneh
🖥«از قلب ایران» ✊ انتشار ۵۰۰ روایت از زنان ایرانی درباره روزهای جنگ تحمیلی رژیم صهیونی علیه ایران  📝در اولین روزهای شروع جنگ تحمیلی رژیم صهیونی علیه کشورمان، رسانه «ریحانه» از شما دعوت کرد تا روایتگر این روزها باشید. و جالب اینجاست که استقبال شما خانم‌های ایرانی بیش از تصورمان بود. آنقدر که تاکنون جدا از پیام‌های متنی، عکس‌ها و...؛ بیش از پانصد روایت متنی به دست ما رسیده است. برای همین از ٢٨ تیر ماه تا به امروز مشغول انتشار روایت‌های خوش‌رنگ و لعاب‌تان هستیم. 📗برای مطالعه روایت‌های دریافتی، روی عناوین روایت‌ها بزنید👇 ۴۴۵. خدای آن‌روزها ۴۴۶. شبیه حضرت زینب (س) ۴۴٧. در آغوش بکش زندگی را ۴۴٨. شهید همسایه ۴۴٩. میهمان یک محله ۴۵٠. سفره‌ی امیرالمؤمنین ۴۵١. جنگ هنوز ادامه دارد ۴۵٢. می‌روم خانه ۴۵٣. آقاجان ۴۵۴. یاران با وفای انسان ٢۵٠ ساله ۴۵۵. جنگ چشم‌ها را باز کرد ۴۵۶. ما ایرانی و علم‌دوستیم ۴۵٧. بابا پشت بچه‌هایش بود ۴۵٨. در آستانه پنجاه سالگی ۴۵٩. غدیر امسال، غدیر حماسه و انتقام ۴۶٠. راهی جز دعا نداریم ۴۶١. جنگ جنگ تا پیروزی ۴۶٢. هر چهار رکن معنایی دارد ۴۶٣. اللهم عجل لولیک الفرج ۴۶۴. بازی بچگانه