eitaa logo
تحلیل و تبیین
9.8هزار دنبال‌کننده
600 عکس
417 ویدیو
1 فایل
بخش "تحلیل و تبیین" رسانه KHAMENEI.IR farsi.khamenei.ir/others
مشاهده در ایتا
دانلود
تحلیل و تبیین
📣 | چریک مبارز مسلمان ⌛ به بهانه ایام سالگرد شهادت شهید اندرزگو، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به روایت‌‌هایی از رابطه این شهید با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای می‌پردازد.👇 🔹️ سیّدعلی اندرزگو، یکی از اعضای شاخه مسلحانه هیئت‌های مؤتلفه اسلامی بود که بعد از اجرای حکم حسنعلی منصور، توانست با زندگی مخفی، ۱۴ سال ساواک را در حسرت دستگیری خود نگه دارد. از بهمن ۱۳۴۳ که آغاز تعقیب او بود، اندرزگو با تغییر چهره، تغییر لباس، مهاجرت به افغانستان، عراق، لبنان، سوریه و... استفاده از ۲۳ شناسنامه و گذرنامه با اسامی مستعار مختلف، خود را برای ساواک تبدیل به سوژه‌ای «دست‌نیافتنی» کرده بود. 🔹️ یکی از اصلی‌ترین مبارزان مشهد که اندرزگو با وی در ارتباط بود، آیت‌الله سیّدعلی خامنه‌ای بود. فردی که برای خواندن نماز پشت سر او اهتمام و به او ارادت داشت. در آن سال‌ها او به توسعه معارف دینی خود می‌پرداخت و به رسم حوزه، همزمان طلاب دیگر را نیز از اطلاعات علمی و البته مبارزاتی‌اش بهره‌مند می‌کرد. در مشهد چندین خانه عوض کرد و نیز پنهانی به سفر حج مشرف شد. 🔹️ همکاری گسترده و منظم ابوترابی و اندرزگو از تیر یا مرداد ۱۳۵۳ آغاز شد. سیدعلی اندرزگو در آن ایام به شیخ عباس تهرانی معروف بود و پس از آن دیگر خودش را در تلفن‌ها به نام دکتر معرفی می‌کرد. 🔹️ سابقه دوستی آیت‌الله خامنه‌ای با اندرزگو و حمایت از فعالیت‌های او به قبل از این روزها باز می‌گردد. چه آنکه همسر شهید اندرزگو، درباره دوره‌ای که در مشهد و با شرایط کسالت، فرزند دوم خود را در راه داشت می‌گوید: «آن موقع آیت‌الله خامنه‌ای دکتری را در بیمارستان معرفی کرده بودند و من تحت نظر آن دکتر بودم.» ماجرایی که مربوط به سال ۱۳۵۲ است. 🔹️ اما آنچه مشخص است، اندرزگو واسطه آشنایی سیّدعلی اکبر ابوترابی با آیت‌الله خامنه‌ای بوده است: «اوّل بار او را در سالهای اوّل دهه‌ی پنجاه در منزل خودمان در مشهد زیارت کردم. شهید اندرزگو او را آورده بود و به او ابراز اعتماد کرد. پرسیدم شما با آقای آقاسیدعباس قزوینی که از آشنایان ما در قم بود نسبتی دارید؟ گفت پسر اویم.» 🗓 انتشار به مناسبت ایام سالگرد شهادت شهید اندرزگو 🔍متن کامل گزارش را بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-report?id=61079
تحلیل و تبیین
📚 | کتابی که دربار پهلوی را از زبان اسدالله عَلَم وزیر دربار روایت می‌کند 👈 «آخرین شاه، آخرین دربار» آخرین اشتباه! 📚 هفدهم شهریور، روزی است که نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و آغاز بحران‌های گسترده پیش از به ثمر نشستن انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷ به شمار می‌آید. برای شناخت رژیم پهلوی باید تصویری روشن از روابط دربار، سیاست داخلی و دیپلماسی شاه را جهت مطالعه در دسترس داشت، آخرین شاه آخرین دربار از کتاب‌هایی است درک بهتر ریشه‌های تغییرات تاریخی در آن دوره ملتهب را ممکن می‌سازد. به همین مناسبت بخش کتاب KHAMENEI.IR به معرفی و بررسی این کتاب می‌پردازد.👇 🔹️ «آخرین شاه، آخرین دربار» کتابی پژوهشی ـ مستند درباره ده‌سال پایانی حکومت پهلوی است که بر پایه یادداشت‌های روزانه امیراسدالله علم، وزیر دربار و از نزدیک‌ترین افراد به محمدرضا شاه، تدوین شده است. این اثر را موسی فقیه‌حقانی گردآوری و تنظیم کرده و مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران آن را در سال ۱۳۹۷ منتشر کرده است؛ حجم کتاب حدود ۴۱۰ صفحه است. 🔹️ این کتاب از معدود کتاب‌هایی است که تصویری دست‌اول و کم‌واسطه از مناسبات درونی دربار پهلوی ارائه می‌دهد. در «آخرین شاه، آخرین دربار» به‌جای تکیه بر روایت‌های پسینی یا تحلیل‌های بیرونی، به خاطرات نزدیک‌ترین فرد به شاه اتکا می‌شود؛ فردی که تقریباً هر روز با او در تماس بوده و جزئیات زندگی شخصی، خانوادگی و سیاسی‌اش را ثبت کرده است. 🔹️ در نتیجه، کتاب نه فقط یک گزارش تاریخی، بلکه نوعی «آینه دربار» به شمار می‌آید که نشان می‌دهد چگونه تصمیم‌ها گرفته می‌شد، چه دغدغه‌هایی ذهن شاه و اطرافیانش را درگیر می‌کرد و چه فاصله‌ای میان کاخ و جامعه وجود داشت. 🗓 انتشار به مناسبت سالروز قیام ۱۷ شهریور و کشتار مردم توسط مأموران رژیم شاهنشاهی 🔍متن کامل را بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/book-content?id=61233
📢 | پای کار ایران مثل سنگین‌کاران با مرام ✍ روایتی از دیدار هیئت دولت چهاردهم با رهبر انقلاب 🔹️ «در روزهای جنگ بیش از ۲ برابر حالت عادی کالا از بنادر خارج شد. پیش از جنگ کامیون‌داران مشکل داشتند اما در جنگ [پای کار] آمدند.» رئیس‌جمهور دارد کارنامه‌ی دولت را مرور می‌کند و از موفقیت‌ها می‌گوید. این وسط یادش نمی‌رود که بعضی از این موفقیت‌ها از جمله کارنامه‌ی مثبتی که دولت در طول ۱۲ روز جنگ بر جای گذاشت با کمک و همراهی و همکاری مردم حاصل شده. مردمی که مثل همین راننده‌های بامرام تریلی و کامیون ممکن است در حالت عادی توی اعتصاب هم باشند اما در بزنگاه دیگ معرفت است که به جوش می‌آید و پای کار ایران. 🔹️ دکتر پزشکیان در گزارش کاری که آماده کرده اشاره‌ی پررنگی هم به موضوع عدالت آموزشی و بهداشتی می‌کند. بریکس، اجلاس شانگهای و سفر اخیر به چین هم بخش دیگری از اشارات پررنگ گزارش است. از جلسه مفصل دو ساعت و نیمه با ولادیمیر پوتینِ رئیس‌جمهور می‌گوید و بعضی جزئیاتی که در دستور کار قرار گرفته‌اند. 🔹️ نوبت آقا می‌رسد. شروع بیانات تشکر ویژه از بعضی دستگاه‌ها مانند وزارت بهداشت است که در جنگ ۱۲ روزه به‌طور ویژه نقش‌آفرینی داشتند و بعد هم شخص رئیس‌جمهور به‌خاطر کار متراکم و مفید. این تمجیدها و این اشارات در نقطه‌ی مقابل دیدگاهی قرار می‌گیرد که بعضی جریان‌های داخلی نسبت به کلیت دولت و رئیس‌جمهور دارند. 🔹️ بعد از بیانات نشستم و متن ۲۷۵۶ کلمه‌ای را مجددا بررسی کردم. تقریباً یک‌سوم متن مربوط به مسائل اقتصادی است. تداوم همان نگاه و سیاستی که در چند سال اخیر در رأس مسائل کشور قرار داشته. نکته‌ی جالب اما بین‌سطور این بیانات است. سطور متن بیانات را اگر اصول و محورهای اصلی بدانیم که واجد اهمیت هستند و باید مورد توجه قرار بگیرند، بین سطور متن آن دسته از مفاهیمی هستند که به اندازه‌ی مفاهیم مطرح شده اولویت ندارند و برای همین به حاشیه رانده شده‌اند. به نظرم مهم‌ترین بین سطور این متن نادیده گرفتن شرایط «نه جنگ نه صلح» فعلی است که بعضی جریان‌های داخلی هم به آن دامن می‌زنند. 🔹️ تشکر ابتدای جلسه را اگر فاکتور بگیریم از الباقی متن مشخص نمی‌شود که دیدار رهبری با هیئت دولت در چنین شرایطی انجام شده. این وضعیت را باید کنار زد. باید پس زد. در عین هوشیاری نهادها و دستگاه‌هایی که باید مراقب باشند اما فعالیت‌های اصلی کشور نباید تعطیل و معلق بماند. همان انگیزه و روحیه‌ای که باعث شد سنگین‌کاران بامرام و خوش‌رکاب‌‌هایشان در میان روزهای جنگ دست به کاری بزنند که در صحبت‌های رئیس‌جمهور هم ضرب‌المثل شود. 🔍 مطالعه متن کامل روایت:👇 farsi.khamenei.ir/others-report?id=61234
🎤 | جلال و «امر ملی» 📚 بخش کتاب KHAMENEI.IR در یادداشتی به مناسبت سالروز درگذشت جلال آل احمد به بررسی آثارش از منظر «امر ملّی» پرداخته است.👇 🔹️ جلال آل احمد یا به قول شناسنامه‌اش «جلال‌الدین سادات آل احمد» زندگی پرفرازونشیب و پرشروشوری داشته است. او مردی بوده است پیوسته در حال رفتن، در حال شدن و در حال رشد و اعتلا. او با ماندن و سکون و درجازدن هم بیگانه بوده چه برسد به عقب‌گرد. 🔹️ جلال را بیشتر با روشنفکری آن‌هم وجه ضدغربی و ضدغرب‌زدگی‌اش می‌شناسند؛ همان وجهی که دستمایه مقالات و نقدها و کتاب‌های پرشماری شده است، اما یک وجه کمترپرداخته‌شده او توجه به «امر ملّی» است که اتفاقاً در آثار او بسیار پررنگ است و معلوم نیست چرا توجه زیادی به آن نشده است. 🔹️ این وجه ملّی آن‌قدر جدی و پررنگ است که در بیشتر مواقع همراه شده است با «غیرت» و «غیرت ملّی». و در راه این غیرت ملّی او حتی از علایق حزبی و سیاسی خود که گاه برای آنها بسیار هم هزینه کرده بوده است، می‌گذرد. 🔹️ حتماً بسیاری از روشنفکران هم‌عصر جلال، در بعضی از نکات کلی «امر ملّی» با او همراه و همداستان بوده‌اند، اما آل احمد و روشنفکران دینداری چون شریعتی یک تفاوت بزرگ و ارزش افزوده مهم به نسبت آنها داشته‌اند و آن اینکه این «امر ملّی» و «هویت ایرانی» را با توجه به مؤلفه‌های فرهنگی غیرقابل انکاری چون دین و مذهب و آیین‌ها و مراسم و سنت‌های ریشه‌دار معنی می‌کنند و محقق می‌دانند نه بدون آن. 🗓 انتشار به مناسبت ۱۸ شهریور سالروز درگذشت جلال آل احمد 🔍 متن کامل یادداشت را از اینجا بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-note?id=61215
تحلیل و تبیین
🎤 | روایت یک شاهد عینی از جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ 👈 مبارزه تیر و ایمان در جمعه سیاه 🗓 واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ که از آن با عنوان «جمعه سیاه» یاد می‌شود، یکی از تاریک‌ترین نقاط رژیم پهلوی است؛ روزی که ارتش شاهنشاهی با حکم حکومت نظامی، میدان ژاله تهران را به صحنه کشتار صدها معترض تبدیل کرد. ⌛ مطلب پیش رو برشی از صفحات ۲۹ تا ۳۳ کتاب «نشست تخصصی کالبد شکافی یک واقعه؛ ۱۷ شهریور ۱۳۵۷» است که در سال ۱۳۸۴ توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر شده است. در این مطلب واقعه «۱۷ شهریور ۱۳۵۷» از دریچه نگاه آقای مهدی توکلی به عنوان یکی از شاهدان عینی حادثه، روایت می‌شود.👇 🔹️ روز شانزدهم شهریور از هفت صبح تا هفت بعدازظهر، مردم در میدان آزادی جمع شدند. قطعنامه خوانده شد. بعد از اینکه قطعنامه خوانده شد، همه خوشحال بودند از اینکه چنین موفقیتی کسب کردند و ارتشی‌ها تقریباً به مردم پیوستند. [...] مردم روی تفنگ‌های ژ-۳ آن‌ها گل می‌گذاشتند و نُقل پخش می‌کردند. [...] راهپیمایی که تمام شد روی تَرک یکی از این موتوری‌ها سوار شدم. شعار این بود که «فردا هشت صبح میدان ژاله». 🔹️ ساعت هفت راه افتادیم. ظاهر قضیه نشان می‌داد که امروز خیلی خشن خواهد بود. من معمولاً با خانمم راهپیمایی می‌رفتم. آن روز صبح به خانمم گفتم امروز قضیه جور دیگری است. این ماشین و این هم کارت ماشین. گفتم امروز شما نمی‌خواهد بیایی، چون حال‌وهوا جوری است که ممکن است حادثه‌ای پیش بیاید. 🔹️ ما در ضلع شمالی میدان قرار گرفتیم. آن زمان جوان بودیم و سدّی با دست‌های‌مان گرفتیم که مردم هجوم نیاورند. در صف اول قرار گرفتیم. دست‌ها را قلاب کردیم و ایستادیم و شعار دادیم. قرار شد مردم بنشینند و شعار بدهند. صحبت این بود که یک نفر بیاید و دو رکعت نماز شهادت بخوانیم و به سمت ارتشی‌ها حرکت کنیم. 🔹️ مشغول شعار بودیم تا یکی بیاید و نماز شروع شود. یک دفعه دیدیم فرمانده نیروهای نظامی آمد و یکی دو نفرشان را نشاند و ردیف کرد، به نیروها حالت داد که چه‌طوری قرار بگیرند. نیروها مسلح شدند. عده‌ای نشستند و عده‌ای هم ایستادند. در راهپیمایی‌ها سابقه داشت، می‌آمدند و تیر هوایی و گاز اشک‌آور می‌زدند. 🔹️ زیاد هم اهمیت نمی‌دادیم. می‌گفتیم، نهایتش تیر هوایی و گاز اشک‌آور است. همه آمدند آن‌جا و نشستند. یک‌دفعه تیراندازی شروع شد. ولی باز ما فکر می‌کردیم تیر هوایی است. یک‌دفعه من که ردیف اول بودم، بدنم داغ شد. دیدم از کمر به پایینم را خون گرفته است. متوجه شدیم که با ژ-۳ تیر مستقیم می‌زنند. رگبار گلوله شروع شد... 🗓 انتشار به مناسبت سالروز قیام ۱۷ شهریور و کشتار مردم توسط مأموران رژیم شاهنشاهی 🔍متن کامل را از اینجا بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-report?id=61237
تحلیل و تبیین
🎤 | روایت یک شاهد عینی از جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ 👈 وقتی پروژه «افتراق» میوه «وحدت» داد ⌛ برای بازخوانی واقعه ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR ، به سراغ یکی از شاهدان عینی ماجرا رفته است. حمیدرضا آیت‌اللهی از جوانانی بود که اگرچه به واسطه پدر، برخی عناصر اصلی نهضت امام خمینی(ره) را از نزدیک می‌شناخت، اما خود به میدان مبارزه ورود کرده و از دل حادثه روایت می‌کند.👇 🔹️ در ماه رمضان سال ۵۷ شرایطی که پیش آمد این بود که آتش زیر خاکستر درست شد. در بسیاری از مساجد اصلاً درباره انقلاب صحبت نمی‌شد و همین باعث شده بود که آدم‌ها با هم ارتباط برقرار کنند. در ماه رمضان چنین وضعی در تمام ایران پیش آمد، ولی هیچ خبری نبود. یعنی ظاهر قضیه را که نگاه می‌کنید، هیچ خبری نبود. چهار پنج چله برگزار شد و این موج خوابید. ولی مردم به مسجد می‌رفتند و در پاتوق‌های مختلف شرکت می‌کردند. 🔹️ آقای بهشتی و آقای باهنر و آقای مفتح به تپه‌های قیطریه رفتند و برنامه‌ نماز عید فطر را برگزار کردند. نماز عید سیزده شهریور بود و جمعیت به خیابان کارگر که رسیدند او گفت که راهپیمایی بعدی ۱۶ شهریور است. ۱۶ شهریور آقای بهشتی و دیگران برنامه‌ریزی کردند و گفتند ۱۶ شهریور راهپیمایی در خیابان انقلاب (آیزنهاور) به سمت میدان آزادی (شهیاد) صورت می‌گیرد. خود آقای بهشتی و روحانیت مبارز جلوی راهپیمایی آمدند. 🔹️ در ۱۶ شهریور آقای بهشتی و دیگران در میدان آزادی بودند. من خودم را به انتهای راه‌پیمایان رساندم که ببینم چه خبر است. اوضاع به نظرم مشکوک بود. دیدم شعار می‌دهند فردا ۸ صبح میدان شهدا. به نظرم ساواک این کار را کرده بود. رژیم به این نتیجه رسیده بود که اینها نباید قسر در بروند و باید دمار از روزگارشان دربیاوریم. بعضی‌ها می‌گفتند هیچ‌کس از آن ردیف جلو نگفته فردا میدان شهدا. 🔹️ روز ۱۷ شهریور شد. نزدیک‌ترین آدم به میدان شهدا من بودم. شش صبح. از رادیو شنیدم که مرتب و پشت سر هم می‌گفت. مردم داشتند می‌آمدند. کاملاً مشخص بود که خودشان را برای مبارزه آماده کرده‌اند. کم‌کم دیدیم که دارند گاز اشک‌آور می‌زنند. دو نفر هم شروع کردند با کلت این طرف و آن طرف تیراندازی کردن. 🔹️  سربازها یک کمی پایین‌تر، روبه‌روی پمپ بنزین ایستاده بودند. یک مرتبه دیدیم شروع کردند به تیراندازی و مردم را به رگبار بستند. هلیکوپترها هم داشتند در بالا می‌گشتند. ما فکر می‌کردیم دارند از بالا می‌زنند. احتمال هم دارد که می‌زدند. معلوم بود که آن‌ها داشتند فرماندهی می‌کردند... 🗓 انتشار به مناسبت سالروز قیام ۱۷ شهریور و کشتار مردم توسط مأموران رژیم شاهنشاهی 🔍متن کامل را از اینجا بخوانید👇 farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=61216