تحلیل و تبیین
✊ #روایت_فتح | پیشبینی رهبر انقلاب و شرطی که برای توقف آتش گذاشتند: «ضربهی آخر را ما میزنیم»
🎤 مهدی محمدی در گفتوگو با رسانه KHAMENEI.IR در روایت جنگ ۱۲روزه:
🔹 خب، آمدند گفتند «آتشبس»؛ مهم این قسمت است. واکنش ایران چه بود؟ چون ما میدانستیم چه کردهایم، واکنش ایران این بود که ما آتشبس را نمیپذیریم ــ ما تا این لحظه هم آتشبس را نپذیرفتهایم ــ بلکه ما یک توقّف موقّت در درگیری را میپذیریم؛ امّا چون ضربهی اوّل را اسرائیل زده، ضربهی آخر را ایران باید بزند. ایران این مسئله را شرط کرد و جالب است به شما بگویم موقعی که این شرط مطرح شد، خیلیها در داخل ایران تصوّر نمیکردند که اصلاً پذیرش چنین چیزی محتمل باشد؛ میگفتند «مگر میشود؟ یعنی آمریکا و اسرائیل قرار است بِایستند ما آنها را بزنیم، بعد جنگ تمام بشود؟»
🔹 و این اتّفاقی بود که افتاد و این جزو هنرمندیهای آقا بود. ایشان از چند روز قبل، این موضوع را پیشبینی کرده بودند و به آن فکر شده بود که اگر دشمن خواستار توقّف درگیری شد، ما میپذیریم، به شرط اینکه دشمن قبول کند ضربهی آخر را ما باید بزنیم؛ چرا؟ چون آنها ضربهی اوّل را ناجوانمردانه زدند و جالب است که این موضوع مطرح شد و آمریکاییها پذیرفتند؛ نهفقط آمریکا پذیرفت، بلکه رژیم اسرائیل هم این را پذیرفت. لذا با همهی هارتوپورتی که اینها دارند میکنند، روز آخر قبول کردند که ما آنها را بزنیم، بِایستند تماشا کنند و جوابی هم ندهند، که همین اتّفاق هم افتاد.
🔹 ضربهای که ما صبح روز توقّف درگیری زدیم ضربهای تاریخی است. ایران حدود سی موشک شلّیک کرد که همهی آنها روی زمین نشست و اهداف بسیار کلیدیای مورد اصابت قرار گرفت که من معتقدم تا دههها اسرائیلیها دربارهاش حرف نخواهند زد ــ یعنی نمیتوانند راجع به آن حرف بزنند ــ ویرانی بیسابقهای خلق شد و رژیم بعد از آن ضربه عملاً نتوانست از جایش تکان بخورد و توقّف درگیری برقرار شد.
🖼 پروندهی «روایت فتح»
🔍 متن کامل گفتوگو را از اینجا بخوانید👇
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=60821
تحلیل و تبیین
✊ #روایت_فتح | جنگ ۱۲روزه را چگونه ارزیابی کنیم؟
🎤 مهدی محمدی در گفتوگو با رسانه KHAMENEI.IR در روایت جنگ ۱۲روزه:
🔹 نتیجه قرار بود چه بشود؟ اینها فکر میکردند حاکمیّت در ایران با یک صحنهای مواجه میشود که فرماندهانش را از دست داده، مردم در خیابانند، مرزها ناامن است، قدرت شلّیک موشکی و پهپادیِ خودش را هم از دست داده؛ خب یک چنین حاکمیّتی چه کار میتواند بکند؟ دو هدف در ذهن دشمن بود. میگفتند مردم میآیند در خیابان و براندازی از درون رخ میدهد، کلّاً سیستم برانداخته میشود و یک سیستم دیگری به جایش میآید. همین جا من بگویم که آلترناتیو هم از نظر اینها رضا پهلوی و این دلقکهایی که شما میبینید نیستند؛ آلترناتیو از نظر اینها در داخل ایران است.
🔹 حدّاقل ارزیابی من این است که هیچ کس قرار نیست از بیرون به عنوان آلترناتیو بیاید. تصوّرشان این بود که هدف حدّاکثری این است که براندازی از درون رخ میدهد؛ اگر هم این رخ ندهد، حدّاقلّیترین هدفی که رخ خواهد داد این است که سیستم احساس میکند چارهای جز تسلیم ندارد و لذا سیستم در ایران در مقابل یک پیشنهاد معاملهی جامع یا همان چیزی که رهبر انقلاب در سخنرانی دوّم خودشان وسط جنگ فرمودند، یعنی «تسلیم»، قرار میگیرد! اینها یک چنین فکری میکردند؛ میگفتند ما یک چنین پیشنهادی را به ایران میدهیم، ایران هم چارهای ندارد، نمیتواند بجنگد، مردمش در خیابانند، بنابراین باید بپذیرد.
🔹 لذا جملهی آخر من ــ که این خیلی مهم است ــ این است که هر کس میخواهد این جنگ را ارزیابی بکند، باید اینجوری به صحنه نگاه کند که اینها دنبال چه بودند. اینکه دشمن دنبال چه بود و هدفش چه بود، معلوم میکند که چه کسی جنگ را برد. دشمن دنبال این بود که یا براندازی در ایران به دست مردم محقّق بشود یا اینقدر عرصه بر نظام تنگ بشود که نظام یک تسلیم کامل را در مقابل آمریکا بپذیرد. اینها هدفهای اصلی دشمن بوده؛ بقیّهی هدفها از قبیل برنامهی هستهای و برنامهی موشکی، از نظر من واقعاً اهداف میانی و کماهمّیّتی حساب میشود. اگر کسی میخواهد ببیند این جنگ را کدام طرف برده، باید ببیند کدام طرف توانسته اهدافش را محقّق بکند.
🖼 پروندهی «روایت فتح»
🔍 متن کامل گفتوگو را از اینجا بخوانید👇
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=60821
تحلیل و تبیین
✊ #روایت_فتح | رهبر انقلاب در این ۱۲ روز، بالایسر اتاق جنگ بودند
🎤 مهدی محمدی در گفتوگو با رسانه KHAMENEI.IR در روایت جنگ ۱۲روزه:
🔹 از بامداد روز جمعه تا جمعه شب. به نظر من، حکم این دوازده ساعت با همهی مقاطع دیگر این جنگ متفاوت است. همهی جنگ یک طرف، این مقطع زمانی خاص هم یک طرف که از آغاز حملات تا اوّلین حملهی ایران را شامل میشود که اوّلین و مهمترین و بزرگترین حملهی ما جمعه شب بود. بنابراین، خیلی مهم است که ما راجع به این دوازده ساعت حرف بزنیم ببینیم دشمن دنبال چه بود و واقعاً چه اتّفاقی افتاد.
🔹 و من معتقدم که این دوازده ساعت بود که تکلیف جنگ را معلوم کرد. اصلاً مهمترین حرف من که جاهای دیگر هم گفتهام، این است که رژیم در انتهای این دوازده ساعت متوجّه شد مثل اینکه اشتباه کرده و نباید این جنگ را شروع میکرد. اوّلین نشانههای شکست را ما به لحاظ اطّلاعاتی همان جمعه شب از رژیم و از حامیان رژیم دریافت کردیم. انگار که اینها تازه آن شب بود که بعد از دوازده سیزده ساعت فهمیدند که «عجب! آن چیزی که ما میخواستیم نهفقط اتّفاق نیفتاده، بلکه یک دوران جدیدی از تاریخ در حال رقم خوردن است و ایران تصمیم گرفته یک کاری بکند که تا حالا یک چنین تصمیمی نگرفته بود». لذا پچپچها و اختلافات مربوط به اینکه شاید ما اصلاً اشتباه کردیم، اصلاً نباید این حمله را شروع میکردیم و حالا قرار است این ماجرا به کجا ختم بشود، همان شب از طرف رژیم شروع شد و ما اینها را شنیدیم.
🔹 من معتقدم مهمترین نقش را خود حضرت آقا ایفا کردند؛ یعنی اتّفاقاً این دوازده ساعت مهمترین جایی است که ما باید راجع به نقش آقا در آن حرف بزنیم.
🔹 اوّلین اتّفاقی که افتاد این بود که حضرت آقا دربارهی خودشان تصمیماتی گرفتند که همهی مسئولین کشور و کموبیش مردم کاملاً به این نتیجه رسیدند که آقا هستند، سالمند، جایشان امن است و ایشان بالاسر امور در کشور ایستادهاند.
🔹 آقای دکتر قالیباف میگفت که ما هر وقت از ایشان دستور میخواستیم، به فاصلهی کمتر از ده دقیقه یا حدّاکثر نیم ساعت ما از آقا دستور میگرفتیم؛ یعنی ایشان بالاسر جنگ ایستاده بود و جنگ را اداره میکرد. آقا در پناهگاه نبودند، بلکه در اتاق جنگ بودند.
🖼 پروندهی «روایت فتح»
🔍 متن کامل گفتوگو را از اینجا بخوانید👇
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=60821
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✊ #روایت_فتح | آقا سهساعته سیستم فرماندهی را احیا کردند
🎤 مهدی محمدی در گفتوگو با رسانه KHAMENEI.IR در روایت جنگ ۱۲روزه:
🔹 ایشان سیستم فرماندهی نظامی ایران را ظرف چند ساعت احیا کردند. ببینید! این بزرگوارانی که به شهادت رسیدند، به نظر من جایشان به این سادگیها پُر نمیشود؛ امّا واقعیّت این است که ما یک نسل فرمانده داریم؛ فرماندهان ما یک نفر و دو نفر و ده نفر و صد نفر نیستند، بلکه در ایران یک نسل و چهبسا بیش از یک نسل فرمانده وجود دارد. آقا ظرف حدود سه چهار ساعت فرماندهان نظامی را که باید در این جنگ میجنگیدند، جانشین کردند و انتخاب ایشان انتخابی بود که به همه این پیام را داد که ایران قرار است بجنگد و قرار است جنگ متفاوتی انجام بدهد.
🔹 آقا بعدازظهر روز جمعه ... به رغم همهی محذوراتی که وجود داشت، ایشان در صحنهی تلویزیون ظاهر شدند، باقدرت با مردم صحبت کردند و این سیگنال را به جامعهی ایران دادند که ما نهفقط هستیم، نهفقط برقراریم، بلکه دشمن را «بیچاره» خواهیم کرد. و این تعبیر به نظر من مهمترین تعبیری بود که حسّ ترس و سرگشتگی و پریشانی در جامعهی ایران را تبدیل به حسّ غرور، افتخار، شجاعت و انتقام کرد.
🖼 پروندهی «روایت فتح»
🔍 متن کامل گفتوگو را از اینجا بخوانید👇
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=60821
تحلیل و تبیین
✊ #روایت_فتح | درس تاریخی رهبر انقلاب به تلآویو
🎤 مهدی محمدی در گفتوگو با رسانه KHAMENEI.IR در روایت جنگ ۱۲روزه:
🔹 آقا آن شب تصمیم گرفتند یک درس تاریخی به رژیم صهیونیستی بدهند. البتّه اینکه میگویم «آقا این کار را کردند»، در واقع به معنای مجموعهی سیستمی است که این تصمیمگیری در آن انجام شد و آقا در رأس آن بود. ببینید! این رژیم بر خلاف ژستی که میگیرد، در طول تاریخ منحوس و جعلی خودش تا حالا، با هیچ ارتش قدرتمندی نجنگیده بود و اساساً در هیچ جنگی واقعی ورود نکرده بود؛ چه جنگهایی که اینها با اعراب کردند، چه جنگهایی که با گروههای مقاومت کرده بودند، کاملاً جنگهای نامتناسبی بود و اتّفاقی که عملاً در این جنگها میافتاد این بود که رژیم یک برتری تقریباً مطلقی در میدان نبرد داشت و با جنگ بازی میکرد، هر کار دلش میخواست میکرد، جبههی داخلی رژیم هم ــ یعنی مردم سرزمینهای اشغالی ــ تقریباً اصلاً جنگ را نمیدیدند. از قدرتمندترین جنگهایی که علیه اینها شد، جنگهایی بود که حزبالله انجام داد که خب دایرهی عمل حزبالله هم محدود به شمال سرزمینهای اشغالی و حدّاکثر شلّیکهایی به حیفا و تلآویو بود.
🔹 برای اوّلین بار، در آن شب، آقا و نظام جمهوری اسلامی به اینها طعم درگیر شدن در یک جنگ واقعی را چشاندند. اینها تازه آن شب بود که به قول مَثَل معروف ما در فارسی، فهمیدند یک مَن ماست چقدر کره میدهد؛ یعنی تازه آن شب بود که اینها متوجّه شدند آن کارهایی که با دیگران در سوریه، در لبنان و در غزّه میکردند، اینجا قابل تکرار نیست.
🖼 پروندهی «روایت فتح»
🔍 متن کامل گفتوگو را از اینجا بخوانید👇
farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=60821
📚 #معرفی_کتاب | فریبکاری آمریکایی و خاکسترنشینی ژاپنی
🗓 در سالروز بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی توسط دولت جنایتکار آمریکا و قتل عام بیش از ۲۰۰ هزار نفر از مردم ژاپن در «جنگ جهانی دوم»، بخش کتاب رسانه KHAMENEI.IR به مرور قسمتهایی از کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» میپردازد.
🔹 کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب»، خاطرات خانم کونیکو یامامورا -سبا بابایی- است که در بخشی از آن، وی خاطرات هفت سالگی خود را در زمان بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در ۱۳۲۴ تشریح میکند. خانم یامامورا سالها بعد با ازدواج با یک فرد ایرانی و تشرف به اسلام به ایران آمد. فرزندش در جبهه های جنگ تحمیلی شهید شد و در ایران هم دعوت حق را لبیک گفت.
🔍 متن کامل را بخوانید👇
farsi.khamenei.ir/book-content?id=60847
تحلیل و تبیین
📢 روزی که آمریکا به قتل عام ۲۰۰ هزار نفر افتخار کرد
👈 فریبکاری آمریکایی و خاکسترنشینی ژاپنی
🖼 در بخشی از کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» ماجرای بمباران اتمی آمریکا به هیروشیما و ناکازاکی توسط خانم کونیکو یامامورا اینگونه روایت شده است:
🔹️ «روزها به سختی میگذشت تابستان داغ ۱۹۴۵ میلادی رسید؛ من و چند نفر از دوستانم برای ماهیگیری به ساحل رودخانه رفته بودیم وقتی برگشتیم، قیافه همه اعضای خانواده گرفته و درهم بود. خبری را از رادیو شنیده بودند: «هیروشیما در کمتر از یک دقیقه در آتش سوخت و خاکستر شد هیچکس نمیدانست بمب اتم چیست و چه میکند؟ مردمی که کیلومترها از هیروشیما فاصله داشتند آن روز طلوع خورشید را دو بار دیدند. چهار روز بعد خبر مشابه دیگری رسید: شهر ناکازاکی هم مثل هیروشیما با یک بمب سوخت و خاکستر شد.
🔹️ با انفجار هیروشیما و ناکازاکی ترس و وحشت مثل هیولا بر جان همه پنجه زد. ما با هیروشیما فاصله زیادی نداشتیم. حالا باید یا ما به آشیا میرفتیم تا پدر و برادرم تنها نمانند یا آنها باید به روستا میآمدند که اگر قرار بود بمیریم همه با هم بمیریم مادر و خواهرانم در کشوقوس ماندن در روستا یا برگشتن به آشیا بودند که مادربزرگم همه را جمع کرد. قرار بود خبر مهمی را رادیو از زبان امپراتور به مردم بگوید. دور رادیو نشستیم و به صدای امپراتور، هیروهیتو که تا آن زمان صدایش را نشنیده بودیم گوش کردیم امپراتور با زبان رسمی و کلاسیک ژاپنی سخن گفت و پایان حضور ژاپن در جنگ جهانی دوم را اعلام کرد. این سخنان به معنی تسلیم شدن امپراتور در مقابل خواست آمریکا و متحدانش بعد از بمباران هیروشیما و ناکازاکی بود، سخنانی که بسیاری از ژاپنیهای متعصب که برای امپراتور مرتبه خدایی قائل بودند، جگرسوز و حتی تحمل ناپذیر بود. شماری از مردان به نشانه وفاداری به امپراتور به شیوه سنتی هاراگیری با شمشیر شکم خود را پاره کردند. شنیدم شماری از زنان و دختران جوان برای اینکه به دست آمریکاییها نیفتند به داخل غاری در دل یک کوه رفتند و دستهجمعی خودکشی کردند.
🔹️ آمریکاییها از اینکه به خاطر نابودی هیروشیما و ناکازاکی کینه و خشم را در چهره ژاپنیها میدیدند توجیهی فریبکارانه برای افکار عمومی مردم ساختند و از شیرینی پایان جنگ سخن گفتند و سعی کردند تلخی بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را در شیرینی پایان جنگ پنهان کنند و همه گناهها را به گردن امپراتور انداختند و گفتند اگر از بمب اتم استفاده نمیشد، امپراتور هیروهیتو هرگز تسلیم نمیشد و جنگ جهانی دوم پایان نمییافت. مردم به این توجیهات بیاعتنایی کردند اما از سویی خوشحال بودند که جنگ به پایان رسیده است و میتوانند خانههایشان را از نو بسازند.
🔹️ تکلیف خانواده ما هم معلوم بود همه ما میتوانستیم به آشیا که کمتر از کوبه بمباران شده بود، برگردیم اما خالهام به خاطر دلبستگی به من اصرار داشت تا مدتی همچنان در روستا بمانم؛ بالاخره، مادرم را راضی کرد مادر و مادربزرگم با خواهرانم به آشیا برگشتند و من تا قبل از شروع سال تحصیلی کنار او ماندم.»
📚 این بخش از کتاب، به مناسبت هفتاد و نهمین سالروز حمله اتمی آمریکا به هیروشیما و ناکازاکی توسط بخش کتاب رسانه KHAMENEI.IR بازخوانی شد.
🔍 متن کامل را بخوانید👇
farsi.khamenei.ir/book-content?id=60847