eitaa logo
خانه‌یِ‌دوست
322 دنبال‌کننده
200 عکس
13 ویدیو
1 فایل
کرم نما و فرود آ که خانه ، خانه یِ توست ! https://daigo.ir/secret/31400472708
مشاهده در ایتا
دانلود
خانه‌یِ‌دوست
عزیزِ ظریف و نازک بدن ! شاپرک هایی که از میان بند انگشت هایت برمی‌خیزند ، بوی گندم آسیاب شده با سنگ قدیمی می‌دهند . عطری شبیه به پیرهن پیرمرد روستایی که از خرمن‌کوب بازگشته باشد . |از میانه ی نوشته های آشفته ، پنجم تیرماه سال هزارو چهارصد و چهار |
خانه‌یِ‌دوست
دیگر هنگامه ی آن رسیده که خاک پیرهن مشکی را کنار بزنیم و به نوایِ نینوا بازگردیم . هنگامه ی آن رسیده که سردر رنگین خانه‌ی‌ِدوست را به احترام دوست ، به سیاهی عذا بنشانیم . در این هنگامه ، مشام را شمیمِ محرم پر کرده‌ست .
مطهرهٔ‌ من!
خانه‌یِ‌دوست
عطرِ خوش قرمه‌سبزی با سبزی های نازک نیشابور و برنجِ فریدونکنار همراه با زعفرانِ قائن ، که با مهر مادر آمیخته ، خانه را پر کرده بود . آن روز تو روی ایوان خانه بودی و قالیچه دستبافت سرخ زیر پایت از نور آفتاب ، گرم بود . باد میان گیسوان بلندت ، میان آن طره های به‌رنگِ خرمای بم ، چرخ میزد و تو آواز می‌خواندی . صدای لطیف مادر ، از درون خانه به گوش می‌رسید . تو بی‌تکلف ، سر به روی قالیچه گذاشتی و مژه هایت را روی هم انداختی . نور بر پوست لطیف و گندمگونت می‌لغزید و تو در تالاب رویاهای روشنت غرق شده بودی . اکنون باید بیدار شوی ... امروز قرمه سبزی یخ کرده است ، صدای مادر ، دیگر پرشور نیست . خانه‌ی‌تو ، به خانه ی پیشینتان تبدیل شده و ساکنان دیگری دارد . باید بیدار شوی و ببینی که خردسال نیستی ؛ سال نود‌و‌چهار هم به پایان رسیده . بیش از ده سال از آن‌روز می گذرد . |برای عطرِ قرمه‌سبزی ، ششم تیرماهِ هزار و چهارصد و چهار|
خانه‌یِ‌دوست
در روشنایی حقیقت ، آن‌چه عیان است و آشکار ، ناتمامی‌ست ؛ به اتمام نرسیدن است، نیمه کاره ماندن است . در هر کنج این خانه ی کوچک ، کارهای فراوانی بر زمین نشسته که کسی آن‌هارا برنمی‌دارد . سه‌چرخه ی سرخ‌رنگی با دسته های سوخته ی زرد ، که روزی برای آخرین بار رها شد و بازی کودکانه ای که نیمه کاره ماند ، خوابی که بعد از مرگ صاحبش ، به پایان نرسید . شیشه ی عطر کوچکی که ناتمام رها شد و ساختمانی که هیچ وقت ساخته نشد . کارهایی هست هنوز که تو باید مهرسرخِ پایان را بر آن بزنی . |برای ناتمام ها ، هفتم تیرماه سال هزار و چهارصد و چهار|