هدایت شده از شبهایحوّا.
ای کاش خداوند همان دم که علیاکبر بر خاک افتاد، زمین و زمان را درهم میکوبید و جهان را محو میکرد. ای کاش آسمان از هیبت آن مصیبت میشکافت و خورشید برای همیشه خاموش میشد. ای کاش کوهها فرو میریختند و دریاها میخشکیدند پیش از آنکه آن قامت رعنا در خون بیفتد. ای کاش من در همان لحظهی اول روضهی علیاکبر جان میدادم، ای کاش من به جای او هزار بار تکهتکه میشدم تا آن جوان آسمانی بر خاک دست و پا نزند.
ای خدا! گواه باش که دل من در سوگ علیاکبر سوخت و خاکستر شد. ای خدا! پس تو را به عزت و جلالت قسم میدهم، زمانی که جانم به گلوگاه رسید و مَلَک مرگ بالای بسترم آمد، سر مرا در دامان علیاکبر بگذاری. پس منهم سوگند یاد میکنم جانم، زندگیام، جگرگوشهها و فرزندان آیندهام، تمام نسلم تا به روز رستاخیز را نذر دو چشمانش کنم. و تو از همه آگاهتری که من، در تمام عمرم، هرگز کسی را به اندازهی او دوست نداشتهام.
خانهیِدوست
https://eitaa.com/105217504/1077 چطور بگم که دقیقا منم همینطور
تمام این چهار سالی که رفتم ، دست ما کوتاه و خرما بر نخیل .
هدایت شده از Omlet
استاد کریمخانی11. Yek Karevan Del.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
یک گل برای باغبان باقی نمانده... :)