eitaa logo
خانه کتاب کوثر
86 دنبال‌کننده
985 عکس
324 ویدیو
65 فایل
پیشنهادات و انتقادات خود را با مادرمیان بگذارید. ادمین @yaaghelatolarabs
مشاهده در ایتا
دانلود
💢وای بر این پدر و مادرها... ✅حضرت رسول به تعدادی نگاه میکرد و فرمود: واى بر از روش پدرانشان! پرسیدند: از پدران مُشرك آن ها؟ حضرت فرمود: نه، از مسلمانشان كه چيزى از فرائض دينى را به آنها ياد نميدهند... و تنها از اين خشنودند كه فرزندشان درآمد داشته باشند هر چند ناچيز باشد. سپس فرمود: من از اين پدران بيزارم و آنان نيز از من بيزارند! 📚مستدرك الوسائل، ج 2، ص 625 ✅بسیاری از پدر و مادرها در این دوران و فشار اقتصادی، برای آینده فرزندان خود نگرانیهایی دارند. کلاس کنکور خوب، کلاس موسیقی، ورزش و... اما کمترین توجهی به نیازهای و معنوی آنها در راستای آشنایی با فرائض دینی ندارند. تربیت فرزندان بُعدی در آینده اولین را به خود او وارد میکند.
کتاب پرستوی مهربان : بیان فلسفه غیبت امام زمان با مثالی شیرین نویسنده:  انتشارت: (ع) معرفی:📑 شاید چندین بار از جانب کودکانمان با این سوال مواجه شده باشیم که چرا امام زمان بین ما نیست؟ و شاید خیلی از ما درمانده ایم در دادن پاسخ در فهم کودکمان.😐 نویسنده این کتاب در قالب یک داستان کودکانه با شخصیت های جذاب به این سوال پاسخ داده است و فلسفه غیبت امام را با مثالی شیرین بیان کرده است.👌 بریده کتاب:🔪📙 پرستوی مهربان گفت: من خیلی شما را دوست دارم. آیا باز هم می توانم به دیدن شما بیایم؟ طاووس زیبا جواب داد: اگر مثل هدهد فداکار زندگی کنید، من به دیدن شما می آیم…😊 @khaneketabkosar
۷تا۹سال تو هرجا که دلت خواست می توانی کنی. من بیست و چهار ساعت بیدارم و هرگز نمی خوابم. برای شنیدن دعای تو همیشه آماده ام. کاری هم ندارم کجا هستی. تو اگر در چرخ و فلک هم باشی می توانی دعا کنی.....دعا در هیچ جا ممنونع نیست. کتاب «خدایا اجازه!» پاسخ های زیبا و ساده ای به پرسش های گوناگون کودکان در زمینه های و داده است که باعث تقویت روحیه کودک می شود! @khaneketabkosar
👶 📙 ✍نویسنده: مترجم:  سلمانی 📖انتشارات:  خلاصه کتاب:📝 داستان پسر بچه👦 کوچکی است که در شهر بدنیا آمده و برای چند ماه پیش فامیل در روستا می رود. در این داستان سعی شده که تفاوت تربیتی وفرهنگی مردم روستا و شهر بیان شود. این داستان مفاهیم خوبی را برای بچه ها بیان می کند وآن حالت دلزدگی نسبت به روستایی بودن را از بین می برد. پیام کتاب:⚠️ توسعه ی زندگی ها و تبدیل زندگی روستایی به شهری، باعث شده خیلی از حالت های طبیعی و دلنشینی که روستا در انسان ایجاد می کند ازبین برود و آدم ها کم کم خیلی از لذت های آرامش دهنده را از دست بدهند. ☹️ این کتاب درمورد یک زندگی لذیذ طبیعی حرف می زند.👌 بریده کتاب:🗒 جان بیشتر از اینکه به روستا وخانه های روستایی توجه کند، متوجه بچه ها شده بود. در چهره ی آن ها کنجکاوی وخوش حالی دیده می شد. آن ها منتظر پدرانشان بودند تا از اتوبوس🚌 پیاده شوند. هربچه ای که پدرش را می دید، ابتدا دستش را می بوسید. پدرها نیز هدیه ای 🎁به آن ها می دادند. خیلی طول نکشید که متوجه اصل داستان شد… @khaneketabkosar
📚 🌀 👼 مجموعه کتابهای آفتاب، حاوی قصه های شیرین و دلنشین از چهارده معصوم✨ (علیه السلام) است. کتاب 📒گردنبند عجیب، از این مجموعه، داستانی از زندگی _فاطمه سلام الله علیها ✨ می باشد. این کتاب، داستان گردنبندی📿 است. که حضرت در راه خدا✨ به یک نیازمند داد. پیر مرد وارد مسجد🕌شد و به طرف پیامبر صلی الله وعلیه وآله✨ رفت، سلام کرد وگفت: _ای رسول خدا !✨ من پیرمردی فقیر وگرسنه ام، چند روز است که غذا🥘 نخورده ام . پیامبر(ص)✨ از دیدن او غمگین شد فکری🤔 کردوگفت: من چیزی ندارم که به تو بدهم. ولی تو رابه خانه ی🏠 کسی می فرستم که نزد خدا و پیامبر، عزیز😍 است.... ╭┅────── ╰┅──────┅╯
۷تا۹سال پیامبر عزیز ما یک شیرین است که «» یکی از کتاب های این مجموعه است. در این کتاب به رابطه با اشاره شده و میتواند معرف خوبی از اخلاق و رفتار این حضرت با کودکان باشد. البته یک نکته مهم : داستان های این کتاب انقدر زیباست که نه تنها برای کودکان بلکه برای بزرگسالان نیز درس آموز می باشد. @khaneketabkosar
۷تا۹سال تو هرجا که دلت خواست می توانی کنی. من بیست و چهار ساعت بیدارم و هرگز نمی خوابم. برای شنیدن دعای تو همیشه آماده ام. کاری هم ندارم کجا هستی. تو اگر در چرخ و فلک هم باشی می توانی دعا کنی.....دعا در هیچ جا ممنونع نیست. کتاب «خدایا اجازه!» پاسخ های زیبا و ساده ای به پرسش های گوناگون کودکان در زمینه های و داده است که باعث تقویت روحیه کودک می شود!
📗 ✍ غلامرضا آبروی 🌀 نشر: حضور 👶 ۷ تا ۱۱ سال 📌معرفی: 🤗 گاهی انسان‌ دستش، پایش، چشمش، زبانش، قلمش، خلاصه تمام افعالش برای یاری دین خدا و یاری و دفاع از حجت خداست…  📖 داستان دست های نیرومند، داستان دفاع شیرین و جانانه امام علی علیه السلام در دوران کودکی از پیامبر اکرم است مقابل کودکانی که ایشان را می آزردند. داستانی ساده و روان که بر جان و دل کودک می نشیند 🧑پسر بزرگتر گفت: او محمد است، زود باشید سنگ جمع کنید. 👦یکی از بچه ها گفت: پدرم می گوید او دیوانه است، خدایان ما را قبول ندارد. 🧑پسر بزرگتر گفت : پدر من نیز همین را می گوید و سفارش کرده که هر جا او را دیدید با سنگ بزنید. 😶پسر بزرگتر سنگی برداشت و دستش را بالا آورد تا سنگ ها را به سوی پیامبر پرتاب کنند… ╔ 🌼" 🌼 "🌼 ════╗  @khaneketabkosar ╚════ 🌼" 🌼" 🌼
📕 ✍ غلامرضا آبروی 🌀 🌹 اهل بیت_ امام حسین علیه السلام 👶 👧معمولاً بچه های ما از امام حسین علیه‌السلام تنها داستان عاشورا را شنیده اند این کتاب داستانی در وصف ولادت امام حسین است که شیرین و زیباست... از دست ندهید 👌 🦋 فطرس گفت: راستی چه خبر شده که فرشتگان به زمین آمده اند؟ مگر روز قیامت رسیده است؟ 🦋جبرئیل گفت: نه قیامت نرسیده است. پیامبر اکرم صاحب فرزندی شده و ما برای گفتن تبریک نزد ایشان می رویم. فطرس لبخندی زد و آه کشید. 🦋_به به! چه خبر خوشی! کاش من هم می توانستم در این ‌شادی بزرگ با شما شریک باشم. 🦋جبرئیل گفت: _این نوزاد گرامی است و نزد خدا بسیار عزیز است... 🦋فطرس گفت:مرا با خود می برید؟ شاید آن نوزاد برای من دعا کند تا خدا مرا ببخشد... ____📬🌸__📖__🌸📬____
📚نام کتاب:  زیر آفتاب داغ ✍نویسنده: غلامرضا آبروی 🌀انتشارات: عهد مانا 👶 ۷ تا ۱۱ سال 🔖 ✨معرفی✨ 👌🏻📕اعتقاد دارم هر معضلی که در جامعه وجود دارد بر اساس تصور و باور اشتباهی است که در کودکی شکل گرفته است و یا ناشی از عدم آموزش در آن سنین است. 🗄📕شاید خیلی از معضلات اجتماعی، بیکاری و تن پروری و علاقه به پشت میز نشینی جوانان مان ریشه در ندانستن راه و مشی اهل بیت باشد. 🌸📕این داستان زیبا را برای کودکانمان بخوانیم… برگی از کتاب☘ 🏞📕همان طور که در فکر رسیدن به خانه بودم، ناگهان در یکی از باغ ها چند نفر را مشغول کار دیدم. 🐎📕اسب من با سرعت از کنارشان گذشت، در حال عبور از کنار آن ها نگاهی به پشت سرم کردم، چهره ی آرام یکی از آنها آشنا بود، افسار اسب را کشیدم، ایستادم و به او نگاه کردم. 🧐📕زیر لب گفتم: امام محمد باقر اینجا چه می ‌کند؟
دست های نیرومند 📗 ✍ غلامرضا آبروی 🌀 نشر: حضور‌ 👶 ۷ تا ۱۱ سال 📌معرفی: 🤗 گاهی انسان‌ دستش، پایش، چشمش، زبانش، قلمش، خلاصه تمام افعالش برای یاری دین خدا و یاری و دفاع از حجت خداست…  📖 داستان دست های نیرومند، داستان دفاع شیرین و جانانه امام علی علیه السلام در دوران کودکی از پیامبر اکرم است مقابل کودکانی که ایشان را می آزردند. داستانی ساده و روان که بر جان و دل کودک می نشیند 🧑پسر بزرگتر گفت: او محمد است، زود باشید سنگ جمع کنید. 👦یکی از بچه ها گفت: پدرم می گوید او دیوانه است، خدایان ما را قبول ندارد. 🧑پسر بزرگتر گفت : پدر من نیز همین را می گوید و سفارش کرده که هر جا او را دیدید با سنگ بزنید. 😶پسر بزرگتر سنگی برداشت و دستش را بالا آورد تا سنگ ها را به سوی پیامبر پرتاب کنند…
📚|کتاب: ✍🏻|نویسنده: غلامرضا آبروی 🌀|انتشارات: عهدمانا 👶| 🌟 همه پیامبران پیش از "او" مژده آمدنش را داده اند...💫 🌟 اهل کتاب اگر دقیق و درست و بدون تحریف کتاب هایشان را می خواندند، حتما نشانه هایی از '' او'' می یافتند🌱 🌟داستان این کتاب، داستانی از کودکی پیامبر اکرم است. قلم شیرین و روان کتاب داستان را برای شما دلچسب تر میکند😉